دراین تعریف «مدیریت» به طورویژه یکی ازعوامل تولید درنظرگرفته شده است. نسبت تولید به هرکدام ازاین عوامل معیاری برای سنجش بهره وری محسوب می شود.
دراطلاعیه تشکیل مرکز بهره وری ژاپن درسال 1955 درارتباط با بهبود بهره وری چنین بیان شده است:« حداکثراستفاده ازمنابع فیزیکی، نیروی انسانی وسایرعوامل به روش های علمی به طوری که بهبود بهره وری به کاهش هزینه تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال وبالارفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجرشود.» ازدیدمرکز بهره وری ژاپن، بهره وری یک اولویت وانتخاب ملی است که منجربه افزایش رفاه اجتماعی وکاهش فقرمی گردد. مرکز بهره وری ژاپن اززمان تأسیس درسال 1955 نهضت ملی افزایش بهره وری دراین کشوررا تحت سه اصل رهنمون سازبه جلوهدایت نموده است که عبارتنداز: افزایش اشتغال، همکاری بین نیروی کارومدیریت، توزیع عادلانه و برابر ثمره های بهبود بهره وری درمیان مدیریت، نیروی کارومصرف کنندگان.
دراواخردهه 1970 واوایل دهه 1980 مرکز بهره وری آمریکا تعریف زیر را ارائه داد:
قیمت تعدیل شده سود= بهره وری
تعاریف دیگری ازبهره وری به شرح زیر بیان شده است:
-معیار عملکرد ویا قدرت وتوان هرسازمان درتولید کالا وخدمات.
-نسبت میان بازده به هزینه عملیات تولیدی.
-نسبت بین بازده تولید به واحد منبع مصرف شده است که با سال پایه مقایسه می شود.
-تغییر به دست آمده درمقدارمحصول درازای منابع مصرف شده .
ازسوی دیگرمی توان گفت که برای تعریف بهره وری، ابتدا باید بادومفهوم کارآیی واثربخشی آشنا شویم:
-کارآیی نسبت ستاده به داده را گویند که برابربا مصرف بهینه منابع می باشد.
-اثربخشی به معنای تحقق اهداف سازمان است.
با ادغام این دومفهوم چهارحالت بروزمی نماید:
1- ورودی ثابت، افزایش خروجی.
2-کاهش ورودی، افزایش خروجی
3-کاهش به نسبت بیشترورودی کاهش خروجی
4-افزایش ورودی، افزایش به نسبت بیشترخروجی
5-کاهش ورودی، خروجی ثابت.
که حالت چهار همان بهره وری می باشد. کارآمدی واثربخشی (بهره وری) حالتی است که هم منابع درست مصرف شده وهم اهداف سازمان تحقق یافته است.
رضایت شغلی وبهره وری
براساس آنچه گفته شد، بدیهی است که رضایتمندی افراد ازمشاغل خود، نسبتی مستقیم با بهره وری دارد، برای تبیین بهتراین رابطه جا دارد به نقش سرمایه عظیم و ارزشمند نیروی انسانی دربهره وری اشاره شود. انسان محوربهره وری است. کلیه سازمانها باهرمأموریتی که دارند باید بیشترین امکانات رابه آموزش وپرورش انسان ها ازابعاد مختلف، اختصاص دهند، مواردی همچون آموزشهای رفتاری-شغلی وتخصصی- قوانین ومقررات وآموزش شرح وظایف، آموزش فکر، خودآموزی ودیگرآموزی، آموزش خانواده به ترتیب تقویت کارگروهی، تسلط برشغل، شناخت داخل وخارج سازمان، شناخت حدود وعمق وظایف، نوآوری، پیدایش وتوسعه اصل فرد وسازمان یادگیرنده، تفاهم فیمابین خانواده های شاغلین وسازمان را درپی خواهد داشت، که درآخر به ایجاد واستقرار، پرورش وگسترش، کاربردی شدن واستمرار بهره وری ودرکل به ارتقای آن درسازمان خواهد انجامید.
بنابراین، رویکرد منظم ومستمرانطباق فرد مناسب با شغل مناسب درزمان مناسب که دربرگیرنده هردومفهوم رضایت شغلی وبهره وری می باشد بهترین گزینه وراهکاربه شمارمی رود.
باتأمل وتعمق درمطالبی که ذکرشد وبا درنظرداشتن موضوع راهبری وهدایت منسجم سازمان به سوی اهداف، که یادآورنقش انکارناپذیرومهم مدیران است واین خودیقینا درپیروزی یا شکست برنامه ها به شدت موثرمی باشد، ازدیدگاه نگارنده، بهترین گزینه پیش روی مدیران برای صعود به قله موفقیت، حرکت براساس سبک مدیریت مبتنی برکرامت انسانی وبهره وری می باشد.