کارمند جدیدی که درجهت مشخص دررابطه با شغل هدایت نمی گردد اغلب دچارابهام می شود زیرا فاقد اطلاعات کامل درباره فعالیت‌های شغلی ومسئولیت خود درسازمان است. درپژوهشی که انجام یافته این نتیجه حاصل شد که مردانی که دچار ابهام نقش شده‌اند از کارخود کمتراحساس رضایت وخشنودی می نمایند ومتقابلا دچارتنش ها وهیجانات ناشی ازکار، بیهودگی وپوچی شدید وبی اعتمادی به خود می شوند.
3-تقاضاهای مربوط به شرایط فیزیکی محیط کار
محیط فیزیکی اطراف ما یعنی سروصدا، نور، بوها وانواع محرک‌هایی که حواس آدمی را تحریک می کنند می توانند روی رفتاروبه طورکلی حالت روحی اثربگذارند.
مشخصات فیزیکی محل کار که شامل ماشین آلات وابزارها، ازدحام وسروصدای زیاد نورضعیف وشدید، محل های کاری که به خوبی استقرارنیافته باشند ومانند اینها می توانند موجب کاهش روحیه و رضایت وافزایش فشار عصبی وروانی گردد. (دعایی، 1374، ص 271).
نحوه طراحی محل کار می تواند یک عامل بالقوه فشارآورباشد. طبق نظراستیل( 1972) درحدود شش عامل اساسی درطراحی محل کارنقش دارد که عبارتنداز:
1- تأمین حفاظت وامنیت
2-تسهیل برخوردهای اجتماعی
3-تأمین تخصص طلبی فرد
4-تسهیل نمودن انجام بهتروظیفه
5-افزایش لذت بخشی محیط کار
6-افزایش انگیزه وتحرک
اگرمحیط فیزیکی کاربه گونه ای طراحی نشده باشد که عوامل فوق در آن به کارگرفته نشده باشد فضای کاری غیرقابل تحمل بوده وایجاد استرس می نمایند.
همچنین درنحوه طراحی محل کارباید انواع برخوردهای اجتماعی معین تسهیل بشود. پراکندگی فیزیکی محل کارنیزممکن است منجر به استرس گردد. نحوه استقرارفیزیکی وفضای اداری ممکن است موجب استرس برای کارکنان بشود. هنگامی که وظایفشان را به خوبی انجام نمی دهند میزان استرس شدت می گیرد. (کوئیک و کوئیک، 1913، صفحات 34-33).
4-تقاضاهای مربوط به مناسبات انسانی درمحیط کار:
یکی دیگرازمنابع عمده فشارروانی درسازمانها، بین فردی ضعیف با دیگران مانند سرپرستان، زیردستان، همکاران، مشتریان وارباب رجوع می باشد.
بعضی ازعوامل ایجاد کننده فشارهای بین فردی عبارتند از: میزان تعامل با افراد دیگر درداخل سازمان وخارج سازمان، جوسازمانی، عدم تجانس پایگاه اجتماعی تراکم اجتماعی، شخصیت های متضاد، سبک رهبری، رفتارهای گروهی وفقدان مشارکت درتصمیمات شغلی.
ازبین عوامل ایجاد کننده فشارهای بین فردی که دربالا به آنها اشاره شد سه مورد اصلی را مورد بحث وبررسی قرارمی دهیم.
الف- سبک رهبری
سبک رهبری که توسط یک مدیربه کارگرفته می شود می تواند دردراز مدت به عنوان یک منبع ایجاد کننده فشارهای روانی برای زیردستان تجلی نماید. به عنوان نمونه رفتاراستبدادی دربخشی ازرهبری منجربه فشارها وتنش ها برای زیردستان می شود زیرا میزان تلاش هایی که رهبرتقاضا می نماید افزایش می یابد. سبک رهبری استبدادی منجربه عدم آزادی واستقلال عمل، کنترل شدید، جلوگیری ازخلاقیت وابتکاردرکار، کاهش روحیه وانگیزش کاری می شود که این عوامل می توانند برروی سطح فشارعصبی تأثیربگذارند.
ب: فشارهای گروهی
بسیاری ازگروهها دریک سازمان، فشارهایی رابه اعضایشان واردمی آورند که این فشارها منبع تنش واسترس هستند. این گروه ها اغلب بخشی از یک سازمان غیررسمی هستند که درداخل هرسازمان رسمی وجود دارند. گروه های غیررسمی بخشهای اساسی یک سازمان غیررسمی است که دردرجات مختلفی با گروههای کاررسمی درسازمان تعارض دارند. اینگونه تعارض ها اگربا اهداف سازمان وارزشهای حاکم برآن وارزشهای فردی مدیران درتضاد باشد منجربه ایجاد استرس برای افراد آن سازمان می گردد. (کوئیک وکوئیک، 1983، صفحات 40-36).
ج- عدم مشارکت درتصمیم گیری های شغلی
بسیاری ازافراد براین عقیده اند که اطلاعات زیادی را درمورد کارشان دراختیاردارند بنابراین هنگامی که درتصمیماتی که مربوط به کارخودشان است دخالت داده نمی شوند آنها خودرا طردشده تلقی نموده ودرنتیجه دچارفشارعصبی زیادی می گردند.