2- بررسی منابع
2-1- تحقیقات انجام شده:
جذب مواد از محیط یکی از اساسیترین فعالیتهای سلولهای گیاهی است که به منظور رشد و تأمین انرژی صورت میگیرد. تغذیه صحیح گیاه یکی از عوامل مهم در بهبود کمی و کیفی محصول به شمار میآید. در فرآیند تغذیه گیاه، نه تنها بایستی هر عنصر به اندازه کافی در دسترس آن قرار گیرد. بلکه ایجاد تعادل و رعایت تناسب میان همهی عناصر غذایی از اهمیتی زیاد برخوردار است زیرا با افزودن مقداری از عناصر غذایی در حالت عدم تعادل تغذیه‌ای، نه تنها افزایش عملکرد رخ نمیدهد بلکه اختلالاتی نیز در رشد گیاه و نهایتاً افت در عملکرد مطرح میشود. مصرف بیرویه کودهای شیمیایی بخصوص کودهای ازته و فسفاته طی چند سال اخیر و رعایت نکردن اصول ابتدایی دانش کشاورزی، که در آن حفظ تعادل عناصر غذایی گیاه در خاک الزامی میباشد خساراتی جبرانناپذیر را به ساختار تغذیهای خاک، و در نتیجه به کشاورزی کشور وارد نموده است. متأسفانه مصرف غلط کودهای ازته و فسفاته و منظور نکردن دیگر عناصر غذایی در ترکیبات کودی، موجب تشدید برخی از کمبودها و کاهش حاصلخیزی خاک گردیده است. مصرف سالانه کودهای شیمیایی در ایران به حدود دو ملیون تن بالغ میگردد، در صورتی که برای تولید ده ملیون تن گندم، بر اساس عملکرد سه تن در هکتار، فقط به یک ملیون تن کود نیاز داریم، در حالی که در کشور ما فعلاً بین 5 تا 6 ملیون تن گندم از 5.2 ملیون هکتار کشت آبی و 3 الی 4 ملیون تن گندم از چهار ملیون هکتار دیمکاری به دست میآید. واضح است که با این تولید کم در واحد سطح، نیازی به مصرف فراوان کود آن هم به مقدار 60 درصد بیشتر از استرالیا در واحد سطح به هیچ وجه ضروری نیست (مکلوتی و همایی، 1373).
حداقل 16 عنصر برای رشد نباتات ضروری تشخیص داده شده است. کربن، اکسیژن و هیدروژن از آب و هوا تأمین میگردد و در عمل فتوسنتز با یکدیگر ترکیب میشوند و کربوهیدراتها را تولید مینمایند که 90% وزن خشک گیاه را تشکیل میدهند. 13 عنصر دیگر از خاک تأمین میگردند. ازت، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد جزء عناصر اصلی محسوب گردیده در حالی که عناصر دیگری که به مقدار کم مورد احتیاج گیاه میباشند به نام عناصر کم مصرف خوانده شده و عبارتاند از: منگنز، آهن، بر، روی، مس، مولیبدن و کلر (د- فوت 1382).
تغذیه گیاه عبارت است از ایجاد شرایط مناسب از نظر تأمین مواد و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به منظور افزایش کمی و کیفی محصول در راستای کشاورزی پایدار، بدون اینکه به محیط زیست لطمهای وارد شود.
امروزه تغذیه گیاهی در ارتقاء سطح کمیت و کیفیت محصول نقش بسزایی دارد. بر این اساس مدیریت تغذیه گیاهی پایهگذاری شده و بر این اصل استوار است که پایداری تولید حفظ، و در صورت امکان ارتقاء صنایع از جمله آب و خاک بهبود یابد.
در حقیقت میبایست بین تغذیه گیاه، با نیاز گیاه و حفظ منابع آب و خاک چنان هماهنگی ایجاد شود که خطری برای محیط زیست گیاه نگردد. فعالیتهای کشاورزی سبب برداشت مواد غذایی از خاک توسط گیاهان میشود.
در نتیجه اگر سیستم کشاورزی مانند یک مزرعه بزرگ چنانچه دارای شرایط پایدار (Sus Tainable) باشد، بدین معنی است که مواد برداشت شده از خاک، از منابع دیگری که در دسترس هستند جایگزین میشوند.
