آگینو معتقد است این فشارها تمایل به گژرفتاری را در افرادایجاد میکند (ممتاز ،1381 :ص77).

6-نظریه کنترل
این نظریه به جای توجه به علت همنوایی افراد بیشتر به دنبال علل ناهمنوایی افراد بوده است و معتقد است که ناهمنوایی و هنجارشکنی و کج روی افراد ریشه در عدم مهار صحیح و کارا دارد. این دیدگاه از سویی زندگی را پر از وسوسه ، نیرنگ و فریب میداند و از سویی دیگر برخی از عوامل انحرافی را مفید و سودمند میشمارد بنابراین زمینه و شرایط را برای رفتارهای نابهنجار فراهم میداند و مدعی است که همنوایی مردم بدین سبب است که اعمال و رفتار آنان توسط جامعه مهار میشود به طوری که هر قدر میزان این مهار بیشتر باشد و نظارتهای گوناگون از قبیل رسمی و غیر رسمی ، بیرونی و درونی، مستقیم وغیر مستقیم ، وجود داشته باشند و حساسیت مردم و مسئولان افزایش یابد میزان همنوایی مردم بیشتر خواهد بود و اگر مهاری از سوی جامعه وجود نداشت همنوایی اندکی به وجود میآید این دیدگاه تا حدی متاثر از نظریه دورکیم در مورد انحراف است که معتقد است هر قدر میزان همبستگی افراد جامعه بیشتر باشد به همان میزان رفتارهای نابهنجار آنان کمتر است و مردم از ارزشها و هنجارهای اجتماعی بیشتری پیروی میکنند ولی هر قدر میزان همبستگی بین اعضا جامعه کمتر باشد و افراد از جامعه بریده باشند به همان نسبت احتمال انحراف آنها بیشتر است (رابرتسون ،1372 :ص 175).
7-نظریه همنشینی افتراقی (ساترلند )
ادوین ساترلند جامعه شناس آمریکایی که از پیروان مکتب شیکاگو است یکی از موثرترین نظریه ها را در زمینه پیدایش انحرافات ارائه کرد که تا به امروز قدرت تبین زیادی دارد . او در قالب نظریه خود معتقد بوده است که انحرافات عموما در قالب گروه های نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته میشود . : بر اساس این دیدگاه رفتار انحرافی نه منشاء ارثی دارد نه روان شناختی بلکه شخص کاملا آن را از دیگران فرا میگیرد ، همان گونه که همنوایان از طریق همین ارتباط با افراد سازگار هنجارها و ارزشها فرهنگی آن گروه و جامعه را پذیرفته خود را با آن انطباق میدهند بنابراین نه تنها دوستان و گروه ها مرجع به همنواه شدن یا هنجار شکن شدن افراد تاثیر میگذارند بلکه حتی در نوع رفتارهای انحرافی و جرائم ارتکابی افراد نیز نقش تعیین کنندهای دارند. این دیدگاه توجه دارد که فرد منحرف تنها با هنجارشکنان و فرد همنواتنها با افراد سازگار ارتباط ندارد بلکه هر انسان با هر دو دسته این افراد سرو کار دارد و اما اینکه کدام یک از این دو گروه فرهنگ خود را منتقل میکنند و تاثیر می گذارند معتقد است که به عوامل دیگری نیز بستگی دارد که این عوامل عبارتند از 1- شدت تماس با دیگران : احتمال انحراف افراد در اثر تماس با دوستان یا اعضای خانواده منحرف به مراتب بیشتر است تا در اثر تماس با آشنایان یا همکاران منحرف خود 2- سن زمان تماس : تاثیرگذاری فرد از دیگران در کودکی و جوانی بیشتر از زمانهای بعدی است 3- نسبت تماس منحرفان در مقایسه با تماس همنوایان : هر چه ارتباط و معاشرت با کج رفتاران نسبت به همنوایان بیشتر باشد به همان میزان احتمال انحراف فرد بیشتر است. (رابرتسون یان ،1372 :ص 171-170).
