مقدمه
امروزه نقش واحدهای تجاری در اجتماع دست خوش تغییرات بسیار زیادی شده است. به گونه ای که انتظار می رود واحدهای تجاری نه تنها به فکر افزایش سود خود بوده بلکه نسبت به اجتماع نیز پاسخگو، و برای جامعهای که در تعامل با آن هستند مفید باشند. واحد تجاری نمیتواند از اجتماع فرار کند و جامعه نیز نمیتواند بدون واحد تجاری وجود داشته باشد، بنابراین یک ارتباط دو طرفه بین واحد تجاری و اجتماع وجود دارد. در سال های اخیر نظریه ای بیان شده مبنی بر اینکه، واحدهای تجاری می توانند ایجاد ثروت، اشتغال و نوآوری کنند، بازار را تامین نمایند، و فعالیت هایشلن را تقویت نمایند و رقابتشان را بهبود بخشند، در صورتی که برای حفظ اجتماعی که خود در راه اندازی آن نقش اساسی داشته اند، همکاری کنند و در مقابل جامعه نیز با فراهم کردن شرایط لازم به منظور کسب بازده توسط سرمایه گذاران و ایجاد اطمینان برای ذینفعان از نبود فعالیت های آربیتراژ و غیر عادلانه، بسترهای مناسب جهت توسعه و پیشرفت واحدهای تجاری را فراهم کند(ساندهو و کاپور، 2010). در نتیجه مسئولیت شرکت نسبت به اجتماع هم برای خود واحد تجاری و هم برای اجتماع سود مند می باشد و درک بهتر منافع بالقوه آن می تواند منجر به بازدههای زیاد سرمایه گذاری برای شرکت شود. از جمله این منافع می توان به افزایش فروش و وفاداری مشتریان اشاره کرد، شماری از مطالعات، به یک بازار در حال رشد و بزرگ برای تولیدات و خدماتی که از طریق شرکتهای با مسئولیت اجتماعی بالا ایجاد شده است، اشاره میکنند.کریر و راس (1997) ، به طور تجربی دریافتند که مشتریان از واحدهای تجاری انتظار دارند تا اخلاق را اداره واحدهای تجاری خود رعایت نمایند، مهر و وب(2005) نیز اثبات کردند که مشتریان ترجیح می دهند تا از شرکت هایی که نسبت به مسئولیت اجتماعی خود آگاهی دارند خرید نمایند. از جمله منافع دیگر مسئولیت اجتماعی شرکت ها می توان به افزایش توانایی در استخدام کارکنان تازه وارد و نگه داشتن کارکنان با تجربه اشاره نمود، شرکت ها با پیشرفت در جهت مسئولیت اجتماعی این مسئله را در می یابند که راحت تر می توانند نیروی تازه به کار بگیرند و کارکنان با تجربه رابرای یکدوره زمانی کافی که برای موفقیت واحد تجاری واجب هستند حفظ کنند (تربان، گرنینگ، 1997).حمایت دولت نیز از منافع دیگر مسئولیت اجتماعی به مار می رود، زیرا سازمان های تجاری نوع دوست که در برابر مسئولیت اجتماعی خودشان تعهد بیشتری دارند، دعاوی کمتری را از طرف قانونگذاران، که ممکن است حکومت یا ممیزین مالیاتی باشند، دیافت می کنند(ساندهو و کاپور، 2010).با توجه به نقش و اهمیت مسئولیت اجتماعی این پزوهش سعی دارد که به بررسی رابطه مسئولیت اجتماعی با عملکرد مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد.
