رضایت به وجود اومده توسط داشتن: که ناراحت از اندازه برخورداری ادما از امکانات می باشه.

رضایت به وجود اومده توسط رابطه: که معطوف به روابط اجتماعیه.

-رضایت به وجود اومده توسط بودن: پنداشت فرد نسبت به خودمون و تعریف از کیستی خود که دلالت بر   معناداری و کنترل بر زندگی خود در مقابل خود غریبگی داره.

– رضایت به وجود اومده توسط اقدام و عمل: که بیشتر معطوف به چگونگی زمان در اختیار به شکل اوقات فراغت می شه.

کلا رضایت از زندگی بر اساس درک فرد از وضعیت جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی خود و احساس رضایت مندی و شادمانی از بودن در این وضعیت می باشه و براساس تلقی کلی از خوشحالی و یا نارضایتی از زندگی و براساس ارضاء نیازای اساسی و هم اینجور تناسب بین اهداف شخص و وسایل رسیدن به اون اهداف معنی پردازی می شه. بنابر این رضایت زندگی بعد ذهنی کیفیت زندگیه و سازه کیفیت زندگی بحث ای عام تر از کیفیت زندگی می باشه.

۲-۲-۲-۲- سعادتمندی:

یکی دیگه از مفاهیمی که به معنی کیفیت زندگی بسیار نزدیکه و بعضی وقتاً دلیل تداخل مفهومی با سازه کیفیت زندگی می شوداحساس سعادتمدنی می باشه که به چگونگی آزمایش فرداز زندگی اشاره داردودربرگیرنده متغیرهایی مثل رضایت از زندگی، رضایت از وضعیت زناشویی، رضایت از کار و متغیرهای روانشناختی چون از دست دادن افسردگی واضطراب و وجودعواطف و خلقیات مثبت می شه. احساس رضایت از زندگی بسیار نزدیک با این معنی می باشه چون که هردوبه بعدذهنی کیفیت زندگی اشاره دارندوآن رابایدبعنوان یکی ازمعرفهای احساس  سعادتمندی به حساب آورد.دینروبیس واس واسه احساس سعادتمندی سه جزء رو قائل هستن:

زناشویی

۱- آزمایش مثبت محرک( عاطفه مورد پسند)

۲- آزمایش منفی محرک(عاطفه ناخوشایند)

۳- رضایت از زندگی

هر کدوم از این سه عامل به تقسیمات فرعی دیگری تجزیه می شن. رضایت کلی از زندگی رو به رضایت از بخش های جورواجور زندگی مثل تفریحات، عشق، ازدواج، دوستان و… در عین حال عاطفه مورد پسند رو به هیجانات و خلقیات خاصی مثل لذت ،محبت غرور و در آخر عاطفه ناخوشایند رو می توان به هیجانات و خلقیات خاصی مثل شرم، گناه، خشم و اضطراب تجزیه کرد. در میان اجزاءبر شمرده شده آزمایش مثبت و منفی محرک بیشتر جنبه عاطفی داشته و جزء سوم یعنی رضایت از زندگی دارای جنبه شناختیه( نوبخت، ۱۳۸۹؛۲۵).

 

 

 

 

۲-۲-۲-۳- سبک زندگی

سبک زندگی در کلمه به معنی روشیه که فرد در انجام یه فعالیت مشخص بکار می گیرد که شامل الگوهایی از روابط اجتماعی، مصرف، سرگرمی، تفریح و لباس پوشیدن می باشه که بازتابی کامل از ارزشهای اجتماعی، طرز برخورد، الگوهای رفتاری، عادات، چیزهای مورد علاقه و دیدگاه های فردی در سراسر زندگیه که به دنبال اجتماعی شدن بوجود میاد.

