ناحیه سر پهن در شرایطی اتفاق می‌افتد که رقابت پنجه‌های بارور یا تنش‌های محیطی باعث کاهش در تعداد دانه هر سنبله می‌شود و یا تعدادی زیاد سنبله از پنجه‌های جوان ناشی می‌شود و موقعیت آن‌ها درون تاج پوشش گیاهی به نحوی است که تمایل به داشتن محصول کمتر در مقایسه با پنجه‌ها مسن‌تر دارند (دانیال 1982). طرف نظر از تفاوت در طبیعت، رابطه عملکرد و تعداد سنبله در تراکم‌های بالای سنبله، داده‌های موجود در بسیاری از گزارشات به گونه‌ای که برای تولید عملکرد بالا، نیاز به تراکم‌های بالای سنبله می‌باشد (همپتون 1985). زمانی که تراکم سنبله پایین باشد، تعداد دانه در سنبله و وزن دانه نمی‌توانند به حد نیاز جوابگوی تعداد سنبله پایین بوده باشند و عملکرد را تأمین نمایند (نرسون 1980 و دانیال 1982).
1-11-2- تعداد دانه در سنبله
دومین جزء عملکرد در جو و سایر غلات تعداد دانه در سنبله می‌باشد. تعداد سنبلچه ها نیز مبین این صفت است. در طی دوره آغازش سنبلچه ها انتهایی‌ترین بافت‌های آغازین، دارای بالاترین سرعت رشد هستند (کربی 1981). زمانی که حداکثر تعداد بافت‌های آغازین سنبلچه تأمین شد، سنبل جنینی جوهای دو ردیفه در حدود 2/0 میلی‌گرم وزن و حدود 3 میلی‌متر طول دارند. در مرحله آنتزیز وزن سنبل حدود 200 میلی‌گرم و طول آن در حدود 80 میلی‌متر می‌باشد. (کربی 1981). لذا دوره بین حداکثر عملکرد بافت‌های آغازین و گلدهی دوره‌ای با رشد خیلی سریع است (کربی 1987). نظر به این که حداکثر عملکرد در یک شرایط محیطی دارای سقفی معین است که از آن نمی‌توان تجاوز کرد؛ بنابراین افزایش تعداد دانه ناچاراً کاهش وزن دانه را به همراه خواهد داشت و برعکس (سرمدنیا 1368). افزایش ظرفیت ذخیره‌ای مخزن که به وسیله تعداد بیشتر دانه هر سنبله ایجاد می‌شود می‌تواند مزیتی برای دستیابی به عملکرد بیشتر باشد. تعداد دانه در درجه اول بستگی به سنبلچه های تشکیل شده دارد که برای هر ژنوتیپ و بر حسب شرایط محیطی متفاوت است. عواملی که نسبت گلچه های بارور در سنبلچه را کنترل می‌کنند ژنتیکی هستند ولی تغییراتی که در فواصل گرده‌افشانی تا رسیدن دانه در گلچه ممکن است رخ دهد، محیطی می‌باشد (مقدم 1372). به طور کلی عواملی که در اوایل فصل رشد عمل می‌کنند، عمدتاً بر تعداد دانه اثر می‌گذارند، درحالی‌که اندازه دانه تحت تأثیر عوامی می‌باشد که بعد از گرده‌افشانی عمل می‌کنند (مقدم 1372). از آنجایی که اجزای محصول در زمان‌های متفاوت تعیین می‌شوند، لذا این اجزاء به طور متفاوتی توسط تغییرات محیطی متأثر می‌شوند. برای مثال در مورد گندم، دمای پایین بین مرحله آغازش سنبلچه ها و گلدهی تعداد پنجه را کاهش می‌دهد. روزهای کوتاه در طی همان دوره تعداد دانه در هر سنبله را کاهش می‌دهد و روزهای کوتاه بعد از گلدهی وزن دانه را کاهش می‌دهد (تورنه و واتسون 1968).
بعد از تأمین تعداد معینی از سنبلچه ها در مراحل اولیه رشد، وزن دانه بعد از مرحله گلدهی و باروری و تشکیل دانه، عملکرد را متأثر خواهد نمود. تجمع ماده خشک در دانه ابتدا آهسته می‌باشد و تا زمانی که وزن آن به حدود 4 میلی‌گرم برسد، با روند تقریباً ثابتی افزایش می‌یابد (گالاگر 1976). حداکثر دامنه رشد دانه 9/0 تا 2/2 میلی در روز می‌باشد. (گالاگر 1976). دانه‌های که در مرکز سنبله قرار داند، بالاترین میزان رشد را دارا هستند (مورگان 1971). سرعت رشد دانه اغلب با طول دوره پر شدن رابطه معکوس دارد (گالاگر 1976). اغلب وزن دانه را به صورت مضرب و به صورت وزن هزار دانه بیان می‌کنند. وزن هزار دانه صفتی است ژنتیکی – محیطی که از رقمی به رقم دیگر متفاوت بوده و تحت تأثیر حاصلخیزی خاک، میزان رطوبت خاک، حرارت، آفات و امراض مقادیر مختلفی را نشان خواهد داد (بوکرو و راسماسون) 1990). وزن دانه از اجزای نسبتاً پایداری عملکرد در جو می‌باشد (گارسیا 1980). این پایداری در ارتباط با تحریک ذخایر فتوسنتزی از ساقه و سایر بافت‌های رویشی می‌باشد که می‌تواند کاهش معمول مواد فتوسنتزی را جبران نماید آستین 1980). گزارش شده است که وزن دانه با افزایش میزان بذر و نیز کشت‌های دیرتر تمایل به کاهش دارد (استوسکوف 1974 و لرتر 1971).