2-2 مبانی نظری
2-2-1 مسئولیت اجتماعی شرکت
طرح بحث مسئولیت اجتماعی به طور ملموس به زمان آدام اسمیت یعنی اواخر قرن هجدهم بر میگردد. وی به موضوع ارتقاء رفاه عمومی پرداخت و معتقد بود کوشش کارآفرینان رقیب طبعا در جهت حمایت ازمنافع عموم خواهد بود. در دهه 1890 آندریو کارنگی مسئولیت اجتماعی شرکت ها را مشخص نمود.دیدگاه کارنگی بر پایه دو اصل، اصل خیرخواهی و اصل قیمومیت یا سرپرستی، گزارده شده بود. اصل خیرخواهی به عنوان یکی از مسئولیتهای افراد، و نه یک سازمان، به حساب می آید اما به موجب اصل قیمومیت سازمان ها و افراد ثروتمند باید خود را قیم و سرپرست افراد فقیر بدانند.در مقابل این دیدگاه، در دهه 1970 و 80 میلادی مجموعه مسایل محیطی منجر به طرح مجدد موضوع مسئولیت اجتماعی شد.میلتون فریدمن، اقتصاددان مشهور، از پیشگامانی است که مسئولیت سازمانهای تجاری را به حداکثر رساندن سود در محدوده قانون بدون هرگونه دسیسه یا نیرنگی عنوان می کندو معتقد است مسئله های اجتماعی را باید به افراد و نهادهای دولتی واگذار کرد، چراکه تعیین نیازهای نسبی و میزان آن ها، در حد مدیران شرکتها نبوده و در صورت انجام، بر درآمد شرکتها تاثیر گذار است(براتلو، 1386). مسئولیت اجتماعی سازمان ها در بر گیرنده اقتصاد، قانون، اخلاقیات، و انتظارات بشر دوستانه واحدهای تجاری است که به کلیه ذینفعان تعمیم می یابد، در اینجا ذینفعان به عنوان هر فرد یا گروهی که می توانند بر فعالیتها، تصمیمات، سیاستها، رویه ها یا اهداف سازمان اثر گذارند، تعریف شده است(دانکو و همکاران، 2008).برخی از محققان مسئولیت اجتماعی شرکت را به عنوان فعالیتهایی تعریف می کنند که به منظور پیشرفت بعضی از اهداف اجتماعی که فراتر از اهداف مالی هستندف انجام می گردد(هارجوتو،2011).گروه دیگری از نویسندگان مسئولیت اجتماعی شرکت را بدین صورت تعریف می کنند: مسئولیت اجتماعی شرکت بدین مفهوم است که شرکت ها نسبت به گروههای سازنده در جامعه غیر سهامداران و فراتر از آن چیزی که از طریق قانون و قرارداد اتحادیه توصیف شده، وظیفه دارند(جانسون و همکاران، 2010).همچنین، هولم و واتز(2000) مسئولیت اجتماعی شرکت را به عنوان تعهد مستمر واحد تجاری، که به طور اخلاقی رفتار کند و در جهت پیشرفت اقتصادی همکاری نماید، تعریف می کنند، به طوری که کیفیت عمر نیروی کار و خانواده آنها و همچنین نهادهای محلی و جامعه را در سطح وسیع بهبود بخشد. نگاهی مختصربه تعاریف نشان دهنده این موضوع است که نویسندگان هنوز بر سر یک تعریف واحد توافق نظر ندارند ولی از جهات زیادی شباهت هایی بین تعاریف مختلف مشاهده می شوند. ولی در مجموع می توان گفت تمامی تعاریف بر این اصل استوارند که مسئولیت اجتماعی، نشان دهنده وظایف سازمان ها نسبت به کلیه ذینفعاشان می باشد.
