مقاله نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و معیارهای ارزیابی کیفیت سود

3. روش مبتنی بر توانایی پیش بینی. در این روش مهم آن است که مقادیر گذشته سود بتواند مقادیر آتی را پیش بینی کند. هر چه میزان قدر مطلق میانگین خطای پیش بینی کمتر باشد، آن مقدار توانایی پیش بینی بیشتری دارد.
4. روش مبتنی بر سود اقتصادی. در این روش بیشتر معیارهای مبتنی بر پیش بینی هزینه سرمایه مد نظر قرار می گیرد. استنباط بر این است که این ارقام کیفیت بلاتری نسبت به سود حسابداری دارند. معیار ارزش افزوده اقتصادی از جمله معیارهایی است که بر این روش اتکا دارد.
2-2-1- مولفه های سنجش کیفیت سود
با عنایت به تحقیقات گذشته پنج مورد از مهمترین ویژگی کیفی سود مورد توجه میباشد که عبارتاند از: 1- پایداری سود، 2- قابلیت پیشبینی سود، 3- مربوط بودن سود به ارزش سهام، 4- به موقع بودن سود و 5- محافظهکارانه بودن سود میباشد (کردستانی و مجدی، 1386).
2-2-1-1- پایداری سود
مقصود از پایداری سود، سودی که ناشی از فعالیتهای غیر عادی و غیر مترقبه نباشد از پایداری بیشتری برخوردار است. به عبارت دیگر قابلیت دوام و تکرارپذیری سود به عنوان پایداری سود تعریف میشود. تحلیلگران مالی و سرمایهگذاران در تعیین جریانهای نقدی آتی به رقم سود حسابداری به عنوان تنها شاخص تعیین کننده توجه نمیکنند، بلکه برای آنها پایداری و تکرارپذیر بودن سود گزارش شده بسیار مهم است. از دیدگاه آنها سود حاصل از فعالیتهای عملیاتی تکرارپذیر از اقلام غیرعادی و غیرمترقبه سود، محتوایی اطلاعاتی بیشتری دارد؛ زیرا اقلام تکرارپذیر سود معیار خوبی برای برآورد جریانهای نقدی آتی به حساب می آید (ثقفی و کردستانی، 1383). پایداری بالاتر سود مرتبط با ضریب بزرگتر متغیر سود در رگرسیون سود- بازده است (خواجوی و ناظمی، 1384). همچنین پایداری سود به معنای تکرارپذیری (استمرار) سود جاری تعریف نمودهاند (فریمن، اوهلسن و پنمان، 1982) و برای محاسبه آن از مدل اتورگرسیون استفاده میشود.
2-2-1-2- قابلیت پیش بینی سود
ارزش پیش بینی کنندگی سود یکی از معیارهای ارزیابی کیفیت سود است که به استفاده کنندگان صورت های مالی کمک می کند تا سود و جریان نقدی عملیاتی را با اطمینان و صحت بیشتری پیش بینی نمایند. در مفاهیم نظری هیات استانداردهای حسابداری مالی توانایی پیش بینی به عنوان بخشی از ویژگی مربوط بودن مطرح شده و این گونه تعریف شده است: “کیفیت اطلاعات که به استفاده کنندگان کمک می کند تا احتمال پیش بینی صحیح نتایج گذسته یا حال را افزایش دهد”. انجمن حسابداری آمریکا در بیانیه تئوری حسابداری چنین می نویسد: “در تدوین استانداردها معیار جامع، مفید بودن اطلاعات است”. تقریبا بدون استثنا ادبیاتی که در این زمینه وجود دارد موضوع مفید بودن را به تسهیل در تصمیم گیری مرتبط ساخته است. در اتخاذ تصمیم یکی از مهمترین نکات مورد توجه نتیجه تصمیم است که به دلیل ارتباط نتیجه تصمیم به آینده تعیین نتیجه و پیامد تصمیم از طریق پیش بینی صورت می گیرد. بنابر این اطلاعات حسابداری برای این که بتواند در راستای تسهیل تصمیم گیری به سرمایه گذاران کمک کند، باید دارای توان پیش بینی باشد. اهمیت ارزش پیش بینی زمانی است که افراد با استفاده از سود حسابداری، وجوه نقد عملیاتی را برآورد کنند.
2-2-1-3- به موقع بودن سود
اطلاعات سود برای اینکه به تصمیم گیری سرمایه گذاران کمک کند، باید به موقع در دسترس سرمایه گذاران قرار گیرد. اگر اطلاعات مربوط به سود به موقع باشند، بازده مورد انتظار سرمایه گذاران نیز واقعی خواهد بود. از طرف دیگر هر چه اطلاعات در فواصل زمانی کوتاه تری گزارش شوند به دلیل بالا بودن سطح اطلاعات در دسترس سرمایه گذاران ریسک اطلاعاتی شرکت پایین خواهد بود. همین نکته باعث کاهش ریسک کلی سرمایه گذاری در شرکت و کاهش بازده مورد انتظار سرمایه گذاران خواهد شد(فرانسیس و همکاران،2002). به موقع بودن سود به عنوان یک ویژگی کیفی مبتنی بر این ایده است که سود حسابداری در صدد اندازه گیری سود اقتصادی است که به عنوان تغییر در ارزش بازار سهام تعریف می شود(فرانسیس و همکاران،2004).