ساترلند انحراف را به آنچه که تفاوت ارتباطات نامیده است مربوط میداند . مفهوم تفاوت ارتباطات بسیار ساده است در جامعه ای که دارای خرده فرهنگهای گوناگون معتددی است برخی محیطهای اجتماعی معمولا مشوق فعالتیهای غیر قانونی هستند در صورتی که محیطهای دیگر چنین نیستند. افراد از طریق ارتباط با دیگران که حاصل بهنجارهای تبهکارانه هستند،بزهکار یا تبهکار میشوند. به نظر ساترلند اکثرا رفتارهای تبهکارانه دردرون گروه های نخستین به ویژه گروه های همسالان فراگرفته میشوند.
مصرف هنگامی شروع میشود که پیوندهای کجروانه (مصرف کنندگان مواد)بیشتر از پیوندهای معمولی اجتماعی آنها باشد بدین معنا کسانی که دوستان یا اعضای خانواده آنها موادمخدر مصرف میکنند بیشتر ازافراد دیگر درمعرض استفاده از موادمخدر قرار میگیرند وبه نظر میرسد این نگرش مثبتی درطول زمان نسبت به مواد پیدا کنند وافرادی که نسبت به موادمخدر نگرشها و باورهای مثبتی دارند احتمال مصرف مواد و اعتیادشان بیش از کسانی که نگرشهای خنثی یا منفی دارند واین نگرشها در طول زمان و در طی زندگی فرد شکل میگیرد(هوارد ابادنیسکی : 1384،ص216).
نکته اصلی نظریه ساترلند این است که افراد به این علت کج رفتار میشوند که تعداد تماسهای انحرافی آنان بیش از تماس غیر انحرافیشان است.این تفاوت تعامل افراد باکسانی که ایدههای کج رفتارانه دارند نسبت به افرادی که از ایدههای همنوایانه برخورد دارند (یعنی تماس بیشتر آنان باکج رفتاران یا ایدههای کج رفتاری)علت اصلی کج رفتاری آنهاست .
رویکرد ساترلند به انحرافات را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
1-کج روی یادگرفتنی است نه ارثی و نه محصول بهره هوشی پایین یا آسیب مغزی و امثال آن 2- کج رفتاری در تعامل با دیگران اموخته میشود . 3- بخش اصلی یادگیری کج رفتاری در حلقه درون گروه روی میدهد رسانه های جمعی و مطبوعات نقش دوم را ایفا میکنند . 4- فرد به دلیل بیشتر بودن تعریفهای موافق تخلف ، به نسبت تعریفهای موافق ، با همنوایی با هنجارها کج رفتار میشوند . 5- پیوندهای افتراقی ممکن است از نظر فراوانی ، دوام ، رجحان و شدت متفاوت باشند .6- فرایند یادگیری کج رفتاری از طریق تعامل با کج رفتاران و همنوایان سازکارهای مشابهی با هر نوع یادگیری دیگر دارد . 7- کج رفتاری را که خود تجلی نیازها و ارزشهای کلی است نمیتوان با همین نیازها و ارزشها کلی تبین کرد (ساترلند ،1966 به نقل از سروستانی ،1383 : ص 77 ).

