منبع تحقیق درمورد اصحاب پیامبر (ص)

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اجتَمَعتُم عَلَی أمرٍ واحِدٍ لَصَدَّقَکُمُ النّاسَ عَلَینا وَ لَکانَ أقَلَّ لِبَقائِنا وَ بَقائِکُم». قال ثُمَّ قُلتُ لِأبِی عَبدِالله (علیه السلام)): شِیعَتکم لو حَمَلتُمُو هم علی الأسنهِ أَوعلی النَّار لَمَضُوا وهُم یَخرُجونَ مِن عِندِکُم مُختَلِفینَ؟ قالَ فأَجابَنی بِمِثلُ جَوابِ أَبِیهِ (ص 35). معاصر با زمانداران ستمگر بوده‌اند و در محدودیت کامل قرار داشته‌اند لذا بر رأی حفظ جان شیعیان و شئون آنان مطالبی را از باب تقیه بیان می‌نمایم که به عنوان نمونه روایت زراره از امام باقر (ع) ذکر می‌شود زراره می‌گوید: «از امام باقر (ع) مسئله‌ای پرسیدم جوابی به من داده آنگاه مردی آمد همان مسئله را پرسید پس حضرت برخلاف پاسخی که به من داده بود به او جواب گفت: سپس مرد دیگری آمده پس حضرت برخلاف هر دو جواب قبلی جواب سومی به او داد چون آن دو مرد رفتند عرض کردم: پسر پیامبر دو مرد از اهل عراق و از شیعیان شما آمدند یک مسئله را از شما پرسیدند و شما هر یک را برخلاف دیگری جواب دادید».
فرمود: زراره این‌گونه رفتار محققاً برای ما بهتر است و ما و شما را بیشتر حفظ می‌کند اگر همه شما شیعیان دارای رأی واحد و اتفاق کلمه باشید دشمنان متابعت شما را از ما تصدیق می‌کند و زندگی ما و شما به خطر می‌افتد.
زراره می‌گوید: «بعداً به امام صادق (ع) عرض کردم اگر شما شیعیان خود را بر نوک نیزه قرار دهید یا بر آتش برانید اطاعت می‌کنم و با این حال از شما جواب‌های مختلف می‌شنوم پس آن حضرت جواب پدرش را به من فرمود». (عبدالکریم عبدالهی، تعارض اخبار، 1390)
اما شیخ طوسی می‌فرماید: عن أبی عبیده عن أبی جعفر علیه السلام قال: مالا لی: یا زیاد: ما تقول لو أفتینار جلاً ممن یتولا لنا بشیء من التقیه قال: قلت له: أنت أعلم جعلتُ فداک، قال: أن أخذ به فهو خیر له و أعظم اجراً .
زیاد گوید: امام باقر (ع) به من فرمود اگر ما به یکی از دوستان خود فتوایی از روی تقیه دهیم چه می‌گویید فرمود اگر همان را عمل کنید برایش بهتر و پاداشش بزرگتر است. (تهذیب احکام، ج 4، ص 298)
و در روایتی متعددی آمده است: شکاری که باز، شاهین و سایر پرندگان شکاری در چنگ دارد حلال نیست؛ مگر آنکه شکار زنده از چنگال آن ها بگیری و تزکیه کنی، اما در استبصار سه روایت دیگر آمده است که شکار آن ها را حلال و قابل تناول می داند. شیخ در توجیه آن ها می نویسد: وجه تأویل این اخبار این است که بر تقیه حمل کنیم؛ زیرا سلاطین آنزمان بر این باور بودند و فقیهان، عامه به جواز تناول آن فتوا می دادند و این اخبار بر هم سویی با دیدگاه آن ها رسیده است، و شاهد دیگر بر تقیه بودن اخباری است مانند روایت امام صادق علیه السلام که می گوید: پدرم در زمان بنی امیه در حال تقیه به حلیت شکار باز و شاهین فتوا می داد، ولی ما اکنون تقیه نمی کنیم، پس شکاری که کشته شود و زنده از چنگالش گرفته نشود حرام است.