اگر در شرایط تعادل یا پایداری در سیستم وجود نداشته باشد، گیاه بعدی که کشت میشود با مشکل کمبود مواد غذایی روبرو خواهد شد. در واقع برای کشاورز، از دست رفتن عناصر غذایی خاک به معنای از دست دادن سرمایه است (پناهی کرد لاغری 1390).
رشد مطلوب گیاه و حصول حداکثر کیفیت و کمیت محصول مستلزم وجود مقدار کافی و متعادلی از عناصر پرمصرف و کم مصرف در خاک است. در صورتی که کمبود عنصر یا عناصر غذایی در خاک وجود داشته باشد می بایستی بصورت کود به خاک اضافه گردد. به عبارت دیگر کود ماده‌ای است که برای تأمین متعادل عنصر یا عناصر مورد نیاز گیاه بطور مستقیم به خاک اضافه می شود. در مواردی عنصر مورد نظر به مقدار زیادی در خاک یافت می شود، اما به فرم غیر قابل استفاده بوده و یا جذب آن به دلیل وجود مقدار زیادی از یک عنصر دیگر به خوبی انجام نمی شود. در این موارد ممکن است از طریق تغییر در وضعیت شیمیایی خاک به رفع مشکلات پرداخت و یا کود را به صورت مایع با غلظت مناسب روی گیاه محلول پاشی کرد. این گونه عملیات را نیز کوددهی می گویند. تمامی کودی که به خاک اضافه می شود جذب گیاه نمی گردد، بلکه قسمت قابل توجهی از آن به طرق مختلف از دسترس گیاه خارج می شود. بخشی از کود داده شده از خاک شسته شده و وارد آب زهکش و سرانجام آبهای زیرزمینی می گردد و آن را آلوده می سازد. بخشی دیگر از کود توسط خاک، مواد آلی و میکروبها تثبیت می شود. قسمتی نیز تجزیه گشته و بصورت گاز وارد جو می گردد. باقی مانده کود بتدریج جذب گیاه می شود. انتخاب و مصرف کود می بایستی با توجه به موجودی و سرنوشت عناصر در خاک، اثر متقابل عناصر با یکدیگر و نیاز گیاه به عناصر انجام گیرد (خواجه پور ، 1386).
تغذیه صحیح گیاه یکی از عوامل در بهبود کمی و کیفی محصول به شمار می آید در تغذیه گیاه و تنها باید هر عنصر به اندازه کافی در دسترس گیاه قرار بگیرد بلکه ایجاد تعادل و رعایت نسبت میان همه عناصر غذایی از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که در حالت عدم تعادل تغذیه ای با اضافه کردن تعدادی از عناصر غذایی نه تنها افزایش عملکرد رخ نمی دهد بلکه اختلالاتی در رشد گیاه و در نهایت افت در عملکرد مواجه می شود . همان مسئله ای که پائین بودن بازده کودهای شیمیایی در ایران را تائید می کند . در حالی که در سالهای اخیر رشد مصرف کودهای شیمیایی در کشور بسیار سریع بود . در پانزده سال گذشته علاوه بر تولیدات داخلی کود شیمیایی مبلغ هنگفتی برای واردات کودهای شیمیایی هزینه شده است . معهذا متاسفانه در این مدت نه تنها افزایش عملکرد محصولات کشاورزی با رشد موز کودهای شیمیایی متناسب نبوده بلکه در رابطه با بعضی از محصولات کشاورزی عملکرد در واحد سطح نیز به دلایل متعددی از جمله کمبود آب ، نحوه آبیاری ، طرز استفاده از کود وغیره افزایش چندانی نیافته است. مصرف متعادل کود یکی از عوامل مهم در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی است ( توکلی ،1380 ) . بر اساس تحقیقات بعمل آمده رشد مطلوب گیاه محصول حداکثر کیفیت و کمیت محصول ، مستلزم وجود مقدار کافی و متعادل از عناصر پر مصرف و کم مصرف در خاک است . در صورتیکه کمبود عناصر یا عناصر غذایی در خاک وجود داشته باشد می بایستی بصورت کود به خاک اضافه گردد . هر ماده ای که حاوی مقدار عناصر و مواد غذایی برای تغذیه گیاه باشد کود نامیده می شود .