معنی سبک زندگی در اواخر دهه ۱۹۲۰ به وسیله روانشناسی به نام آلفرد آدلر بیان شد و هسته مرکزی نظریه روانشناس فردی ایشون رو شکل می دهد. و این معنی رو به عنوان خود، شخصیت، فردیت، وحدت و اتحاد شخصیت، شکل دهنده فعالیت های خلاق فرد، روش روبرو شدن با مشکلات، عقیده و نظر فرد درباره خود و مشکلات زندگی و نگرشی کلی نسبت به زندگی استفاده کرد. و بر این  باور بود که روش ها وروش های عملی هر فرد در دوران کودکی شکل  می گیرد و از تعامل های اجتماعی که در سالهای اولیه زندگی رخ می دهد آموخته می شه.( هاشمی، ۱۳۸۶).آدلر در مورد بوجود اومدن سبک زندگی به فکر بود که همه آدما انگار احساس کهتری گرفتار هستن که با روش خاصی در صدد برطرف کردن اون هستن، این روش منحصر به فرد واسه جبران احساس کهتری، سبک زندگی افراد رو ایجاد می کنه. سبک زندگی در سه دوره به کمال خود می رسد دوران کودکی، زمان شکل گیری پنج ریشه اصلی سبک زندگیه سلامتی و ظاهر، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، نگاه های والدینی، منظومه های خانوادگی و نقش جنسیتی، دومین بعد از سبک زندگی، نگاه ها نسبت به تکالیف زندگی می باشه که در دوران نوجوونی تغییر می پیدا کنن این نگاه ها عبارتند از نگاه نسبت به خود، نگاه به طرف مشکلات، نگاه به طرف بقیه، نگاه به طرف جنس مخالف و نگاه به زندگی، سومین بعد از سبک زندگی، تکالیف زندگیه. ایشون بر سه تکلیف از زندگی تاکید داره : بقیه، شغل، عشق و مسائل جنسی. سبک زندگی در بزرگسالی در اهداف و راه های رسیدن به اونا خود رو نمایان می کنه( فاضل، ۱۳۹۰: ۱۴۳).

اقتصاد

کرن و همکارانش( ۱۹۹۳) واسه امتحان سبک زندگی نمونه هایی به توضیح زیر تدوین کرده ان:

– علاقه اجتماعی(BSI): به بیان تعلق فرد به جامعه می پردازه.

– کنارآمدن( GA): این که فرد چقدر تمایل داره که در سه بخش مربوط به تکالیف زندگی یعنی ارتباطات اجتماعی، کار و صمیمیت از روندی قانون مند پیروی کنن.

– مسئولیت پذیری( TC): اینکه چقدر هدایت و رهبری  بقیه واسه فرد مورد پسند و قبول کردنیه.

– نیاز به تایید( WR): اینکه فرد چقدر به اعلام نظرهای بقیه بها می دهد و نظر اونا رو مهم می دونه.

– با احتیاط بودن(BC): این که چقدر فرد در موقعیت های بین فردی احساس امنیت و اعتماد می کنه( سعیدی، ۱۳۹۰؛۱۰).

سبک زندگی از فرهنگ، نژاد، مذهب، وضعیت اقتصادی، اجتماعی، اعتقادات، باورها تاثیر می پذیرد و هر شخص براساس سبک زندگی خاص خود اجرای نقش می کنه. سبک زندگی در طول زندگی ثابت می موند مگه اینکه باورهای راسخ با واسطه گری و روان درمانی عوض شه.بنابر این سبک زندگی باز نمودیه از جستجوی هویت و انتخاب فردی، پس فهمیدن فرد لازمه فهمیدن سازمان شناختی و سبک زندگی اونه.

روان درمانی

سبک زندگی دارای وجوهی هم چون فعالیت بدنی، تغذیه، الکل، دخانیات و … می باشه که در مبحث مربوط به سلامت جهانی بسیار مطرح می باشن. از طرف دیگه سلامت جهانی یکی از ابعاد چهارگانه کیفیت زندگی در تقسیم بندی سازمان بهداشت جهانی می باشه بنابر این می توان بیان داشت که کیفیت زندگی بحث ای عام تر از سبک زندگی می باشه که می تونه در سبک زندگی و روش زندگی فرد کرد پیدا کنه.