2-3-2 نسخ: شیخ انصاری، شهید صدر، علامه مجلسی، کلینی
دومین عوامل پیدایش تعارض اخبار را نسخ دانسته‌اند که به این دو حدیث بسنده کرده‌اند:
1-عن منصور حازم قال: قلت لأبی عبدالله علیه السلام… فأخبرنی عن أصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم صدقوا علی محمد أم کذبوا؟ قال: قلتُ: فما با لهم اختلفوا. فقال: أما تعلم أن الرجل کان یأتی رسول الله علیه و آله و سلم فیسأله فیحبیبه: فیها بالجواب ثم یجیبه بعد ذلک ماینسخ ذلک الجواب فنسخت الا مادیت بعضها بعضاً.
ابن حازم می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم: بفرمایید آیا اصحاب پیامبر (ص) بر آن حضرت راست گفتند یا دروغ بستند؟ فرمود: راست گفتند. عرض کردم: چرا اختلاف پیدا کردند؟ فرمود: مگر نمی‌دانی فردی به خدمت پیغمبر می‌آمد و از او مسئله‌ای می‌پرسید و آن حضرت جوابش می‌فرمود و بعدها پاسخی دیگر می‌داد که پاسخ اولت را نسخ می‌کرد پس برخی از احادیث احادیث دیگر را نسخ می‌کرد.
روایت حضرت علی می فرماید: و رَجُل ثالثٍ سَمِعَ مِن رَسُولِ اللهِ(ص)شَیئاٍ أَمَرَ بِهِ ثُمَّ نَهَی عَنهُ وَ هُوَ لا یَعلَمُ أَو سَمِعَهُ یَنهَی عَن شَیءٍ ثُمَّ أَمَرَ بِه وَ هُو لا یَعلَمُ فَحَفِظَ مَنسُوخَهُ و لَم یَحفَظِ النّاسِخَ و لو عَلِمَ أنَّه مَنسُوخً لَرَفَضَهُ وَ لَو عَلِمَ المُسلِمونَ إِذ سَمِعوهُ مِنهُ أنَّهُ مَنسُوخً لَرَفَضُوهُ. (ص 34) راوی که از پیامبر خدا مأمور به یا منهی عنه را شنیده و بعد آن حکم نسخ شده ولی او خبر ندارد پس حکم منسوخ را حفظ کرده و ناسخ آن را نفهمیده و اگر می‌فهمید به طور قطع آن را رها می‌کرد و اگر مسلمانان نیز می‌فهمیدند چیزی را که از او شنیده‌اند نسخ شده قطعاً از او دست بر می‌داشتند. (سیدعلی هاشمی، 1378)
3-3-2 تدریج در بیان احکام شرعی
کلینی می‌گوید یکی از عوامل وقوع اختلاف تعارض در اخبار این است که بسیاری از احکام شرعی به تدریج بیان شده تا هم رعایت اصول تعلیم و تربیت و هم ملاحظه فرهنگ خاص حاکم بر جامعه شده باشد از این رو می‌بینیم که تحریم مشروبات الکلی در طی مراحلی بیان می‌شود.
اول: آیه 67 سوره نحل (وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا) و هم از میوه‌های درخت خرما و انگور که از آن نوشابه‌های شیرین و رزق حلال و نیکو بدست آرند این کار از آیات حق برای خردمندان پدیدار است.
دوم: آیه 219 (یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا) ای پیغمبر از تو حکم شراب و قمار را می‌پرسند بگو در این کار گناه بزرگی است و سودهائی ولی زیان گناه آن بیش از منفعت آن است.
سوم: آیه 243 سوره نسا (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ) ای کسانی که ایمان آورده‌اید هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید.

چهارم: آیه 90 سوره مائده (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) ای اهل ایمان ما شراب و قمار و بت‌پرستی و تیرهای گروه‌بندی همه اینها پلیداند و از عمل شیطان است البته از آن دور کنید تا رستگار شوید.