2-2-1-4- مربوط بودن سود به ارزش سهام
سود از جمله برجسته ترین شاخص های اندازه گیری فعالیت های یک واحد اقتصادی است. در گزارش های مالی نیز تاکید ویژه ای بر اطلاعات مربوط به سود وجود دارد. بنابراین سود گزارش شده باید در تعیین ارزش شرکت به سرمایه گذاران کمک نماید. در واقع نحوه محاسبه و گزارش سود طوری باشد که دارای چنین ویژگی باشد تا بتواند این هدف را برآورده سازد. اصطلاحاً سود باید مربوط به ارزش سهام باشد.
2-2-1-4- محافظه کارانه بودن سود
محافظه کارای در حسابداری به عنوان تفاوت در تاییدپذیری لازم برای شناخت سود و زیان تعریف شده باشد. منشا محافظه کاری عدم اطمینان نسبت به آینده است. محافظه کاری توانایی سود حسابداری برای انعکاس سود اقتصادی (بازده مثبت) و زیان اقتصادی (بازده منفی) را نشان می دهد. تاکید بر محافظه کاری تمایز قائل شدن بین بازده مثبت و منفی است و معرف شفافیت سود به عنوان یک ویگی کیفی مورد تقاضای استفاده کنندگان است.
2-3- فرصت های رشد
مقصود از فرصتهای رشد نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام میباشد (سینایی و رشیدی زاد، 1389)؛ و برای سنجش فرصتهای رشد از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام استفاده می شود (سینایی و رشیدی زاد، 1389). فرصت های رشد در قالب های مختلف دسته بندی شده و به تفصیل توضیح داده می شود.
2-3-1- فرصت های رشد و ساختار سرمایه
تامین مالی از طریق بدهی، یکی از عوامل مهم تصمیم های سرمایه گذاری در سطح خرد و کلان است (سینایی و رضاییان، 1384). بدهی شرکت با فرض در دسترس بودن فرصت های رشد می تواند یک نقش دو طرفه در ارزش شرکت ایفا کند که این نقش را می توان از طریق چهار دیدگاه تئوری کسر سرمایه گذاری، سرمایه گذاری اضافی، نظریه سلسله مراتبی و نظریه توازی توضیح داد. دیدگاه کسر سرمایه گذاری نخستین بار از سوی مایرز (1977) مطرح شد و تاکید دارد که بالا بودن بدهی ها تاثیر منفی بر روی ارزش شرکت داشته، باعث تمایل مدیران به پروژه های سودآور سرمایه گذاری می شود (Myers, 1997). هرگاه شرکت دارای فرصت های رشد نباشد از تئوری سرمایه گذاری اضافی که رابطه نزدیکی با جریان نقدی آزاد دارد، استفاده می شود. این تئوری بر روی نتایج منفی بالا بودن میزان جریان نقدی تحت کنترل مدیران تاکید دارد و بیان می کند در این حالت بهتر است شرکت از طریق بدهی تامین مالی نماید تا محدودیت دسترسی به جریان نقدی برای مدیران شکل بگیرد در این حالت بین بدهی و ارزش شرکت رابطه مثبتی وجود دارد(Jensen, 1986).
بر اساس نظریه سلسله مراتبی، شرکت ها در تامین مالی مورد نیاز خود، سلسله مراتبی را طی می کنند. به عبارت دیگر، مدیران تامین مالی از محل منابع داخلی شرکت را به منابع خارجی شرکت ترجیح می دهند(Liang et al., 2009). یعنی شرکت ابتدا به سمت تامین مالی از منابع داخلی (سود انباشته) می رود و پس از آن اگر نیاز به تامین مالی خارجی باشد، ابتدا به سراغ بدهی های با ریسک ناچیز و پس از آن بدهی ریسکی و در نهایت به سراغ سهام می رود. طبق این نظریه بین فرصت های رشد و نسبت بدهی شرکت ها رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین نظریه توازی از طریق ایجاد توازن بین منافع تامین مالی بوسیله بدهی و هزینه های ناشی از بدهی، به اهرم مالی بهینه ای دست یافت که ارزش شرکت را حداکثر کند(Viviani, 2008). طبق این نظریه بین فرصت های رشد و نسبت بدهی شرکت رابطه معکوس وجود دارد.
2-3-2- فرصت های رشد و سود تقسیمی
معمولاً شرکت هایی اقدام به تقسیم سود می کنند که نمی توانند سود خود را سرمایه گذاری نمایند. سود تقسیمی به سیاست سرمایه گذاری شرکت بستگی دارد. شرکت هایی که فرصت های رشد مناسبی دارند، سود را به عنوان یک منبع تامین مالی تلقی می کنند (سینایی و رضاییان، 1384). لانگ و لیتزن برگر (1989) و دیآنجولو و همکاران (2000) اعتقاد دارند که تئوری پیام رسانی و تئوری جریان های نقدی آزاد، تا حد زیادی قادر است تاثیر تقسیم سود بر ارزش شرکت را، در حالت وجود یا عدم فرصت های رشد توضیح دهد. تئوری پیام رسانی در این رابطه بر اساس تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران است. همچنین لوپز و ویسنته (2010) درتئوری خود بیان می کنند که با فرض وجود تقارن اطلاعتی و در حالت وجود فرصت های رشد، تقسیم سود توسط شرکت می تواند باعث کاهش منابع داخلی، افزایش نیاز به منابع خارجی و در نهایت، کاهش ارزش شرکت شود. بنابراین انتظار می رود در حالت وجود فرصت های رشد بین سود تقسیمی و ارزش شرکت، رابطه منفی وجود داشته باشد.