2-2-1-1 ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکت
در بیشتر پژوهش ها در زمینه مباحث اخلاقی، به منظور تعیین سطح مسئولیت اجتماعی شرکت ها،ابعاد مختلفی شامل کارکنان ، مشتریان، محیط زیست، بهداشت و سلامت، آموزش و توسعه روستایی و نهادهای موجود در جامعه در نظر گرفته شده است(هوانگ،2010). برای مسئولیت اجتماعی چهاربعد مشتریان ، کارکنان، محیط زیست و نهادهای موجود در جامعه در نظر گرفته شده است که در نظر گرفته شده است که در پایین توضیح هر کدام امده است.مسئولیت اجتماعی شرکت در ارتباط با مشتریان شامل فعالیت هایی است که یک شرکت انجام می دهد تا رضایت مشتریان را تامین نماید، به طوری که از اصول مربوط به مدیریت کیفیت نیز، می توان به اصل مشتری مداری و اصل بهبود مستمر اشاره کرد.اصل مشتری مداری بیان که شرکت ها به مشتریان خود وابسته هستند و لذا بایستی نیازهای حال و آینده مشتریان را درک نمایند و در جهت فراتر رفتن از انتظارات مشتری تلاش کنند. هدف از بهبود مستمر در جهت فراتر رفتن از انتظارات مشتری تلاش کنند. هدف از بهبود مستمر در یک سیستم مدیریت کیفیت نیز افزایش احتمال دستیابی به رضایت بیشتر مشتریان و سایر طرف های ذینفع می باشد(استاندارد ایزو 26000، 1389).دومین بعد مسئولیت اجتماعی، منابع انسانی است که بخش مهمی از اجتماع را تشکیل می دهند و هیچ شرکتی نمی تواند بدون همکاری قلبی کارکنان خود موفق باشد.به طور کلی شرایط کاری بر کیفیت کار کارکنان و همچنین پیشرفت اقتصادی و اجتماعی آنها اثر می گذارد، چرا که هزینه های اجتماعی و مالی ناشی از بیماری ها، صدمات و مرگ ناشی از شرایط محیط کار، زیادمی باشدو همچنین آلودگی های غیر مترقبه و شدید و دیگر مخاطرات محیط کاری مضر برای کارکنان ممکن است بر جامعه یا محیط نیز پیامدهایی داشته باشد. قبول مسئولیت اجتماعی در قبال فعالیتهای ایمنی و بهداشت، می تواند هزینه ها را کاهش دهد، رفاه و روحیه کارکنان را بهبود بخشد و میزان تولیدات را افزایش دهد(استاندارد ایزو 26000، 1389).سومین بعد مسئولیت اجتماعی، مسئولیت پذیری محیطی است که به عنوان یک جنبه مهم مسئولیت اجتماعی شرط لازم برای بقاء و موفقیت بشر می باشد. مسائل محیطی با حقوق بشر، توسعه و مشارکت جامعه، و دیگر موضوع های محوری مسئولیت اجتماعی پیوستگی تنگاتنگی دارند. یک شرکت نمی تواند مسائل و مشکلات محیطی که در آن فعالیت می کند را نادیده بگیرد. شرکتها می توانند با اقدام برای حفاظت و ترمیم محیط زیست طبیعی مانند کاشت درخت و حفظ محیط مراتع و زمینهای کشاورزی و جنگل ها و اکوسیستم های آن، بسیار مسئولانه تر عمل کنند. شرکتها همچنین می توانند عملکرد زیست محیطی خود را با جلوگیری از آلودگی ها برای مثال جلوگیری از نشر آلودگی در هوا، ممانعت از تخلیه آلودگی در آب، عدم تولید پسماندهای جامد و مایع، جلوگیری از آلودگی زمین و خاک، عدم استفاده یا دفع مواد شیمایی خطرناک و سمی، و سایر آلودگی های ناشی از فعالیتها، محصولات و خدمات سازمان، بهبود بخشند(استاندارد ایزو26000، 1389).چهارمین بعد مسئولیت اجتماعی احساس مسئولیت در مورد نهادهای موجود در جامعه است. امروزه این موضوع پذیرفته شده که شرکت ها با جوامع و همچنین نهادهای که با آن در تعامل هستند، در ارتباط می باشند و تداوم و بقای آنها به سلامتی، پایداری و موفقیت این نهادها، وابسته می باشند. بنابراین یک شرکت برای رفاه و توسعه نهادهای پیرامون خودش مسئول است.از مسئولیت های واحد تجاری نسبت به اجتماع پرداخت بخشی از سود خود در جهت تسهیلات آموزشی و فرهنگی،بهداشت و سلامت و… می باشد، زیرا آموزش،پایه و اساسی برای هر نوع توسعه اقتصادی و اجتماعی است و فرهنگ،جزء مهمی از اجتماع و هویت اجتماعی است. ارتقای آموزشی و ارتقاء و حفاظت از فرهنگ،تاثیر مثبتی بر توسعه و همبستگی اجتماعی دارد( استاندارد ایزو26000، 1389).