این مطلب را هم بخوانید :  نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه

۲-۲-۲-۴- خوشبختی

خوشبختی یکی از مفاهیم مربوط به کیفیت زندگیه محققان بهداشت روانی، خوشبختی رو یکی از عامل ای بهزیستی ذهنی می دونه. از دید اونا جلوه های جورواجور بهزیستی ذهنی، نشونه سلامت روانیه بهزیستی ذهنی به معنی ذهنیتیه که فرد درباره کیفیت زندگی داره تا حد بسیار مثل معیارهای ذهنی کیفیت زندگیه.

کوری کیز مدلی رو واسه بهزیستی ذهنی در نظر داره که دارای سه وجه مهمه:

بهزیستی احساسی

بهزیستی روانی

بهزیستی اجتماعی

ایشون بهزیستی روانی واجتماعی رو نشونه کارکرد مثبت می دونه و اگر اگه فرد شرایط دو بعد بهزیستی احساسی( احساس خوب و رضایت از زندگی) و بعد کارکرد مثبت رو داشته باشه، از سلامت روانی برخورداره ( مختاری، ۱۳۸۹؛۳۱-۳۰).

هم اینجور کیفیت زندگی متفاوت از استاندارد زندگی و سطح زندگیه. استاندارد زندگی و سطح زندگی معرف پیشرفت هایی هستن که بیشتر وجود اقتصادی دارن و شامل معیارهایی به طور کاملً عینی می شن که قابل اندازه گیری هستن و با عامل های اقتصادی سنجیده می شن مانند:GDP یا تولید ناخالص ملی، وضعیت مسکن، وضعیت شغل و … که در کیفیت زندگی موثر هستن اما همونطور که گفته شد کیفیت زندگی مفهومی پیچیده تر و شامل دو جنبه عینی و ذهنیه و نشون دهنده اختلاف بین امیدها و انتظارات یه فرد  و تجربیات فعلی اون می باشه.

۲-۲-۳-ابعاد کیفیت زندگی

با در نظر گرفتن اون چیزی که در صفحات قبل اومد مشخصه یه اتفاق نظر عمومی بر سر این موضوع هست که کیفیت زندگی فقط در زندگی مادی خلاصه نمی شه بنابر این به دلیل ناتوانی شاخص های فقطً اقتصادی و عینی در بهبود شرایط زندگی، توجه به شاخص های ذهنی هم مطرح شد، بنابر این دو دسته از معیارها جهت آزمایش و امتحان تغییرات کیفیت زندگی رو تماشاگر هستیم:

۱- شاخص های کمی( عینی)

۲- شاخص های کیفی( ذهنی)

شاخص های عینی ارقام و داده های آماری موجود در مورد شرایط واقعی زندگی افراد هستن و شرایط خارجی زندگی رو نمایش میدن. این بعد از کیفیت با بهره گرفتن از شاخص هایی که مربوط به واقعیت قابل مشاهده و قابل لمس زندگی هستن اندازه گیری می شن مانند حساب بانکی، بهداشت، آموزش. اما بعد ذهنی کیفیت زندگی محصول ادراکات و خیالات فردیه و از درک فرد و آزمایش ذهنی ایشون از زندگی سر میگیره.احمداشرف( ۵۷:۱۳۸۰) در این مورد بیان می داره که جنبه عینی زندگی آدمی بر ۲ امر دلالت داره:

 

الف: چگونگی محیط زیست آدمی مانند آلودگی محیط، مسکن، اوقات فراغت و مانند اون

ب: بعضی از مشخصات مردم هم چون تندرستی، نتیجه های اموزشی، انسجام خانوادگی.سلامت روانی و مانند اون.

