نحوه اجرای مالیات بر ارزش افزوده و مقایسه آن با کشورهای سوئیس و ایالات متحده آمریکا- قسمت ۵

نحوه اجرای مالیات بر ارزش افزوده و مقایسه آن با کشورهای سوئیس و ایالات متحده آمریکا- قسمت ۵

  • مالیات بر درآمد

 

  • مالیات هدیه

 

  • مالیات عایدات

 

و بطور کلی مالیات ایالات محلی عبارتند از :

 

 

    • مالیات بر ارزش اراضی

 

    • مالیات بر املاک

 

    • مالیات بر درآمد ایالتی

 

  • مالیات بر فروش کالا

 

مالیات بر درآمد ـ مالیات بر درآمد خالص افراد و شرکت‌ها توسط دولت فدرال، ایالتی و برخی دولت‌های محلی وضع می‌شود. موضوع درآمدی که مالیات بر آن وضع می‌شود توسط قانون مالیاتی، نه اصول حسابداری، مشخص شده است و تقریباً تمام درآمدها از هر منبعی را شامل می‌شود. کانال‌های اصلی پرداخت مالیات بر درآمد شامل موارد زیر است:
حسابداری
کارمندان، مالیات ماهانه از درآمد آنها کسر می شود.
افراد دارای شغل آزاد، پرداخت ۳ ماهه مالیات تخمینی
افراد بیکار که دارای درآمد کافی برای پرداخت مالیات ۳ ماهه هستند
مالیات حداقلی جایگزین ـ برای افرادی که مبادرت به کاهش سهم مالیاتی خود می‌کنند که برمبنای قابل تخمین قابل پرداخت است. نرخ مالیات بر درآمد فدرال در آمریکا از ۱۵درصد تا ۳۵درصد است که البته این نرخ در ایالت های مختلف و بر اساس قوانین آن ها می تواند متفاوت باشد.
مالیات بر حقوق و دستمزد ـ این مالیات در سطح فدرال و ایالتی وضع می شود و شامل امنیت اجتماعی، مالیات بیکاری و مالیات مراقبت های پزشکی است که بر هر دوی کارگر و کارفرما با نرخ ترکیبی ۱۵٫۳درصد ( ۱۳٫۳ برای سال ۲۰۱۱) وضع می شود. مالیات امنیت اجتماعی درصورتی که میزان دستمزد به ۱۰۶۸۰۰دلار از سال ۲۰۰۹تا ۲۰۱۱ برسد، بر افراد وضع می شود. این مالیات به عنوان درصدی از حقوق مشمول مالیات وضع می شود. برای سال ۲۰۰۹حداکثر مالیات معمولی به ازای هر کارگر زیر ۱۰۰۰ دلار تعیین شده است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
مالیات بر دارایی ـ مالیات بر دارایی براساس ارزش بازاری دارایی افراد توسط دولت فدرال و ایالتی وضع می شود. این نوع مالیات بر دارایی های تجاری و املاک افراد وضع می شود. نرخ مالیات بر دارایی بسیار گسترده و متفاوت است.
مالیات بر فروش و مصرف ـ‌ این مالیات بر قیمت خرده فروشی بسیاری از کالاها و خدمات ارائه شده توسط دولت‌های ایالتی و افراد وضع می شود. نرخ مالیات بر فروش بین ۱درصد تا ۱۶درصد متغیر است، که این میزان تغییر بر اساس کالاها و خدمات مختلف ارائه شده است.
مالیات بر درآمد و تعرفه گمرکی ـ این مالیات بر بسیاری از کالاهای وارداتی به کشور آمریکا وضع می شود. این مالیات قبل از این که کالا به طور قانونی وارد شود باید پرداخت شود. نرخ این مالیات از ۰ درصد تا ۲۰درصد و براساس نوع کالای وارداتی متفاوت است.
مالیات بر کسب سرمایه ـ سرمایه‌ای که از فروش دارایی به دست می‌آید مشمول مالیات می‌شود. اصطلاح کسب خالص سرمایه به معنای منفعت سرمایه‌ای به دست آمده در یک دوره بلند مدت یک ساله است که میزان ضرر سرمایه‌ای کسر می‌شود. بیشترین نرخ مالیات ۱۵درصد است