2-2-1-2 مسئولیت اجتماعی و اهمیت انجام آن
در واقع مسئولیت اجتماعی شرکتها، رویکردی متعالی به کسب وکار است که تاثیر اجتماعی یک سازمان بر جامعه چه داخلی و چه خارجی را مد نظر قرار می دهد و هدف اصلی ان گردهم آوردن تمامی بخش ها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان،جهت همکاری با یکدیگر است تا از یکسو موجب همسویی منافع اقتصادی با محیط زیست و از سوی دیگر، سبب توفیق، رشد وپایداری کسب و کار می گردد لیکن به لحاظ منافع و ارزشی که مسئولیت پذیری اجتماعی برای کسب و کار ایجاد میکند، بهره گیری از آن را ضروری می سازد. هر سازمان وتمام سازمان های روی کره زمین برای خدمت به سیاره زمین و جامعه تعهد دارند. چشم پوشی از این تعهد غفلت از مسئولیت فرد است برای این که دنیایی بهتر بسازد برای افرادی که امروز در آن زندگی می کنند و افرادی که در آینده زندگی خواهند کرد(سیلورمن، 2000). اهمیت مسئولیت اجتماعی روبه رشد است و تاثیر آن روی عملکرد کاری- شهرت و اعتبار شرکت ها، اثبات شده است که ناشی از ملاحظات اخلاقی و توجه به فرآیندهای محیطی است(زعیری، 2000).برای اینکه استاندارد عملکرد سازمانی بالا باشد، اعضای آن باید معتقد باشند که آنچه انجام می دهند، در تحلیل نهایی به اجتماع و جامعهای که در آن فعالیت می کنند، کمک می رساند.(منوریان، 1375).زمانی که افراد با ایفای مسئولیتهای خود برای خدمت به دیگران تلاش می کنند، با تقویت اصول اخلاقی در خدمت ثبات اجتماعی هستند(گل محمدی، 1383).ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی در مدیران دولتی، از دیگر شیوههای ایجاد سرمایه اجتماعی است سازمان های دولتی و جامعه با هم در تعاملی پویا قرار دارند و در اثر این رابطه و تعامل است که افراد و اعضای جامعه مایلند تا سازمان در مقابل ان احساس مسئولیتی کند وتنها به فکر سود و نفع سازمانی نباشد.هرگاه شهروندان احساس کنند که مدیریت سازمانها در قبال آنان احساس مسئولیت می کند و به پاسخگویی در مقابل جامعه می اندیشند، تلقی مثبتی از سازمان پیدا می کنند و در پرتو این جو اطمینان و اعتماد، سرمایه اجتماعی ایجاد می شود(الوانی و همکاران، 1380).مسئولیت اجتماعی شیوه تجاری مهمی است، شرکت های برنده این قرن آنهایی خواهند بود که هم خوب کار می کنند، و هم صحیح و با اقداماتشان ثابت می کنند که می توانند سودآور باشند و ارزش اجتماعی را افزایش دهند(فیورینا،2003).
2-2-1-3 رویکردهای گوناگون در مورد مسئولیت اجتماعی شرکت ها
تقریبا در این امر که شرکت ها باید از نظر اجتماعی مسئول باشند، اتفاق نظر وجود دارد.البته امکان دارد عنوان شود که این ایده صرفا شکل پذیرفته شده ی بینشی جهانی است که افراد و گرو هها باید تاثیر اعمال خود بر سایرین را در نظر گیرند. به طور کلی سه رویکرد در ارتباط با مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها وجود دارد که به شرح زیر قابل بیان هستند (خوش طینت، 1373):
نظریه اول از تئوری اقتصادی کلاسیک نشات می گیرد. طبق این نظریه، شرکت تنها یک هدف دارد که حداکثر کردن سود و متعلقب آن حداکثر کردن ثروت سهامداران است.
نظریه دوم در دهه 1970 میلادی مطرح شد و بر اساس آن اهداف اجتماعی در کنار بیشینه کردن سود مورد توجه قرار می گیرند.
طبق نظریه سوم، سود پایان فعالیت های موسسه نیست و پس از برآورده شدن این هدف، مدیران با مواردی از قبیل خواسته های کارکنان برای افزایش حقوق، اجرای طرح های توسعه، درخواست قیمت های پایین تر از طرف مشتریان، افزایش کیفیت محصولات و …. مواجه می شوند.