2-1-1-مولیبدن:
این عنصر در سال 1778 توسط Carl Wilhelm Scheele دانشمند سوئدی کشف شد اما تا چند سال پس از آن، مولیبدنیت تنها در حد آزمایشگاهی کار می شد. نخستین کاربرد اصلی مولیبدن در جنگ جهانی اول بود. در آن زمان مولیبدن به فولاد افزوده می شد و نتیجه آن تولید فولادهای مقاوم در حرارت های بالا بود که در زره پوش ها و موتور هواپیماها استفاده می شد.
نام مولیبدنیم Molybdenum از واژه یونانی (Molybdos) به معنی شبیه سرب گرفته شده است. زیرا مولیبدنیم به صورت آزاد درطبیعت یافت نمی‌شود. فراوانی مولیبدنیم در پوسته زمین 007.0% می باشد.
مولیبدنیم فلزی است به رنگ سفید متمایل به خاکستری یا سفید- نقره‌ای با نماد Mo، عدد اتمی 42، وزن مخصوص 22.10 گرم بر سانتی متر مکعب، سختی 5.5 در مقیاس موس، خیلی سخت، دارای بیشترین نقطه ذوب در بین عناصر، نقطه جوش 4612 درجه سانتیگراد و نقطه ذوب 2617 درجه سانتی گراد. مولیبدنیم در گروه 6(VI) جدول تناوبی به عنوان Transition Metals بوده و در دوره 5 قرار دارد.
عنصر مولیبدنیم بعنوان یک عنصر انتقالی دارای ظرفیت های 2،3،4،5،6 بوده و دارای خاصیت کالکوفیلی و سیدروفیلی است.
در حالت توده ای این عنصر دارای خواص فلزی تیپیک و رنگ سفید نقره ای درخشنده بوده و درحالت پودری مولیبدن به رنگ خاکستری تیره است.
مولیبدن جلای خود را در هوا حفظ می کند. این عنصر ممکن است براثر اکسیداسیون الکترولیتی غیر فعال شده و به ماده غیر فعال شیمیایی تبدیل شود. پس از گرم کردن در مدت زمان طولانی با دمای 600 درجه سانتی گراد تصفیه شده و اکسید اسیون سریع رخ می دهد. مولیبدن در حضور اکسیژن در دمای 500 تا 600 درجه سانتی گراد می سوزد. این عنصر به آرامی توسط بخار اکسید می شود و توسط گاز فلوئور سرد و کلر و برم گرم خورده می شود. اسیدهای رقیق و اسید هیدروکلریک غلیظ تأثیر کمی روی مولیبدن می گذارند.
اسید نیتریک غلیظ به آرامی این عنصر را حل می نماید اما سریع سطح فلز را غیر فعال ساخته و از واکنش بیشتر جلوگیری می نماید.این عنصر توسط مخلوط اسید نیتریک غلیظ و اسید هیدروفلوئوریک غلیظ حل می شود. مولیبدن تحت تأثیر محلولهای بازی و هیدروکسیدهای فلزات قلیایی گداخته قرار نمی گیرد. اگر چه نمکهای اکسید کننده گداخته مانند پروکسید سدیم، نیترات یا پرکلرات سدیم یا پتاسیم فلز را به سرعت حل می نماید. این عنصر در هنگام حرارت دادن با کربن، بر، نیتروژن و سیلیس واکنش داده و آلیاژهای فراوانی تولید می نماید. مولیبدن به مقادیر کم، در سختی فولاد اثر دارد.
مولیبدن در انواع کاتالیزورها بخصوص در ترکیب با کبالت در گوگرد زدایی نفت کاربرد دارد. مولیبدن از نظر زیستی یک فلز فعال است که در عملکرد آنزیم های احیا کننده نیتروژن به آمونیاک و نیترات نقش دارد.
مولیبدنیم 6 ایزوتوپ پایدار و 12 ایزوتوپ رادیواکتیو دارد. Mo99 در ژنراتورها استفاده می‌شود که ایجاد Tc99 برای صنعت ایزوتوپ هسته‌ای می‌کند.