بعد ذهنی کیفیت زندگی بر جنبه هایی ازتجربه فردی مانند سرخوردگی، احساس غریبگی از جامعه واز خودمون خود، احساس سرشکستگی، احساس رضایت و نارضایتی از زندگی، اشتیاق های آدمی و ادراکات انسانی دلالت داره.لی در بیان فرق شاخص های ذهنی و عینی بیان می داره که مناسب ترین روش واسه کشف کیفیت زندگی، پرسیدن درک مردم از زندگی اوناس اما عقیده داره که شاخص های عینی بهتر تره چون این شاخص بازخوردی های با ارزشی رو واسه برنامه ریزان و سیاستگذاران جفت و جور می کنه. اما با اینحال، شاخص های ذهنی پایایی کمتر و توانایی اطمینان بیشتری دارن و دلیل این رو ناتوانی این شاخص ها واسه نمایش وضعیت محیط زندگی مردم می دونه( رضوانی،۱۳۸۸؛۹۵-۹۴).

با مورد توجه قرار دادن  دو بعد ذهنی وعینی کیفیت زندگی، دو سنت در مورد تحقیقاتی که در مورد کیفیت زندگی انجام شده ان هست:

– راه و روش اسکاندیناوی: این راه و روش در بیشتر کشورای اروپایی مخصوصا کشورای اسکاندیناوی طرفداران زیادی داشته و به وسیله« جون درینوفسکی» و « ریچارد تیتموس» بوجود اومده. در این راه و روش بر شرایط عینی زندگی و عامل های مربوط به اون تاکید شده.

– راه و روش آمریکایی: از تاثیرگذاران بر این راه و روش« دبیلو. آی. توماس» که یه روانشناس اجتماعی بود می باشدکه برمعرف های ذهنی وتجارب ذهنی افراد در زندگی شون توجه می شه.

توافق عمومی در میان محققان هست که از راه کامل کردن ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی امکان گرفتن تصویری کامل تر و مفیدتر از کیفیت زندگی هست چه بسا آدمایی با امکانات مالی مناسب تو ذهن خود هیچ احساس رضایتی از زندگی خود نداشته باشن و یا برعکس آدمایی با سطح پایینی از استانداردهای زندگی، به عللی متفاوت از زندگی خود اعلام رضایت نسبی یا حتی کامل داشته باشن. فرق شاخص های عینی وذهنی کیفیت زندگی از اون جهت مهمه که تجربه درک عمومی از رضایت زندگی رو به بعد فردی اون پیوند می دهد. پس آزمایش جامعی از کیفیت زندگی باید شامل جنبه های عینی وذهنی باشه کیفیت زندگی بدین شکل می تونه از توان هر دو راه و روش واسه رسیدن به اطلاعات پایاتر و قابل اطمینان تر درباره کیفیت زندگی استفاده کنه.نول (۲۰۰۳) اعلام می کنه که می توان طبق سطوح کیفیت زندگی در ابعاد ذهنی و عینی ماتریسی ۲×۲ شامل حالت های بهزیستی محرومیت، برابری و ناهماهنگی رو معنی سازی کرد.

جدول ۲-۴-حالات جور واجور کیفیت زندگی با ترکیب ابعادعینی و ذهنی (منبع:رضوانی،۹۶:۱۳۸۸)

آزمایش ذهنی
شرایط عینی زندگی خوب بد
خوب بهزیستی( پولدار خوشحال) ناهماهنگی ( پولدار ناشاد)
بد برابری( فقیر خوشحال) محرومیت( فقیر ناشاد)

با در نظر گرفتن شکل فوق اگه فردی شرایط عینی و ذهنی خوبی داشته باشه در حالت بهزیستی قرار داره اگه هر دو شرایط بد باشن حالت محرومیت هست. حال اگه شرایط عینی خوب و شرایط عینی بد باشه ناهماهنگی هست و اگه شرایط عینی بدو شرایط ذهنی خوب باشه برابری صورت گرفته.