1-12- اهمیت شاخص برداشت (HI)
آن قسمت از عملکرد بیولوژیکی که عملکرد اقتصادی را تشکیل می‌دهد با نام ضریب برداشت یا شاخص برداشت یا ضریب کارایی نامیده می‌شود. تمام این اصطلاحات نشان دهنده انتقال ماده خشک به قسمتی از گیاه است که برداشت می‌گردد. شاخص برداشت به صورت نسبت عملکرد دانه به کل وزن خشک بالای سطح خاک (عملکرد بیولوژیک) تعریف گردیده است و از رابطه زیر به دست می‌آید: (پیر دشتی؛1378 غلامی قاجانی 1376 کوچکی و نصیری 1367).
100* عملکرد بیولوژیک / عملکرد اقتصادی =HI
این ضریب به صورت درصد بیان می‌شود و نیازی به تفسیر فیزیولوژیک ندارد (جارل 1981)
عملکرد یک گیاه زراعی را می‌توان از طریق افزایش کل ماده خشک تولیدی در مزرعه یا افزایش سهم عملکرد اقتصادی (شاخص برداشت) و یا هر دو بالا برد. افزایش عملکرد دانه در بعضی از غلات عمدتاً به علت افزایش شاخص برداشت می‌باشد ولی افزایش عملکرد دانه ذرت ناشی از افزایش عملکرد بیولوژیک و ضریب برداشت گزارش شده است (پیر دشتی 1378 غلامی قاجانی 1376 کوچکی و راشد محصل 1376 بابا 1961).
افزایش عملکرد ممکن است ناشی از افزایش شاخص برداشت یا عملکرد بیولوژیک (کل ماده خشک بالای سطح خاک) و یا هر دوی آن‌ها باشد (رلسماسون 1970. اغلب بررسی‌ها نشان داده است که افزایش عملکرد به مقدار زیادی با تسهیم ماده خشک کل دانه، با عدم تغییر در تولید ماده خشک کل، یا تغییر اندک آن مرتبط می‌باشند یعنی به صورت کلی، شاخص برداشت افزایش پیدا کرده است (راسماسون 1970). (آستین و همکاران 1980) محاسبه کردن که به فرض ثابت ماندن عملکرد بیولوژیک، کاهش وزن خشک ساقه به نصف مقدار کنونی و اختصاص این ماده خشک به سنبله ممکن است شاخص برداشت را از حدود 5/ به 62/ افزایش دهد. معمولاً شاخص برداشت به سهم ماده خشک موجود در اندام‌های برداشت شده از کل ماده خشک تولید شده گیاه مربوط می‌باشد. شاخص برداشت یک نسبت بوده که می‌تواند از طریق افزایش وزن دانه بدون افزایش وزن اندام‌های هوایی دیگر، با افزایش نسبی کمتر آن‌ها، بیشتر شود و یا اینکه عملکرد دانه افزایش نیابد، ولی وزن ساقه کم شود که در حالت دوم جز در گیاهانی که دوره رشد کوتاه‌تری دارند، سودی نخواهد داشت. در حالت اول مطمئناً شاخص برداشت همبستگی بالایی با عملکرد خواهد داشت (آستین و همکاران 1980).
(زیارت وشرد 1973) گزارش کردند که شاخص برداشت تحت تأثیر زمان کود دهی نیتروژن قرار می‌گیرد و هر چه نیتروژن در مراحل پیشرفت تر رشد گیاه استفاده شود شاخص برداشت به میزان بیشتری افزایش می‌یابد جهت حصول حداکثر تعادل بین قسمت‌های رویشی گیاه و مواد ذخیره‌ای تشکیل دهنده عملکرد اقتصادی ضروری است. (راسماسون 1970) با مطالعه شش رقم جو مالت که از سال 1920 به بعد در سه ایالات مینوسوتا، داکوتای شمالی و جنوبی معرفی شده بودند، مشاهده کردند که شاخص برداشت در ارقام جدید. 31/ تا 4/ نسبت به ارقام قدیمی افزایش داشتند در انگلستان شاخص برداشت جو بهری بین سال‌های 1880 و 1980 از 33/0 به 50/0 افزایش یافته است. در آمریکا نیز در بین سال‌های 1920 تا 1978 شاخص برداشت جوی مالتی از 27/0 به 40/0 افزایش یافته است (تاکیدا 1985). (هیلبیک 1965) می‌گوید از زمانی که شاخص برداشت در ارقام جدید از حدود 32/0 به 50/ افزایش یافته است، تغییری در بیوماس دیده نشده است.