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژه های کلیدی نظام های حقوقی

8-نظریه برچسب زنی
بر طبق این نظریه انحراف به عنوان فرآیندی توجیه میشود که توسط آن برخی مردم موفق میشوند برخی دیگر را منحرف تعریف کنند این نظریه بر نسبی بودن انحراف تاکید دارد و ادعا میکند که یک عمل زمانی انحرافی میشود که برچسب انحراف توسط دیگران بر آن زده شده باشند . ادوین لمرت (1967،1951) و بکر (1963) خاطر نشان میسازند که هر کس زمانی در زندگی خود نوعی رفتار انحرافی دست زده است اکثر این گونه رفتارها در مقوله انحراف اولیه قرار میگیرد یعنی نوعی ناهمنوایی که موقتی است و از روی کنجکاوی و آزمایشی عمل شده و به سادگی قابل اختفاء میباشد. این گونه رفتارها ممکن است مورد توجه قرار نگیرد و نه خود افراد و نه دیگران آنها را منحرف ندانند چنانچه اعمال انحرافی آنان توسط افراد مهم دیگری مانند دوستان ، والدین ، کار فرمایان ، مقامات مدرسه و حتی پلیس و دادگاه علنی و آشکار گردد و خطا کار در این صورت با این واقعه طوری رو به رو میشود که به گفته هاوردفینگل (1956)مراسم بی آبروی نامیده میشود . در این مراسم شخص محکوم به عمل انحرافی میشود، سرزنش و یا شاید مجازات گردد و مجبور میشود که به برتری اخلاقی محکوم کنندگان اعتراف نماید . از همه مهمتر شخص اکنون برچسب بدکاره ، غیر عادی ، کلاهبردار و معتاد به موادمخدر را از دیگران دریافت میدارد . بقیه مردم هم بعد از این با خطا کار بر حسب همین برچسبها واکنش نشان میدهند در نتیجه شخص آگاهانه یا ناآگاهانه این برچسب را میپذیرد و تصویری جدید از خود میسازد و به رفتار مناسب با آن شروع میکند اکنون رفتار شکل انحراف ثانویه پیدا میکند یعنی ناهمنوایی مداوم توسط کسی که برچسب انحراف را قبول کرده است »(رابرتسون یان ،1372: ص 178).
بر اساس نظریه برچسب زنی بیماران اجتماعی مبتلا به موادمخدر را برچسب معتاد به موادمخدر میزنند و از خود طرد میکنند و شخص معتاد در یک عزلت و انزواقرار میگیرد و به برتری اخلاقی دیگران غیر معتاد رای می دهند برچسب های ناشی از واکنشهای اجتماعی به افراد باعث صدمه دیدن تصویر آنان از خود میشود .
بکر و لمرت معتقدند که برای درک ریشه های جرم میبایست به قانون گذاران توجه کرد نه قانونشکنان از این رو بزهکارشناخته شدن فرد دقیقا با نظر پلیس و ماموران نیروی انتظامی ارتباط مستقیم مییابد. گافمن معتقد است وقتی فردی به عنوان کجرو برچسب میخورد، سرنوشت او تغییر میکند پس در واقع دیگران هستندکه او را به سوی همنشینی با کجروان سوق میدهند. در نتیجه مجازاتی که قرار بود از انحراف جلوگیری کند خود عامل انحراف بیشتر میشود (نریمانی ،1379 :ص 8)
