مقاله با موضوع مهارت های اجتماعی

احتمالا کمی بیشتر کمرو هستند و این تفاوت ها ممکن است در نتیجه فشارهای اجتماعی باشد. چراکه مطالعات نشان می دهد که والدین، کمرویی را در پسران کمتر از دختران پذیرفتنی می دانند(سندرس و چستر، 2008). رابین، بورگس، هستینگز (2002) در یک تحقیق طولی از بچه های بین 2 و 4 ساله دریافتند که تعامل بازداری کودک و رفتارهای مادر در 2 سالگی، کمرویی اجتماعی در 4 سالگی را پیش بینی می کند. به خصوص وقتی مادرها بیش از حد حمایت کننده بودند و یا به طرز استهزا آمیزی رفتار می کردند. این یافته ها پیشنهاد می کند که رفتار مادری نقش مهمی را در ماندگاری کمرویی اجتماعی در کودک ایفا می کند (لوت واک ، فراری و چیک ،2007).
از طرف دیگر ویژگی کناره گیری در کودک رفتار های حمایتی از سوی والدین را فرا می خواند (به خصوص اگر پدر و مادر، خود نیز مضطرب باشند) و به این ترتیب رفتار های حمایتی والدین،کناره گیری کودک را افزایش می دهد(هادسون و رپی، 2004).در یک بررسی طولی در رابطه با کمرویی و والدین، کمرویی در سن 2سالگی، حمایت والدین در سن 4 سالگی را پیش بینی کرده است. اما حمایت والدین در سن 2 سالگی نتوانسته است کمرویی در سن 4 سالگی را پیش بینی کند (رابین، نلسون، هستینگ و اسندرپف، 1999).
گزارش مادران در مورد کمرویی فرزندانشان و ترتیب تولدشان در یک تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که فرندان ارشد در مقایسه با فرزندان بعدی کمرو تر هستند. فرزندان ارشد دختر در مقایسه با فرزندان دختر بعدی توسط مادرانشان کمروتر ارزیابی شده اند اما فرزندان ارشد پسر در مقایسه با فرزندان پسر بعدی کمتر احتمال دارد که کمرو ارزیابی شوند (کروزیر و بیردسی، 2003).
از طرفی کمرویی می تواند یک پاسخ سازش یافته بهنجار به یک تجربه اجتماعی بالقوه توانکاه باشد. با مقداری کمرویی،کودکان و نوجوانان می توانند موقتا کناره گیری کرده و حس کنترل را به دست بیاورند.معمولا به همان اندازه که آنها در برخورد با افراد غریبه تجربه به دست می آورند،کمرویی شان کاهش می یابد.در صورت نبودن مشکلات دیگر،کودکان و نوجوانان کمرو به طور معناداری در معرض خطر مسائل رفتاری یا روانپزشکی از جمله اضطراب، افسردگی قرار نخواهند گرفت (چونگ و اوانس،2000).
در بعد عملی، کودکان و نوجوانان کمرو کمتر مهارت های اجتماعی را تمرین و تجربه می کنند و روابط دوستانه شان کمتر رشد می کند.آنها تمایل دارند از فعالیت های ورزشی، هنرهای نمایشی و بحث و گفت وگو که ممکن است خودشان کانون توجه قرار گیرند، اجتناب نمایند. آنها همچنین تمایل دارند که به صورت غیر دوستانه مورد ادراک قرار بگیرند و به احساس تنهایی گرایش دارند، دارای عزت نفس پایینی هستند و مشکلات گوارشی (معده ای و روده ای) در آنها از حد متوسط بالاتر است. کودکان کمرو، مستعدبیش اضطرابی در نوجوانی هستند. بزرگسالان کمرو تمایل دارند کمتر در شبکه های اجتماعی باشند و نسبت به دیگران از حمایت شبکه های اجتماعی احساس رضایت کمتری می کنند. تعداد زیادی از دانش آموزان کالج هرگز پیشرفت نمی کنند زیرا از صحبت در کلاس هراس دارند (اسنهالانا و مارتی، 2003).