فصل دوم
بررسی منابع

مطلب مرتبط :   پایان نامه مدیریت :سازگاری اجتماعی

2- مروری بر تحقیقات انجام شده
2-1- تحقیقات انجام شده
تغذیه گیاه عبارت است از ایجاد شرایط مناسب از نظر تأمین مواد و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به منظور افزایش کمی و کیفی محصول در راستای کشاورزی پایدار، بدون اینکه به محیط زیست لطمهای وارد شود.
امروزه تغذیه گیاهی در ارتقاء سطح کمیت و کیفیت محصول نقش بسزایی دارد. بر این اساس مدیریت تغذیه گیاهی پایهگذاری شده و بر این اصل استوار است که پایداری تولید حفظ و در صورت امکان ارتقاء صنایع از جمله آب و خاک بهبود یابد.
در حقیقت میبایست بین تغذیه گیاه، با نیاز گیاه و حفظ منابع آب و خاک چنان هماهنگی ایجاد شود که خطری برای محیط زیست گیاه نگردد. فعالیتهای کشاورزی سبب برداشت مواد غذایی از خاک توسط گیاهان میشود.
در نتیجه اگر سیستم کشاورزی مانند یک مزرعه بزرگ چنانچه دارای شرایط پایدار (Sus Tainable) باشد، بدین معنی است که مواد برداشت شده از خاک، از منابع دیگری که در دسترس هستند جایگزین میشوند.
اگر شرایط تعادل یا پایداری در سیستم وجود نداشته باشد، گیاه بعدی که کشت میشود با مشکل کمبود مواد غذایی روبرو خواهد شد. در واقع برای کشاورز، از دست رفتن عناصر غذایی خاک به معنای از دست دادن سرمایه است (پناهی کرد لاغری 1390).
رشد مطلوب گیاه و حصول حداکثر کیفیت و کمیت محصول مستلزم وجود مقدار کافی و متعادلی از عناصر پرمصرف و کم مصرف در خاک است. در صورتی که کمبود عنصر یا عناصر غذایی در خاک وجود داشته باشد می‌بایستی به صورت کود به خاک اضافه گردد؛ به عبارت دیگر کود ماده‌ای است که برای تأمین متعادل عنصر یا عناصر مورد نیاز گیاه به طور مستقیم به خاک اضافه می‌شود. در مواردی عنصر مورد نظر به مقدار زیادی در خاک یافت می‌شود، اما به فرم غیرقابل استفاده بوده و یا جذب آن به دلیل وجود مقدار زیادی از یک عنصر دیگر به خوبی انجام نمی‌شود. در این موارد ممکن است از طریق تغییر در وضعیت شیمیایی خاک به رفع مشکلات پرداخت و یا کود را به صورت مایع با غلظت مناسب روی گیاه محلول پاشی کرد. این‌گونه عملیات را نیز کود دهی می‌گویند. تمامی کودی که به خاک اضافه می‌شود جذب گیاه نمی‌گردد، بلکه قسمت قابل‌توجهی از آن به طرق مختلف از دسترس گیاه خارج می‌شود. بخشی از کود داده شده از خاک شسته شده و وارد آب زهکش و سرانجام آب‌های زیرزمینی می‌گردد و آن را آلوده می‌سازد. بخشی دیگر از کود توسط خاک، مواد آلی و میکروب‌ها تثبیت می‌شود. قسمتی نیز تجزیه گشته و به صورت گاز وارد جو می‌گردد. باقی‌مانده کود به تدریج جذب گیاه می‌شود. انتخاب و مصرف کود می‌بایستی با توجه به موجودی و سرنوشت عناصر در خاک، اثر متقابل عناصر با یکدیگر و نیاز گیاه به عناصر انجام گیرد (خواجه پور، 1386).
استفاده از پساب فاضلاب به عنوان یک منبع غذایی گیاهی در تولیدات زراعی و یا به منظور حاصلخیز کردن خاک‌ها از قدیم‌الایام در برخی نواحی آسیا معمول بوده است؛ اما اطلاعات مدون در این زمینه و به خصوص در مورد کاربرد پساب در کشاورزی مربوطه به سال 1351 در Banzlau آلمان (گرهارد) و (روچینگ، 1911) و سال 1650 در Edrnburgh اسکاتلند (استنبرینگ، 1975) است. با توسعه روش‌های تصفیه پساب فاضلاب توجه به استفاده از پساب حاصله از تصفیه‌خانه‌ها در کشاورزی افزایش پیدا کرد (چیس، 1964).