از جمله مالیات‌های دیگر در آمریکا می‌توان به مالیات به سود سهام، مالیات بر ارث، مالیات بر میزان تاثیر بر محیط زیست، مالیات به مواد نفتی، مالیات بر کالاهای لوکس، مالیات بر سرمایه گذاری، و غیره اشاره کرد. تعداد مالیات ها در آمریکا حدود ۵۰ نوع مالیات مختلف در بخش‌های اصلی این کشور است. .[۴۰] بسیاری از ایالات نیز به نوبه خود از شهروندان ساکن در ایالت خود مالیات بر درآمد و مالیات مالکیت زمین (property tax) نیز دریافت می‌کنند. ایالات زیر از این قانون مستثنا بوده و از شهروندان خود مالیات بر درآمد نمی‌گیرند: تگزاس، آلاسکا، نوادا، داکوتای جنوبی، فلوریدا، واشینگتن، و وایومینگ. [۴۱]
عکس مرتبط با محیط زیست
آمریکا و استرالیا[۴۲] مالیات بر ارزش افزوده را در سطح فدرال ندارند. (بخشی از دلیل امر مشکلاتی است که در معرفی این نوع از مالیات در سطح دولتهای فدرال ایجاد می شود)، البته هر دو کشور نحوه اجرای این نوع از مالیات را بطور دقیق در دست بررسی دارند. دلیل اصلی توجه به مالیات بر ارزش افزوده، کاهش کسری بودجه، توان بالقوه جهت جنبه درآمدی عظیم آن است. به دلیل پایه گسترده مالیات بر ارزش افزوده‌، نرخ مالیاتی پایین تری، برای نیل به درآمد مورد نظر لازم می آید. هر چه پایه مالیات بر ارزش افزوده گسترده تر باشد، نظام مالیاتی کاراتر خواهد بود. در آمریکابه ازاء هر یک درصد وضع مالیات بر ارزش افزوده، درآمد خالص به طور تقریبی ۸/۳۷ میلیارد دلار افزایش می‌یابد.
در چند دهه گذشته طرح‌های پیشنهادی زیادی برای مالیات بر ارزش افزده در ایالات متحده ارائه شده است. انگیزه ارائه این طرح‌های پیشنهادی تا حد زیادی به این دلیل است که مالیات بر ارزش افزوده نسبت به مالیات بردرآمد و فروش کمتر اختلال زا است. اخیراً مالیات بر ارزش افزوده به منظور کاهش کسری بودجه یا به منظور ابزاری برای تأمین هزینه های بهبود امور بهداشتی وضع شده‌اند.
طرح‌های پیشنهادی مختلف برای مالیات بر ارزش افزوده در سطوح ایالت و فدرال را مطرح گردیده و هزینه‌ها و فایده‌های ممکن و نیز درآمد احتمالی ناشی از این نوع مالیات را مورد بحث قرار می‌دهد.
۱ ـ طرح‌های اجرایی قانون مالیات بر ارزش افزوده ایالت متحده آمریکا
اجرای مالیات بر ارزش افزوده در سطح فدرال به زمان ارائه طرح پیشنهادی توسط آدامز در ۱۹۲۱ بر می گردد.[۴۳] در ۱۹۷۲ مالیات بر ارزش افزوده به عنوان منبع درآمدی که جایگزین مالیات‌های املاک مسکونی شود، توصیه شد‌. پس از آن قانون تجدید ساختار مالیاتی مصوب سال ۱۹۷۹ شامل یک طرح پیشنهادی برای مالیات بر ارزش افزوده به شیوه اروپایی با نرخ‌های چندگانه از ۱۵-۱۰ درصد بود. در ۱۹۸۵ مالیات بر ارزش افزوده ۸% درصدی (برای مرحله تولیدات کارخانه‌ای) پیشنهاد شد تا درآمد برای «مورد خاص» [۴۴] را افزایش دهد، اما به دلیل این که هزینه‌های اجرایی این طرح بیشتر از درآمدهای پروژه بود، شکست خورد[۴۵] هم چنین در ۱۹۸۵ سناتور راث «مالیات بر انتقال فعالیت‌های تجاری[۴۶]» را پیشنهاد کرد، که مالیات بر ارزش افزوده از نوع کاهشی بود. در این روش بنگاه‌ها ارزش افزوده خود را با کسر هزینه نهاده‌های مشمول مالیات از فروش خود، محاسبه می‌کردند. در ۱۹۸۷ در طرح مردمی صورت حساب تجاری که توسط سناتور هولینگز معرفی شد، مالیات بر ارزش افزوده‌ای به شیوه اروپایی با نرخ ۱۰ درصد اعمال شد.[۴۷]