چارچوب نظری تحقیق :
1- باتوجه به نظریه شاو و مکی که معتقدند الگوهای کنترل نشده مهاجرت ، ایجاد منطقه های که با سایر مناطق در تضاد است میتواند از علل وقوع کج رفتاری باشد میتوان نتیجه گرفت که برخی از محله های شهری محل سکونت و تجمع مجرمان و باندهای توزیع موادمخدراست بدین معنی که در بعضی از مناطق شهری احتمال کج رفتاری نسبت به مکانهای دیگر شهر بیشتر است (سهولت دسترسی به مواد مخدر بر بازگشت زنان به سوءمصرف مواد مخدر تاثیر د ارد . )
2-ساترلند معتقد است که افراد رفتارهای انحرافی را در فرآیند ارتباطات یعنی کنش متقابل با دیگران می آموزند وی بر همنشینان بد تاکید دارد و معتقد است که رفتارهای انحرافی در درون گروه های نخستین بخصوص گروه همسالان و دوستان فرا گرفته میشود (معاشرت با دوستان و همسالان معتاد بر بازگشت زنان به سوءمصرف مواد مخدر تاثیر دارد .)
3- با توجه به نظریه بیهنجاری مرتن که معتقد است در جامعه تعدادی اهداف فرهنگی مورد تایید و در مقابل تعداد محدودی وسایل نهادی شده مقبول جهت دستیابی به آن اهداف وجود دارد و بیهنجاری و بروز رفتارهای انحرافی حاصل فاصله میان اهدافی است که جامعه توصیه میکند و میزان دسترسی افراد به وسایل مشروع جهت رسیدن به آن اهداف است . بنابراین اگر فردی بخواهد به منزلت اجتماعی و ثروت بر اساس نوع شغل دست پیدا کند در صورتی که شغل مناسبی نداشته باشد احتمال اینکه به سوی کج رفتاری کشیده شود بسیار زیاد است (وضعیت اشتغال بر بازگشت زنان به سوءمصرف مواد مخدر تاثیر دارد . )
4-نظریه پردازان برچسب زنی بیشتر به تحلیل کج رفتاری ثانوی (تکرار انحراف )پرداخته و برچسب را الگوی پایدار کننده کج رفتاری حرفه ای یا زنجیرهای نامیده اند(تیو ،2001 :ص 162 )فرایند برچسب زنی میتواند آثار منفی خاص خود را داشته باشد مانند اینکه شخص برچسب خورده نقشی را بپذیرد که در آن برچسب می تواند فرصت های شخص معتاد را در زندگی محدود و او را به ادامه نقش معتاد وادار کند ( برچسب زنی از طرف جامعه بر بازگشت زنان به سوءمصرف مواد مخدر تاثیر دارد . )
5-بر اساس نظریه پیوند افتراقی ( ساترلند ) والدین به طور موثر مسئول به وجود آمدن نوع رفتار فرزندانشان هستند کسانی که والدین آنها مواد مخدر مصرف میکنند بیشتر از سایر افراد در معرض استفاده از موادمخدر قرار میگیرند و به نظر میرسد نگرش مثبتی در طول زمان نسبت به مواد پیدا کنند و افرادی که نسبت به مواد مخدر نگرشها و باورهای مثبتی دارند احتمال مصرف موادمخدر و اعتیادشان بیش از کسانی که نگرشهای خنثی یا منفی دارند است . (وجود عضو معتاد در خانواده بر بازگشت زنان به سوءمصرف مواد مخدر تاثیر دارد .)