 

۲-۲-۴ -شاخص های امتحان کیفیت زندگی

بخش مربوط به کیفیت زندگی و امتحان اون شاید در هیچ وقتی به اندازه امروز وسیع نبوده. اقتصاددانان، محققان علوم اجتماعی و دولتمردان هرکدوم، از دیدگاه خاصی به این بحث می نگرند. این از اون جا ناشی می شه که شاخص های مربوط به کیفیت زندگی طیف بزرگی رو در بر می گیرند که از تغذیه و پوشاک گرفته تا مراقبت های بهداشتی و محیط اجتماعی و مادی دور و بر رو شامل می شه بخاطر این واسه امتحان کیفیت زندگی وسیله بسیاری تدوین شده. اقتصاددانان اولین کسائی بودن که بطور غیر مستقیم به این پرداختن تولید ناخالص ملی( GDP) اولین شاخص بود که اقتصاددانان واسه  امتحان پیشرفت اجتماعی و بطور غیرمستقیم کیفیت زندگی تدوین کردن. تولید ناخالص داخلی، معرف ارزش پول همه کالا و خدماتیه که در طول یه سال، در محدوده جغرافیایی یه کشور تولید می شه و بر اندازه تولید تاکید داره( عنبری، ۱۳۸۸؛۱۵۵). اما در دهه ۱۹۷۰ در مقابل نتیجه های رشد اقتصادی مثل گسترش فقر، آلودگی ها، گسترش شکاف طبقاتی، افزایش کشکی و هردم بیل جمعیت، شاخص GDP مورد نقد گرفت.مثلا کمپل و همکارانش ( ۱۹۷۶) طی مقایسه ای که در مورد شرایط زندگی مردم در قبل و بعد از جنگ جهانی دوم انجام داده ان به این نتیجه رسیدن که تکیه محض به اندازه گیری پولی- اقتصادی به تنهایی نمی تونه بازگو کننده مناسب سطح کیفیت زندگی و یا رضایتمندی مردم باشن چون که سالهای پس از جنگ جهانی افزایش خیره کننده در میانگین استاندارد زندگی مردم روی داده. با اینحال در همون زمان مردم آمریکا تماشاگر کاهش امنیت فردی، افزایش سوء مصرف مواد، قتل و بی ثباتی سیاسی بودن. باخبر شدن از نبود یه رابطه کامل مستقیم بین شاخص های اقتصادی ومیزان رضایتمندی از زندگی محققان رو واداشت تا بدنبال سایراندازهای غیر پولی باشن تا بتونه برآورد کننده بهتر اندازه رضایت عمومی باشه(کمپبل، ۱۹۷۶؛۴۹). هم اینکه استرلین واگلسکو هم در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده ان که « مقایسه های بین المللی نشون می دهد که افزایش درآمد سرانه همیشه با یه افزایش معنی دار در کیفیت زندگی همراه بوده اما بهبود جنبه های کیفیت زندگی، در همه نقاط جهان تاثیر مشابهی روی رشد اقتصادی نداشته، مطمئناً بهبودی زیادی در متغیرهای قابل مشاهده مانند غذا، مسکن و پوشاک بوجود میاره اما در طرف مقابل رشد اقتصادی نوین، افزایش شهرنشینی، آلودگی آب و هوا و آلودگی صوتی رو بدنبال داره در نتیجه از اندازه اثر مثبت رشد اقتصادی بر افزایش کیفیت زندگی کم می کنه» ( باسخا،۱۳۸۹). کرد دیگه این موضوع رو می توان در مقاله تونی بلر اول وزیر وقت انگلیس( ۱۹۹۹) دید که در مقاله خود درباره کیفیت زندگی می نویسید:

این مطلب را هم بخوانید :  خرید نظریه آمرام در مورد هوش معنوی

« دولت ها فراموش کرده ان که پول همه چیز نیس و موفقیت دولت ها، فقط با GDP سنجنده نمی شه. حال اینکه ایجاد بهترین کیفیت زندگی واسه مردم، مهم تر از تمرکز صرف بر رشد اقتصادیه …وبرای ما راه حل اون هستش که واسه امتحان عملکردمون وسیله دیگری پیدا کنیم» اینجور بود که پیشرفت پایدار با تاکید بر کیفیت زندگی در دستور کار دولت انگلستان قرار گرفت( مختاری،۱۳۸۹؛۳۸).