اخیراً آرمی از نمایندگان مجلس یک مدل «مالیات یکسان» [۴۸] بر اساس مالیات بر مصرف مستقیم را که ابتدا توسط هالی و رابو سکا (۱۹۸۵) تشریح شد، پیشنهاد داده است. این طرح یک نرخ مالیاتی تقریباً ۱۷ درصدی را برای درآمد ناشی از فعالیت تجاری منهای هزینه‌های سرمایه، نیروی کار و کالاهای واسطه‌ای، وضع می‌کند. یک نرخ مشابه برای درآمد نیروی کار بعد از کسر مبلغ ۱۳۱۰۰ دلار برای افراد مجرد یا ۲۶۲۰۰ دلار برای یک زوج منظور می شود. بازدهی پس اندازها که شامل سود سرمایه نیز هست، در سطح اشخاص قابل مالیات ستانی نخواهد بود.
در ۱۹۹۴ دو طرح پیشنهادی در مورد مالیات های مستقیم بر مصرف توسط سناتور هابورن و دانفورث و مینسی ونان ارائه شد [۴۹]. پیشنهاد این دو طرح، حذف مالیات بر در آمد شرکت ها به نفع وصول و وضع مالیات بر مصرف و به سبک خنثی بودن درآمد بود. اگرچه این دو طرح تفاوت‌های زیادی دارند، لیکن در هر دو، بنگاه ها باید تمام خرید‌های کالاها و خدمات را از درآمد ناخالص کسر کرده و مالیات تقریباً ۱۰ درصد بر تفاوت آن ها بپردازد[۵۰]
به طور خلاصه، مزیت اصلی مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با اشکال دیگر مالیات آن است که مالیات بر مصرف نسبت به مالیات بر درآمد نیروی کار یا سایر درآمد‌ها اختلال کمتری ایجاد می‌کند. در نتیجه، اکثر تخمین‌ها اشاره دارد که استفاده از مالیات بر ارزش افزوده به منظور کاهش کسری بودجه، می تواند تولید بالقوه را در بلند مدت افزایش دهد. عدم مزیت مالیات بر ارزش افزوده هزینه‌های اجرائی قابل توجه آن هنگام اعمال مالیات و هم چنین خاصیت تنازلی بودن آن است. [۵۱]
مالیات بر ارزش فزوده بدین دلیل این که از مالیات‌های فروش و غیر مستقیم کاملاً متمایز است که در هر مرحله از تولید وضع می شود با اخذ مالیات صرفاً از ارزش افزوده بنگاه‌ها، مالیات بر ارزش افزوده می تواند از «آبشاری بودن» [۵۲]مالیات که در زمان وضع مالیات بر فروش یا مالیات غیر مستقیم در مراحل مختلف تولید اتفاق می‌افتد جلوگیری کند. غالباً مالیات بر ارزش افزوده مالیات بر مصرف نامیده می‌شود، جون ارزش افزوده بنگاه نیز تفاوت بین دریافتی‌های بنگاه و هزینه نهاده‌های خریداری شده است، که ممکن است به آن به عنوان خالص مصرف نهاده‌های بنگاه نگریسته شود هم چنین، از دیدگاه کلان، پایه مالیات بر ارزش افزوده ای که به طور صحیح خرید‌های سرمایه‌ای را محاسبه می‌کند، مصرف بخش عمومی است.[۵۳]
مالیات بر ارزش افزوده می تواند به طرق مختلفی وضع شود روش مرسوم میان کشورهای «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه» بیشتر روش اعتباری است (که اغلب مالیات بر ارزش افزوده به سبک اروپایی نامیده می شود) و مستلزم آن است که بنگاه ها بدهی مالیات بر ارزش افزوده خود را از ضرب نرخ مالیات در ارزش افزوده در فروش محاسبه و گزارش کنند، در مقابل این مقدار، بنگاه ها اعتباری برابر با مقدار مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شده بر نهاده های شان در مراحل قبلی تولید را از آن کسر می کنند. برای محاسبه معمولاً از روش اعتبار- صورت حساب[۵۴] استفاده می شود،که در آن بنگاه ها باید صورت حساب هایی را که مقدار مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شده برای تمام فروش ها در آن درج شده است ارائه کنند.[۵۵] روش های دیگر شامل روش کاهشی(تفریقی) [۵۶] است که در آن از بنگاه ها خواسته می شود نرخ مالیات بر ارزش افزوده را برای تفاوت بین فروش‌ها و نهاده‌های قابل مالیات ستانی به کار گیرند، و سرانجام، روش تجمیعی [۵۷]که مستلزم محاسبه ارزش افزوده بر اساس هزینه های کل نهاده شامل حقوق و دستمزد‌ها است.