الگوی نظری تحقیق:

سهولت دسترسی به مواد مخدر

معاشرت بادوستان و همسالان معتاد

وضعیت اشتغال بازگشت زنان به اعتیاد

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد انتخاب همسر و تحصیل دانش

برچسب زنی از طرف جامعه

وجود فرد معتاد در خانواده

فرضیه های اصلی تحقیق :

1-به نظر میرسد سهولت دسترسی به موادمخدر بر بازگشت زنان به سوء مصرف موادمخدر تاثیردارد .
2-به نظر میرسد معاشرت با دوستان و همسالان معتاد بر بازگشت زنان به سوء مصرف موادمخدر تاثیردارد .
3-به نظر میرسد وضعیت اشتغال بر بازگشت زنان به سوء مصرف موادمخدر تاثیردارد .
4-به نظر میرسد برچسب زنی از طرف جامعه بر بازگشت زنان به سوء مصرف موادمخدر تاثیردارد .
5-به نظر میرسد وجود فرد معتاد در خانواده بر بازگشت زنان به سوء مصرف موادمخدر تاثیردارد .

فصل سوم

روش شناسی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

روش تحقیق :
روش مورد استفاده در این تحقیق از نوع پیمایش میباشد . از نظر کرلینجر«تحقیق پیمایشی جمعیتهای کوچک و بزرگ را با انتخاب و مطالعه نمونه های منتخب از آن جامعهها برای کشف میزان نسبی شیوع ،توزیع و روابط متقابل متغیرهای روان شناختی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار میدهد» (کرلینجر، 1376 : ص 65 )«.روش پیمایشی راغالبا پس رویدادی نیز مینامند زیرا اشاره به مواردی دارد که در آنها علت از پیش رخ داده و مطالعه آن در حال حاضر از طریق اثری که بر معلول داشته بر جای مانده است» ( دلاور ، 1374 : ص 393 ). پژوهشگر به دلایل چندی ترجیح داده است تا از روش پیمایشی استفاده نماید :1- تحقیق پیمایشی ساده ترین روش کمی برای کشف روابط علی و معلولی بین متغیرهاست 2- از طریق روش پیمایشی می توان اطلاعات حاصل از نمونه تحقیق را در محدوده خطای نمونه گیری در وسعت بیشتری از سایر روشها یه جامعه مورد مطالعه تعمیم داد.
الف: جامعه آماری:
جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق شامل دو گروه آزمایشی و گواه میباشد . گروه آزمایشی شامل زنان مراجعه کننده به (کمپ مرهم 60 نفر ، کمپ خیریه تولد دوباره 40نفر ، کمپ بهبود گستران همگام 40نفر ) میباشد که برای بار دوم و بیشتر جهت ترک اعتیاد مراجعه کردهاند. به منظور کشف عوامل اجتماعی موثر بر بازگشت زنان به سوءمصرف موادمخدر سعی شده است گروه دیگری بعنوان گروه گواه که شامل زنان بهبود یافته که شامل زنان مراجعه کننده به گروهNA (جلسه گروه NAدر پارک طرشت56 نفر و جلسه NAمیدان سعادت آباد 65 و و خوابگاههای ویژه زنان ( خانه های بین راهی )میدان آزادی(40 نفر) و خاوران(48 نفر)که جمعا برابربا209 نفر میباشند که باتوجه به تعداد گروه آزمایشی به تناسب 140نفر از گروه گواه به صورت تصادفی انتخاب شدهاندکه بعد از ترک و گذشت حداقل یک سال از ختم درمان به اعتیاد باز نگشتهاند مورد مطالعه قرار گیرند و تاثیر عوامل و متغیرهای مستقل در تحقیق بر آنان نیز سجیده شود . هدف از این امر پیدا کردن عوامل اجتماعی موثری بوده است که باعث بازگشت زنان به سوءمصرف موادمخدر میشود .

ب: روش نمونه گیری و حجم نمونه:
جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق برابر با 140نفر است که به صورت تمام شماری مورد بررسی قرار گرفتهاند . انتخاب گروه گواه تا حدود زیادی از جمعیت گروه آزمایشی که جمعا 140نفر میباشند تبعیت می کند .جامعه آماری گروه گواه جمعا برابر با 209 نفر از زنان بهبود یافته میباشند که با توجه به گروه آزمایش به صورت تناسب 140 نفر انتخاب شدهاند. بدین صورت که 37 نفر از 56 نفر پارک طرشت ، 44 نفر از 65 نفر سعادت آباد ، 27 نفر از 40 نفر میدان آزادی و 32 نفر از 48 نفر خاوران به صورت تصادفی انتخاب شده اند. بر همین اساس اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه از 280 نفر جمع آوری میشود.
واحد تحلیل واحدی است که اطلاعات از آنها گرد آوری میشود . واحدی که خصوصیات آن را توصیف می کنیم غالبا در تحقیق پیمایشی واحد تحلیل فرد است ( دواس : 1386 ، ص 41) . در این تحقیق واحد تحلیل فرد است . به جای مشاهد میدانی از افراد سوال میشود. فردی که مورد سوال واقع میشوند فردی است که بعد از قطع مصرف مواد مخدر بازگشت مجدد به اعتیاد داشته است .
ابزار جمع آوری داده ها :
درروش پیمایشی ، داده ها را می توان با بهره گرفتن از مشاهده ، مصاحبه عمیق ، تحلیل محتوا ، پرسش نامه یا تکنیکهای مختلف دیگری گرداوری کرد . با این همه پرسش نامه پرکاربردترین تکنیک است (دواس ، 87:1386) . دراین پژوهش ازابزارپرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده میشود .
اعتبار و پایایی:
اعتبار ابزار اندازهگیری آن چیزی را میسنجد که