آمارتیاسن ( ۲۰۱۱) اقتصاددان هندی نسل برنده جایزه نوبل در مقاله خود با عنوان «کیفیت زندگی؛ چین در مقایسه با هند» ضمن تحلیل وضعیت اقتصادی و رشد اقتصادی این دو کشور به نقد وبررسی شاخص رشد اقتصادی پرداخته و بیان می داره که شاخص رشد اقتصادی به تنهایی و بدون در نظر گرفتن بقیه عوامل نمی تونن دلیل بهبود استانداردهای زندگی باشه. هر چند وقتی به تاثیر رشد اقتصادی بر زندگی مردم نگاه می کنیم در خیلی از موارد شرایط به طور کاملً به نفع چینه: امید به زندگی(۵/۷۴در چین درمقابل۴/۶۴در هند)، اندازه مرگ و میر نوزادان( فوت ۵۰ نوزاد به ازای ۱۰۰۰نوزاد در هندو ۱۷ نوزاد به ازای هر ۱۰۰۰نوزاد در چین)، مرگ ومیر مادران به هنگام زایمان ۲۳۰ مرگ در هر ۱۰۰۰زایمان در هند و ۳۸ مرگ در هر ۱۰۰۰ زایمان در چین).اما زمینه هایی وجود دارن که بطور روشن با رشد اقتصادی رابطه ندارن. خیلی از هندیها از ساختار دموکراتیک کشور شون راضی هستن، ساختاری که شامل احزاب سیاسی جور واجور ، انتخابات آزاد، رسانه های آزاد و دستگاه قضایی جداگونه. هندی ها از راه دموکراسی به مواهبی دست یافته ان که چینیها از اون محروم هستن. هندی ها رکورد تولید و فروش روزنامه در جهان هستن. در هند دست کم ۳۶۰ کانال تلویزیون هست و اینترنت بطور نامحدود، رسانه های سانسور نشده در اون کشور وجود دارن اما در چین یه دستگاه خبری دولتی هست. تعداد آدمایی که تو یه هفته در چین اعدام می شن به اندازه همه افرادیه که هنداز زمان استقلالش در ۱۹۴۷ تا به امروز اعدام کرده. پس اگه بخوایم که کیفیت زندگی رو بررسی کنیم باید از شاخص های اقتصادی بالاتر بریم ایشون در اثبات این مدعی به بررسی وضعیت هندو بنگلادش می پردازه:

ایشون می گوید که با اینکه درامد سرانه در هند (۱۱۷۰ دلار) به مراتب بیشتر از بنگلادشه( ۵۹۰ دلار) اما امید به زندگی۶۶۱۹ به ۴/۶۴ به نفع بنگلادشه. میانگین تحصیلات در بنگلادش با ۸/۴ سال در برابر ۴/۴ سال در هند وضعیت بهتری داره. زنان بنگلادش سواد بیشتری نسبت به مردان دارن اما در هند عکس این قضیه می باشه.

با در نظر گرفتن انتقادات وارد شده بر شاخص های اقتصادی، کم کم شاخص های دیگری به وسیله محققان تدوین گشته وهر یه متغیرهای جدیدی رو واسه امتحان کیفیت زندگی وارد کرده ان:

[۱] -Cutter

[۲] -Campel

[۳] -Life satisfaction

[۴] -Synthia& hinds

[۵] -Having

[۶] -Relating

[۷] -Being

[۸] -Action

[۹]- Well- being

 

[۱۰] -Diener& Biswas

[۱۱] -Life style

[۱۲] -Alfered Adler

[۱۳]- Belonging social-interest

[۱۴] -Going Along

[۱۵] -Taking charge

[۱۶]- Wanting recognition

[۱۷] -Being coution

[۱۸] – Subeic Tive Well-being

[۱۹]- Corey keyes

[۲۰] -lifes standard

[۲۱] -Lee

[۲۲] -Jun Drenowski

[۲۳] -Richard Titmus

[۲۴]- w.I.thomas

[۲۵]- Noll

[۲۶] -Crass Domestic Product

[۲۷]- Compbell

[۲۸] -Easterlin and agelescu

[۲۹] -Amartyasen