عکس مرتبط با اقتصاد
رفتار خاص با بخش ها یا تولیدات مختلف می‌تواند در چارچوب مالیات بر ارزش افزوده از طریق اعمال معافیت ها یا از طریق اعمال نرخ های متفاوت انجام شود. در مورد اول، صنایعی که محصولات خاصی تولید می کنند، می توانند از اعمال مالیات ارزش فزوده بر فروش معاف شوند، اما بنگاه های معاف اعتباری برای مالیات ارزش افزوده پرداخت شده بر نهاده های خود دریافت نخواهند کرد. این نوع رفتار اغلب برای فعالیت های تجاری کوچک تر از یک اندازه معین در هنگام شروع در نظر گرفته می شود با فرض این که هزینه های اجرایی مالیات بر ارزش افزوده برای چنین بنگاه های از درآمد ناشی شده از مالیات بیشتراست.[۵۸] اگر برای خرده فروشان معافیت در نظر گرفته شود، مالیات پرداخت شده بر فروش آن ها به طور موثر کاهش می یابد. به هر حال، اگر معافیت برای مرحله قبلی تولید در نظر گرفته شود، می تواند اثر افزایشی بر مقدار کل مالیات پرداخت شده، چون خریداران کالا های معاف شده نمی توانند اعتباری برای مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شده توسط بخش معاف، به دست آورند. امتیازات مالیاتی هم چنین می تواند به شکل نرخ های مختلفی اعمال شود. چون بنگاه‌های که این امتیازات را دریافت می دارند نرخ مالیات بر ارزش فزوده کمتری را بر فروش اعمال می کنند، اما قادر به تأمین کل مبلغ مالیات بر ارزش افزوده پرداختی بر نهاده ها خواهند بود. این امر از اثر آبشاری که می تواند از معافیت ها منتج شود جلوگیری می کند. بالاخره نرخ ترجیحی صفر می تواند مورد نظر قرار گیرد، بدان معنا که بعضی بنگاه ها مشمول هیچ مالیاتی نمی شوند. گاهی اوقات چنین برخوردی با تولید کنندگان کالاهای سرمایه ای به عنوان ابزاری برای تشویق سرمایه گذاری در نظر گرفته می شود.[۵۹] صادرات هم به طور معمول دارای نرخ صفر است.
شکل دیگری از مالیات بر ارزش افزوده مالیات بر مصرف مستقیم[۶۰] نامیده شده است. در این مورد به جای اخذ مالیات بر مصرف در مرحله فروش از طریق سیستم مالیات بر درآمد اجرا می شود و از طریق مقدار مصرف در یک دوره که به شکل اختلاف بین درآمد و پس انداز است، به کار برده می‌شود. طرح های پیشنهادی برای چنین مالیاتی معمولاً شامل دو جزء مالیات تجاری و مالیات دستمزد است[۶۱]
برای مثال سهم تجاری مالیات بر مصرف مستقیم از طریق سیستم مالیات بر درآمد (شرکت‌ها ـ مشاغل) اجرا می شود و نرخ یکسانی بر دریافت‌های ناخالص فعالیت تجاری منهای خرید‌های نهاده‌های واسطه ای، سرمایه ای و نیروی کار وضع می گردد(به عبارت دیگر، این روش همانند مالیات بر ارزش افزوده، به شیوه کاهشی است) آن سهم از مالیات که مالیات بر دستمزد است، بر درآمد ناشی از دستمزد افراد وضع می شود، که از پایه مالیات تجاری کسر شده است و از طریق مالیات بر درآمد شخصی اجرا می گردد. بنابر این،گفته می شود که این نوع مالیات ها با مالیات بر مصرف برابر هستند، چون پایه مالیاتی درآمد بخش خصوصی منهای سرمایه گذاری است، که به نوبه خود برابر با مصرف بخش خصوصی است. مزیت طرح های پیشنهادی مذکور این است که آن ها از تشکیلات اجرایی مالیات موجود استفاده می کنند و زمینه وسیع تری برای ایجاد میزان بیشتری از مالیات تصاعدی در سیستم مالیات بر ارزش افزوده فراهم می کنند. برای مثال، برخی طرح های پیشنهادی فرض کرده اند که مالیات بردرآمد ناشی از دستمزد، باید شامل بخشودگی هایی با توجه به اندازه خانوار باشد، یا آن که مالیات بر درآمد ناشی از دستمزد باید ساختار نرخ تصاعدی داشته باشد.