که در آیه اولی نصیحت و ارشاد و اینکه خمر نوشیدنی نامطلوب در برابر روزی خوب و پاکیزه است و در دومی مقایسه منافع و مضار و غلبه زیان‌های آن و در سومی تحریم در حال نماز و در چهارمی تحریم مطلق با توجه به اینکه احکام اسلامی یکجا و یکباره بیان نشده بلکه به طور تدریجی بیان شده ممکن است در یک زمانی حکم کلی بیان شود ولی بیان حدود و تفاسیل آن منوط به فرصت مناسب دیگر با آمادگی مکلف سؤال‌کننده باشد. (اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج 1، ص 108)
4-3-2 عدم درک صحیح نقل به معنا
کلینی می‌گوید حضرت علی می‌فرماید: وَ رَجُلً سَمِعَ مِن رَسولِ اللهِ شَیئاٌ لَم یَحمِلهُ عَلَی وَجهِهِ وَ وَهِمَ فِیهِ وَ لَم یَتَعَمَّد کِذبَاٌ، فهُوَ فِی یَدِهِ، یَقولُ بِه وَ یَعمَلُ بِه وَ یَروِیهِ فَیَقُولُ: سَمِعتُهُ مِن رَسُولِ اللهِ (ص) فَلَو عَلِمَ المُسلِمُونَ أنَّهُ وَ هُم لَم یَقبَلُوهُ وَ لَو عَلِمَ هُوَ اِنَهُ وَ هُم لَرَفَضُوهَ. (ص 33) راوی چیزی از پیامبر خدا شنیده ولی آن را درست درک نکرده دچار اشتباه شده قصد دروغ هم ندارد پس آن حدیث نادرست در دست او است بدان معتقد است و به آن عمل می‌کند و آن را روایت می‌کند و می‌گوید خودم آن را از پیامبر خدا شنیدم اگر مردم می‌دانستند که او به اشتباه در یافته حرفش را نمی‌پذیرفتند و خود او هم اگر متوجه خطای خویش می‌شد آن را رها می‌کرد. (همان)
5-3-2 نفاق
اکثر فقها از جمله شیخ طوسی، کلینی، شیخ صدوق به نقل از حضرت علی (ع) یکی از عوامل پیدایش تعارض اخبار را نفاق می‌نامند و به این حدیث بسنده می‌کنند « رَجُلٍ مُنافِقٍ یُظهِرُ الإِیمانَ، مُتَصَنِّعٍ بِالإِسلامِ لا یَتَأَثَّمُ وَ لا یَتَحَرَّجُ أَن یَکذِبَ عَلَی رَسُولِ اللهِ مُتَعَمِّداٌ، فَلَو عَلِمَ الناسُ أَنَّهُ مُنافِقً کَذّابً لَم یَقبَلُوا مِنهُ وَ لَم یُصَدَّقُوهُ وَ لکِنَّهُم قالُوا: هذا قَد صَحِبَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله)» وَ رَآهُ وَ سَمِعَ مِنهُ وَ أَخَذُوا عَنهُ وَ هُم لا یَعرِفُونَ حالَهُ وَ قَد أَخبَرَهُ اللهُ عَن المُنافِقِینَ بِما أَخبَرَهُ وَ وَصَفَهُم بِما وَصَفَهُم فَقالَ عزّ وَ جَلَّ” وَ إِذا رَأَیتَهُم تُعجِبُکَ أَجسَامُهُم وَ إِن یَقَولُوا تَسمَع لِقَولِهِم”ثُمَّ بَقَوا بَعَدَهُ فَتَقَرَّبُوا إِلی أَئِمهِ الضَّلَالَهِ وَ ا لدُّعاهِ إِلی النَّارِ بِالزُّورِ وَ الکِذبِ وَ البُهتانِ، فَوَلَّوهُمُ الأَعمالَ وَ حَمَلُوهُم عَلَی رِقابِ النَّاسِ وَ أَکَلُوا بِهِمِ الدُّنیَا، وَ إنَّمَا النَّاسُ مَعَ المُلُوکِ وَ الدُّنیَا إِلا مَن عَصَمَ اللهُ. شخص منافق و بی‌عقیده‌ای که تظاهر به ایمان می‌کند و دارای اسلام ساختگی و عمد بر پیامبر خدا دروغ می‌بندد و نه احساس گناه می‌کند و نه از آن پروا دارد اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگو است از او نمی‌پذیرند و تصدیقش نمی‌کنند ولی مردم به حساب این که صحابی پیامبر خداست و آن حضرت را دیده و گفتارش را شنیده است روایتش را می‌پذیرند بدون اینکه از حقیقت حال او خبر داشته باشد در صورتی که خداوند پیامبرش را از وضع منافقان خبر داده و آنان را به بهترین وجه معرفی نموده و فرموده است (هنگامی که آنان را می‌بینیم قیافه آنان را می‌بینی قیافه آنان تو را به شگفت
آورد و اگر سخن بگویند به گفتارشان گوش فرا می‌دهید.