علایم خلقی و عاطفی کمرویی ممکن است شامل موارد زیر باشد:کمرویی خودآگاهانه، نگرانی و سراسیمه بودن، ناامنی و احساس کوچکی. علایم رفتاری ممکن است شامل موارد زیر باشد: دشواری در برقراری ارتباط چشمی با دیگران، با اکراه و بی میلی صحبت کردن، صحبت کردن با صدای ضعیف که گاهی اوقات ممکن است قابل شنیدن نباشد، نگرش بدبیاری، اجتناب از تقابل های اجتماعی و احساس مشکل در شروع صحبت. تجلیات روانشناختی کمرویی احتمالا شامل موارد زیر است: عرق شدید، خجالت، تپش قلب و افزایش آن، خشکی دهان، احساس دلشورگی و مشکلات گوارشی معده ای و روده ای (لوت واک، فراری، چیک،2007).
در برخی از دانش آموزان، بدون وجود زمینه خاص و نبود عامل موقتی که می تواند تا حدی خطرساز باشد، بازداری شدید و کمرویی مشاهده می شود. این دانش آموزان ممکن است در مهارت های اجتماعی ضعیف باشند یا خود انگاره پایینی داشته باشند (دنیلز و پلامین،2007).
دانش آموزانی که کمرو هستند، خود را بیشتر سرزنش می کنند، خودشان را کمتر دوست دارند و کمتر با خودشان صمیمی اند و در مقایسه با همسالان غیر کمرو، بیشتر منفعل هستند. این گونه عوامل، تاثیر منفی بر ادراک های دیگران می گذارد. زیمباردو اظهار کرده است که افراد کمرو در مقایسه با افراد غیر کمرو، اغلب از سوی همسالانشان کمتر صمیمی و دوست داشتنی تلقی می شوند و به سبب همه این دلایل،ممکن است از طرف همسالان خود طرد شوندو برای رشد مهارت های اجتماعی شانس کمی داشته باشند (چونگ و اوانس،2000).
دانش آموزان کمرو در شروع بازی و ارتباط با همسالان،کمتر حالت رقابت جویی پیدا می کنند. نوجوانانی که تا حدی گرایش به کمرویی دارند و کمتر برای خویش احتران قائلند در مقایسه با همسالان غیر کمرو، بیشتر انفعالی هستند (زیمباردو و رادل، 1981).
لازمه کمرویی، اضطراب و بازداری رفتاری در موقعیت های اجتماعی است. این علائم معمولا در موقعیت های جدید یا موقعیت هایی که فرد را مود ارزیابی قرار می دهند، و یا موقعیت هایی که افراد برجسته و افراد ناخوانده حضور دارند،رخ می دهد.کمرویی در نوجوانان با نشان دادن علاقه به مشاهده دیگران همراه با بی میلی در صحبت کردن یا لذت بردن از آنها، ظاهر می شود. برای مثال آنها ممکن است موقعی که افراد ناآشنا در اطرافشان هستند،حتی وقتی خواسته شود با آنها صحبت کنند،همچنان ساکت و آرام باقی بمانند (دنیلز و پلامین،2007). افراد کمرو احساسات شدید مربوط به کمرویی را در موقعیت های اجتماعی تجربه می کنند، افراد کمرو درباره موضوعات کوچک نگرانند، به خصوص وقتی احساس می کنند، مرتکب خطا و اشتباه شده اند و در ذهنشان برای هر فکری که به طور عادی کمرویی به دنبال ندارد، تصورات فراوانی متداعی می گردد،آنها زیاد عذرخواهی می کنند و برای اجتناب از درد، رفتارشان را توجیه می کنند و رنج ناشی از انتقاد دیگران را می پذیرند. احساس گناه در آنها بالا است و از خطاهای واقعی یا تصوری یا اقدام های اشتباه آمیزی که پذیرفته اند،احساس شرمساری و خجالت دارند (اسنهالاتا و مارتی، 2003).