در نتیجه،کالاهای بادوام مانند تجهیزات سرمایه‌ای و موجودی‌های انبار در عرض چند سال کسر نمی‌شوند بلکه در سالی که خریداری شده از حساب کسر می‌شوند. به این ترتیب، مشاغل نمی‌توانند هزینه‌های بهره یا هزینه‌های واردات را کسر کنند، در حالی که از درآمدهای ناشی از فروش صادرات معاف خواهد بود. بر خلاف لایحه قانونی بودن و دانفورث، طرح پیشنهادی دومینسی و نان باعث بهبود سیستم مالیات بر درآمد شخصی می‌شود، به خصوص این طرح، درآمد قابل مالیات را مجدداً به صورت اختلاف بین درآمد و پس انداز ـ یعنی مصرف ـ تعریف می کند و مالیات را در نرخ‌های ۱۴ تا ۳۶ درصد اعمال می کند.[۶۲]
چندین طرح دیگر نیز این نوع مالیات را در سطوح محلی و ایالتی پیشنهاد کرده‌اند، اما تنها ایالات لوتیز یانا و میشیگان مالیات هایی از نوع مالیات بر ارزش افزوده را به کار گرفته‌اند. از اوایل سال ۱۹۳۲ مؤسسه بوکینگز[۶۳] مالیات بر ارزش افزوده را برای ایالت های آلاباما و آیو وا پیشنهاد کرد. در ۱۹۶۶، کمیسیون موقت برای امور مالی[۶۴] شهر نیویورک پیشنهاد کرد که این شهر این نوع مالیات راجایگزین انواع مالیات بر مشاغل به جزءمالیات بر دارایی کند. هم چنین در ۱۹۶۷، سازمان مشاوره مالیاتی یک نوع مالیات برارزش افزوده را به فرماندار ایالت کالیفرنیا پیشنهاد نمود که جایگزین مالیات‌های ایالتی بر دارایی شخصی و تجاری شود و به عنوان ابزاری در جهت کاهش مالیات بر درآمد شرکت های دولتی استفاده شود. در ۱۹۶۷، مجلس ویرجینیای غربی یک نوع مالیات بر ارزش افزوده را به تصویب رساند که مفاد قانون آن در ۱۹۷۰ به تصویب رسید. قانون وضع مالیات بر ارزش افزوده در انجمن دولتی اورگان در سال های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۱ پیشنهاد شد اما به تصویب نرسید. اخیراً کمیته های قانون گذاری در ایالت هاوایی تصمیم گرفته‌اند سیستم مالیات بر ارزش افزوده را جایگزین سیستم مالیات بر فروش کنند.
۲ـ دلایل عدم اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در سطح فدرال
بنا به دلایل ذیل تاکنون مالیات بر ارزش افزوده در سطح فدرال اجرا نگردیده است:
۱ ـ تأثیرات اقتصادی
یکی از مزایای مالیات بر ارزش افزوده آن است که کمتر از مالیات‌های دیگر اختلال زا است. به خصوص، گرایش انواع دیگر مالیات های غیر مستقیم (مانند مالیات فروش) این است که قیمت های نسبی را به دلیل آبشاری بودن دجار اختلال کنند. برای مثال، اگر مالیات بر فروش یا مالیات غیر مستقیم در سطوح مختلف تولید وضع شود به طور نامتناسبی بر آن دسته از کالاهایی که دارای مراحل چندگانه تولید‌اند اثر می‌گذارد. زیرا مالیات در هر سطح انباشته خواهد شد. در نتیجه، مصرف می‌تواند از تولیداتی که طی چند مرحله در داخل تولید می‌شود، دور شود و به طرف واردات منحرف گردد. از آن جا که مالیات بر ارزش افزوده بر افزایش ارزش محصول در هر مرحله از تولید وضع می‌شود، اصولاً نرخ مؤثر مالیاتی برای همه کالاهای تولید شده داخلی یک نواخت خواهد شد.[۶۵]