منافقان پس از پیامبر زنده ماندند و به پیشوایان گمراهی و کسلنی که مردم را با باطل و دروغ و تهمت به دروغ دعوت می‌کردند پیوستند و آن پیشوایان دروغین و حکام تحمیلی کارهایی بزرگ و پست‌های مهم مقام فتوا و مسند قضا را منافقان سپردند و بر گردن مردم سوار کردند و بدین سبب دنیا را خوردند چون توده مردم همواره تابع زمامداران دنیا پرستند مگر کسی که خدایش نگاه دارد. (عبدالهی، تعارض اخبار، 1390)
6-3-2 دسیسه و تزویر
شیخ انصاری و علامه مجلسی دسیسه و تزویر را یکی از عوامل پیدایش تعارض اخبار دانسته‌اند و به این دو حدیث بسنده کرده‌اند: 1- هشام بن حکم از امام صادق (ع) شنید که حضرت می‌فرمود: « عَن هشام بنِ الحَکَم أنَّهُ سَمِعَ أبا عَبدِاللهِ (علیه السلامِ) یَقُولُ: کان َ المُغیرَهُ بنُ سَعیدٍ، یَتَعَمَّدُ الکَذِبَ عَلَی اَبی (عَلَیهِ السَّلامِ) وَ یَأخُذُ کُتُبَ أَصحَابِهِ ، وَ کانَ أَصحابُهُ المُستَتِرُونَ بِأصحابِ أَبِی(عَلَیهِ السَّلامِ)، یَأخُذُونَ الکُتُبَ مِن أَصحابِ أَبِی وَ یَدفَعُونَها إِلَی المُغِیرَهِ و کانَ یَدُسُ فِیها الکُفرَ وَ الزَندَقَهَ و یُسنِدُها إِلَی أَبِی(عَلَیهِ السَّلام)، ثُمَّ یَدفَعُهَا إِلَی أَصحَابِهِ فِیأَمرِهِم أَن یَبُثُّوهَا فِی الشِیعَهِ، فَکُلُّ مَا کانَ فِی کُتُبِ أَصحَابِ أَبِی (علیه السلام) مِنَ الغُلُوِّ فَذَاکَ مِمَّا دَسَّهُ المُغِیرَهُ بنُ سَعِیدٍ فِی کُتُبِهِم. » «مغیر بن سعید عمدا بر پدرم نسبت دروغ می‌داد و نوشته‌های اصحاب پدرم را می‌گرفت و یاران مغیره نیز که در میان اصحاب پنهان بودند نوشته‌های اصحاب را به دست آورده و در اختیار مغیره قرار می‌دادند و اباطیلی از کفر و الحاد را در آن نوشته‌ها می‌گنجاند و آن را به پدرم نسبت می‌داد آنگاه آن نوشته‌های انحرافی را در اختیار یاران خویش می‌گذاشت و مأموریت می‌داد که آن مطالب انحرافی موجود در کتاب‌های اصحاب پدرم از دسیسه‌های مغیره بن سعید است».