این قبیل عوامل، اثر منفی را بر روی ادراک دیگران می گذارد. زیمباردو گزارش می کند که افراد کمرو در مقایسه با افرادی که کمرو نیستند، توسط همسالان اغلب کمتر صمیمی و دوست داشتنی ارزیابی می شوند. به سبب این دلایل، همسالان ممکن است نوجوانان کمرو را طرد کنند و آنها شانس کمی برای رشد مهارت های اجتماعی خود داشته باشند. در نوجوانانی که کمرویی به طور مفرط به سنین جوانی گسترش می یابد، آنها خودشان را منزوی تر توصیف می کنند و دوستان کمی دارند و روابطشان با افراد جنس مخالف کمتر از همسالان آنهاست (رستیفو و بوگلز، 2007).

مطلب مرتبط :   مقایسه بین گروهها و آنالیز واریانس

2-3-2-شیوع کمرویی:
کمرویی در میان دانش آموزان خردسال شایع تر از بزرگسالان است. ممکن است این پدیده در میان کودکان آشکارتر باشد، زیرا آنان عموما نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما کمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد. برخی شواهد تحریک آمیز نشان می دهند که در دوران نوجوانی کمرویی بیشتری در میان دختران پدید می آید تا پسران. در یک نمونه گیری از دانش آموزان پایه چهارم، پنجم و ششم یک مدرسه ابتدایی حد متوسط افرادی که در حال حاضر کمرو بودند42 درصد بود-مانند نمونه اصلی. این دختران و پسران به طور مساوی خود را به عنوان کمرو معرفی می کردند. اما زمانی که به دانش آموزان پایه هفتم و هشتم می نگریم، نه فقط سطح متوسط کمرویی به 54 درصد افزایش می یابد بلکه این دختران نوجوان هستند که موجب این افزایش شده اند. شاید دلیل این امر آن باشد که نیاز به محبوب بودن در مدرسه و از نظر جسمانی جذاب بودن به گونه ای جا افتاده است که فشار بیشتری بر دختران وارد می شود تا پسران (زیمباردو،1990).
از طرف دیگر در سیستم آموزش و پرورش،مفهوم کمرویی نقش مهمی را ایفا می کند.کمرویی یک هیجان پنهانی است که نادیده گرفته شده است، درحالیکه در زندگی بسیاری از افراد، موجب شکست، آشفتگی و هرج و مرج شده است. طبق تحقیقات انجام شده، بیش از 50 درصد افراد در زندگی خود کمرویی را در درجات مختلف تجربه می کنند. به علاوه 80 درصد از مردم اعلام نموده اند که در بعضی از موقعیت ها در زندگی شان احساس شرم و خجالت را تجربه کرده اند. به تعداد زیادی از این افراد می توان نسبت”کمرویی برون گرایانه”داد. اینها افرادی هستند که در میان عموم حاضر می شوند؛ اما در درون، افکار دردناکی را تجربه یا احساس می کنند. افراد کمرو، در رابطه با گسترش انواع مختلف مسائل روان شناختی از قبیل افسردگی و یا اضطراب، بیشتر آسیب پذیرترند. تعداد بسیاری از مردم کمرویی را تجربه می کنند و این احتمال وجود دارد که مقدار زیادی از رفتار کمرویی تثبیت شده و یا به صورت انواع دیگر پاسخ های غیر انطباقی گسترش یابد. دو عامل در رابطه با این که بیشتر مردم خود را کمرو توصیف کنند مورد توجه می باشد که عبارتند از: فرهنگ و تکنولوژی. فهم آداب و سنن فرهنگی بسار مهم است، زیرا براساس آن می توانیم کمرویی را توصیف و تبیین کنیم. آشکارا فرهنگ های مختلف براساس آنچه به عنوان هنجار میان فردی و اجتماعی پذیرفته شده است، تعاریف متفاوتی را از کمرویی خواهند داشت. بنابراین، این نکته مهم می باشد که وقتی با افراد دارای فرهنگ های متفاوت خاص خودشان برخورد می کنیم این نکته را مورد توجه قرار بدهیم (رابین، 2001).