به علاوه به نظر می‌رسد که مالیات بر ارزش افزوده به مفهوم بین دوره‌ای درمقایسه با مالیات بر درآمد کمتر اختلال زا باشد، بدین دلیل که مالیات بردرآمد معمولاً هم بر درآمد نیروی کار و هم بر بازدهی پس اندازها وضع می شود. در نتیجه، مالیات بر درآمد تمایل به آبشاری بودن درحالت بین دوره ای دارد، چون مالیات دوبار وضع می شود، یک بازه زمانی که درآمد نیروی کار دریافت می شود و مجدداً زمانی که درآمد پس انداز شده و عایدی به دست می آورد. با توجه به بعضی از عوامل، مثل ترجیحات مصرف کننده می‌توان استدلال کرد که مالیات بر درآمد سبب کاهش انگیزه برای عرضه نیروی کار و پس انداز می شود و بنابر این تولید کل کاهش می یابد.[۶۶]
بالارد، شولتز و شاون(۱۹۸۷) هزینه های این اختلالات را برای ایالات متحد از طریق شبیه سازی و با اعمال نرخ ۶٫۵ درصدی مالیات بر ارزش افزوده به جای قسمتی از دریافتی های مالیات بردرآمد شخصی بررسی کرده اند. نتایج نشان می دهد که به این ترتیب محصول ناخالص داخلی به میزان یک درصد افزایش می یابد. البته یکی از مطالعات اداره بودجه کنگره [۶۷] (۱۹۹۲) نشان می دهد که این تخمین ها ممکن است بیشتر از مقدار واقعی وسیع وضع می شود، هم چنین در تخمین‌ها فرض می‌شود که پس انداز دارای کشش نسبتاً بالاتر نسبت به نرخ های بهره بعد از اخذ مالیات باشد.
این دفتر در ۱۹۹۲ با شبیه سازی، اثر انتقال از مالیات بر درآمد به مالیات بر ارزش افزوده را بر پس‌انداز مورد آزمون قرار داد شبیه سازی‌ها نشان می‌دهد که با جایگزین کردن نرخ ۶ درصدی مالیات بر درآمد نرخ پس انداز و محصول در بلند مدت به ترتیب ۵/۰ و ۵/۱ درصد افزایش می یابد[۶۸]
گزارش دفتر بودجه مجلس خاطر نشان می کند که به هر حال شبیه سازی‌های آن ها ممکن است تأثیر بر پس انداز را بیش از حد واقعی نشان دهد، زیرا در این شبیه سازی‌ها اثر نسبتاً زیادی بر رفتار پس انداز مصرف کنندگان سالخوره نزدیک به بازنشستگی منظور شده است.
به علاوه، در شبیه سازی ها فرض می‌شود که مالیات بر ارزش افزوده جایگزین مالیات‌های دیگر هم می شود. بعضی مقامات عقیده دارند که اگر مالیات بر ارزش افزوده به منظور کاهش کسری بودجه به کار رود، می‌تواند هزینه‌های کوتاه مدت قابل ملاحظه‌ای بر حسب محصول داشته باشد. برای مثال، پراکن(۱۹۸۹) اثر کاربرد مالیات بر ارزش افزوده را در یک مدل کلان با مقیاس وسیه شبیه سازی کرده است. براساس این شبیه سازی اثر مالیات بر ارزش افزوده در بلند مدت افزایش پس انداز و محصول بالقوه خواهد بود، اما در کوتاه مدت محصول کل تمایل به کاهش دارد به طور دقیق تر، مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با افزایش مالیات بردرآمدشخصی ممکن است سبب کاهش بیشتر در مصرف جاری شود،، زیرا مالیات بردرآمد شخصی سبب کاهش عایدی بعد از مالیات پس انداز خواهد شد.
هم چنین هزینه‌های کوتاه مدت انباشته می شود، زیرا مالیات بر ارزش افزوده ابتدا قیمت ها را درست به اندازه مالیات افزایش می دهد و در مقابل آن درآمد قابل تصرف، تراز واقعی پول و دستمزد حقیقی را کاهش می دهد. به هر حال چنانچه سیاست گذاران پولی تأثیرات مرحله اول مالیات بر ارزش افزوده را بر قیمت ها منطبق کنند،این هزینه ها در کوتاه مدت کاهش می یابد.
تغییر درمحصول ناخالص داخلی واقعی (درصد انحرافات از پایه اصلی)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *