برای حل مسأله ASP در فرودگاههای دارای چند باند پروازی از راهحل سادهای به نام اولین ورودی- اولین سرویسدهی (FCFS) استفاده میشود که بر اساس زمان فرود برنامه‌ریزی‌شده (PLTs) در آن فرودگاه میباشد. در شکل 1-1 مثال سادهای از حل مسأله به روش FCFS نشان داده‌شده است

شکل 1-1- حل مسأله ASP به روش FCFS
اما در تعیین ترتیب ورود پروازها انتخاب باند مناسب فرود برای کاهش تأخیر پروازی، فاصله زمانی فرود (LTI) را در نظر میگیرند که حداقل زمان جدایی قابل‌قبول برای دو پرواز ورودی پشت سر هم به یک باند پروازی را نشان میدهد. اساساً LTI یک کمیت تغییرپذیر می‌باشد زیرا:
برای حفظ ایمنی پروازها لازم است که دو پرواز هم‌ارتفاع دارای حداقل جدایی افقی بر اساس نوع هواپیما و موقعیت واقعی آن‌ها باشند.
سرعت هر هواپیما هنگام فرود متفاوت میباشد.
تسهیلات و تجهیزات هر باند پروازی، برای تعیین زمان LTI تأثیرگذار است.
جدول 1-1 نمونهای از حداقل زمان LTI مربوط به انواع مختلف هواپیماهای مسافربری را نشان می‌دهد. همانطور که مشاهده میکنید این جدول غیرمتقارن میباشد به‌طوری‌که زمان LTI هواپیمای B727 پشت سر هواپیما B747 200 ثانیه است درصورتی‌که فقط 70 ثانیه در شرایطی که ترتیب دو هواپیما جابجا شود زمان لازم است. اگرچه راهکار FCFS عدالت را بر اساس PLT رعایت می‌کند ولی با توجه به نامتقارن بودن زمان LTI، با جابجایی موقعیت هواپیما در صف ورود هر باند پروازی و یا جابجایی آن‌ها در بین صفوف باندهای پروازی مختلف می‌توان تأخیرات پروازی را کاهش داد و ظرفیت پروازی فرودگاه را افزایش داد.
جدول 1-1 حداقل زمان LTI
1-3- مفروضات، محدودیت‌ها
همانطور که قبلاً توضیح دادیم در مسأله ASP قصد داریم ایمنی، کارایی و دقیق بودن توالی پروازهای ورودی را در فرودگاه موردنظر بررسی کنیم. ازآنجایی‌که ایمنی با LTI تضمین میشود پس تابع هدف برای این مسأله لازم است بر روی کارایی عملیات فرودگاهی و دقت در سرویس‌دهی پروازها به دست آورده شود.
NAC تعداد هواپیمایی که طبق برنامهریزی انجام‌شده برای نشستن در فرودگاه موردنظر میآیند
NR شماره باند مورداستفاده در مدت‌زمان مشخص
Ai زمان فرود تخصیص‌یافته ( ALT) برای هواپیمای i-ام
Qr صف ورودی پرواز برای فرود بر روی باند r
Qr(j) هواپیمای j-ام در صف Qr که r=1,…,NR و j=1,…,Hr (Hr تعداد هواپیماها در صف Qr)
اساساً ما دو تابع هدف در نظر میگیریم:
(1-1)
(1-2)
در رابطههای بالا J1 مجموع تأخیرات پروازی به وجود آمده برای تمام هواپیماها است و J2 حداکثر طول تمامی صفوف پروازهای ورودی را ثبت می‌کند. مجموع تأخیرات J1 بر روی هزینه عملیات شرکت‌های هواپیمایی تأکید دارد درصورتی‌که حداکثر طول صفوف در J2 بیشتر بر روی کارایی استفاده از ظرفیت فرودگاه تمرکز دارد. در خیلی از موارد حداقل مجموع تأخیرات به‌طور همزمان باکم کردن حداکثری طول تمامی صفوف به دست میآید، اما بدین معنا نیست که هر دو با یکدیگر برابر هستند. رابطه بین J1 و J2 بیشتر در قسمت شبیه‌ساز موردبررسی قرار میگیرد. مسأله ASP را می‌توان به‌صورت زیر فرمول‌بندی کرد:
(1-3)