آستین (2000) در مطالعه خود آشکار کرد که 8 درصد جامعه دچار کمرویی هستند و 11 درصد دانش آموزان مدرسه ابتدایی در ارتباط هایشان نگرانی و دلهره را تجربه می کنند و به عبارت دیگر 20 درصد، اضطراب مربوط به کمرویی را تجربه می کنند و بدین دلیل باید مورد کمک قرار بگیرند. زیمباردو و همکارانش در دانشگاه استانفورد زمینه یابی، با نمونه ای از 817 دانش آموز دبیرستانی انجام داده اند و از آنها پرسیده اند که آیا خود را کمرو ارزیابی می کنند و به کمرویی به عنوان یک مشکل می نگرند؟ 40 درصد از پاسخ دهندگان خود را به شدت کمرو ارزیابی کردند، 63 درصد اذعان داشتند که کمرویی برای آنها مشکل آفرین بوده است. تحقیقات بعدی این یافته ها را تایید کرده است. زمینه یابی استانفورد همچنین از پاسخ دهندگان پرسیده که آیا قبلا هم کمرو بوده اند؟ اکثریت پاسخ دهندگان بر صدق این سوال صحه گذاشتند (زیمباردو، 1990 ).
2-3-3-پیامدهای کمرویی:
فیلیپ زیمباردو(1982؛به نقل از موسوی،1388)،پیامدهای زیر را برای کمرویی عنموان می کند.
1-مشکلات اجتماعی:افراد کمرونسبت به افراد غیر کمرو از موقعیت های اجتماعی بهره مند نمی شوند،کمتر قرار ملاقات می گذارند،از نظر کلامی و غیر کلامی کمتر ابراز وجود می کنند و علاقه کمتری به افراد دیگر نشان می دهند.آنها توانایی خود را برای مقابله با موقعیت های اجتماعی دست کم می گیرند و نسبت به موقعیت های اجتماعی بدبین هستند.از ملاقات و آمیزش با دیگران اجتناب می کنند زیرا گمان می کنند مردم مدام از آنها انتقاد می کنند و درصدد کشف خطاهای وی هستند تا مسخره اش کنند(زیمباردو و هندرسون ،1996).
2-اشکال در تفکر:خجالتی بودن فرد کمرو موجب می شود که در حضور دیگران افکارش دچار ابهام و تیرگی شود و در برقراری رابطه مؤثر ناتوان گردد.
3-محدودیت در ارزیابی های مثبت:کمرویی باعث می شود دیگران ارزیابی مثبتی از خصوصیات فرد نداشته باشند علیرغم آنکه وی دارای توانایی ها و ویژگی های مثبتی است.
4-ارزیابی منفی دیگران:نه تنها نکات مثبت فرد کمرو به چشم نمی آید بلکه به دلیل عدم برخورد گرم و صمیمانه با دیگران،به طور غیرواقعی تصویر غلطی از او در ذهن ها شکل می گیرد.به عنوان مثال گمان می کنند او فردی سرد و بی عاطفه،خودخواه و جاه طلب است.
5-اشتغال ذهنی:افراد کمرو اشتغال ذهنی زیادی نسبت به خود و واکنش های دیگران دارند که منجر به نگرانی و درخود فرو رفتگی آنها می شود.
6-بی جراتی:فرد کمرو نمی تواند به راحتی عقاید خود را مطرح سازد و از ارزش های منفی مورد قبولش دفاع کند.
7-عواطف ناخوشایند:معمولا کمرویی همراه با احساس افسردگی،گوشه گیری و تنهایی است.کمرویی می تواند یک تاثیر علی بر افسردگی داشته باشد.هم مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق تنهایی.افراد کمرو در ایجاد روابط اجتماعی ضعیف عمل می کند که منجر به اجتناب از مواجه های اجتماعی و در نتیجه تنهایی می شود.
از نظر زیمباردو و هندرسون(1996)افراد کمرو به دلیل نقص شبکه اجتماعی که برای حفظ سلامتی ضروری است،دچار مشکلات مربوط به سلامت جسمی و روحی می شوند.در شغل های نامناسب تر قرار می گیرند،پیشرفت شغلی محدودی دارند و پول کمتری به دست می آورند،چون کمتر درخواست ترفیع می کنند.اگر کمرویی مزمن شود و تا سال های بعدی زندگی ادامه یابد ممکن است منجر به انزوای اجتماعی مزمن و آسیب روانی وابسته به آن و حتی بیماری مزمن و طول عمر کوتاه تر شود(زیمباردو و همدرسون،1996؛به نقل از موسوی،1388).
کمرویی به عنوان یک عامل خطرناک روانی-اجتماعی می تواند پیامدهای مهمی از لحاظ عملکرد اجتماعی داشته باشد و به آسیب دیدگی توانایی و مهارت اجتماعی منجر شود (گلدبرگ و اشمیت،2001).
افراد کمرو در تعامل های اجتماعی و روابط بین فردی خود ناشیانه رفتار می کنند و به عبارت دیگر فاقد مهارت های اجتماعی هستند و میزان اضطراب و افسردگی در آنها بالاتر است (شیومی و دیگران،2000).
2-3-4-پیوستار کمرویی:
کمرویی بر مبنای شدت نشانه های گزارش شده طبقه بندی شده است و بر روی پیوستاری، از کمرویی موقعیتی تا مزمن در نوسان است. کمرویی موقعیتی، شامل تجربه نشانه های کمرویی در موقعیت های اجتماعی مخصوص است که درخودپنداره فرد درونی و جذب نشده است. در انتهای پیوستار کمرویی، افرادی هستند که به دنبال تعاملات اجتماعی نیستند و ترجیح می دهند که تنها باشند. در میانه این پیوستار افرادی هستند که احساس می کنند در موقعیت هایی با انواع معینی از افراد مرعوب می شوند و به شیوه ناشیانه ای رفتار می کنند. ناراحتی آن ها به اندازه کافی قوی است که زندگی اجتماعی و عملکردشان را مختل کند (هندرسون و زیمباردو، 1998). در انتهای پیوستار افرادی هستند که به شکل مزمنی خجالتی هستند و ترس از ارزیابی منفی توام با آشفتگی هیجانی یا بازداری را تجربه می کنند که با شرکت آن ها در فعالیت مورد علاقه و رفتار معطوف به هدف شان تداخل می کند (هندرسون، 1997).
کمرویی پیوستار روانی گسترده ای را شامل می شود.می تواند از احساس عدم کفایت در حضور دیگران تا حوادث آسیب زای ناشی از اضطراب که زندگی یک فرد را ویران می کند را در بر گیرد.به گفتهه زیمباردو(1977)در انتهای این پیوستار افرادی قرار دارند که با کتاب خواندن و کار کردن با اشیا یا حضور در طبیعت احساس راحتی بیشتری می کنند تا با معاشرت با افراد دیگر.برخی از این افراد هر زمان که لازم باشد با دیگران ارتباط برقرار می کنند.طیف میانی پیوستار کمرویی در برگیرنده بخش اعظم افراد کمرو می باشد.این افراد در موقعیت های مشخص با افراد معینی احساس بی کفایتی و تری می کنند،ناراحتی شدید آنها به زندگی اجتماعی شان آسیب زده و عملکرد آنان را مختل می کند.آنان در کل به خاطر عدم تسلط بر مهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس کمرو هستند.در انتهای دیگر پیوستار افرادی قرار دارند که ترس آنها از افراد دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد(افراد مطلقا کمرو).این افراد هر زمان که برای انجام کاری در حضور جمع مورد خطاب قرار می گیرند،بی نهایت می ترسند و به قدری احساس نومیدی می کنند که تنها راه فرار و پنهان شدن را می یابند.در بدترین حالت کمرویی می تواند به روان رنجوری حاد منجر شود(زیمباردو،1977؛ترجمه پارسا،1386).
جکسون