در اواخر دهه 1960، مفهوم مسئولیت اجتماعی وارد ادبیات حسابداری شد.هرمانز(1989) و دان(1993)اعتقاد دارند که برای اولین بار لینوس بود که نقش حسابداری در حوزه اقتصاد، اجتماع، و علوم سیاسی مطالبی را تقریر کرد. وی از نقش فعالتر حسابدارن در تبیین موارد اجتماعی و حل و فصل آنها دفاع کرد و نیز خواستار گسترش نقش حسابرسی و دخالت بیشتر حسابدارن در مسائل اجتماعی شد. اگرچه شرکت های بزرگ به صورت اختیاری اطلاعاتی را دربارهی مسئولیت اجتماعی خود گزارش می کنند اما یک نظریهی جامع در مورد فلسفه ی انجام این کار وجود ندارد و برخی معتقدند که سرمایه گذاران برای این اطلاعات ارزش قائلند(بلوم و همکاران، 1987)، اما پارکر (1986) معتقد است برای تایید یا رد مفید بودن چنین افشائیاتی، باید پژوهش های بیشتری انجام شود. در هر صورت، عموم مردم انتظار دارند که شرکت ها به عنوان یک شهروند خوب عمل کنند. در پزوهش های انجام شده برای یررسی عکس العمل سرمایه گذاران به انواع افشاهای اجتماعی، دو رویکرد مورد استفاده قرار گرفته است. رویکرد اول، عکس العمل سرمایه گذاران به افشای اطلاعات مسئولیتهای اجتماعی به شکل غیر مستقیم و از طریق بازار سرمایه را بررسی میکند. در رویکرد دوم، به این دلیل که در تعدادی از کشورها یا صنایع، بازار های سرمایه مبنی بر شاخص های اجتماعی وجود ندارد، عکس العمل تک تک سرمایه گذاران به شکل مستقیم و معمولا از طریق پرسشنامه آزمون شده است.
2-2-1-4 مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی
تمایل و اصرار واحد تجاری به تعهد نسبت به مسئولیت اجتماعی در تمامی ابعاد، اثر قابل توجهی را روی عملکرد مالی دارد،در واقع گرایش به سمت مسئولیت اجتماعی،واحد تجاری را ترغیب می کند تا برای بهبود محیط زیست، استفاده از انرژی و مواد کمتر،مدیریت ضایعات و غیره تلاش کند(ساندهو،کاپور، 2010).در نتیجه واحدهای تجاری می توانند بازده های بلند مدت خود را از طریق کاهش اثرات منفی خود را بر اجتماع، به صورت اختیاری، حداکثر نمایند.به طوری که امروزه این تفکر در میان واحدهای تجاری به صورت روزافزون در حال شکل گیری است که موفقیت بلند مدت آنها می تواند از طریق مدیریت کردن عملیات شرکت، هم زمان با ایجاد اطمینان از حمایت محیطی و پیشرفت مسئولیتهای اجتماعی شرکت منجر به بهبود موفقیت شرکتها در بلند مدت می شود و در نهایت منجر به رشد اقتصادی و افزایش توان رقابتی شرکت و بهبود عملکرد مالی آن می گردد(سانچز و همکاران، 2010).براساس پژوهش هایی که صورت گرفته است وجود سه نوع رابطه مثبت، منفی و خنثی(عدم وجود رابطه) بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی مطرح است. چندین دیدگاه مختلف در زمینه ارتباط مثبت بین مسئولیت اجتماعی شرکتو عملکرد مالی وجود دارد.دیدگاه اول این است که رابطهای بین هزینه های کمی شرکتها، مثل پرداخت های بهره به دارندگان اوراق قرضه، و هزینه های کیفی آنها، مثل کیفیت تولید یا هزینه های امنیتی، وجود دارد. تلاش شرکت ها برای تحمل هزینه های کیفی کمتر از طریق فعالیت های اجتماعی، به هزینه های کمی بالاتری منجر می شود. همچنین، فرضیه اثر اجتماع به عنوان پایه و اساس ارتباط مثبت بین عملکرد اجتماعی و عملکرد مالی شرکت ارائه شده است.در واقع این فرضیه پیشنهاد می کند که تامین مجموع نیازهای ذینفعان غیر مالک شرکت اثر مثبتی روی عملکرد مالی خواهد داشت.دیدگاه دوم این است که شرکت های موفق از لحاظ مالی منابع کمتری در ایجاد عملکرد مالی بالای خود به کار می گیرند در نتیجه میتوانند بخش اعظم منابع خود را به عملکرد اجتماعی اختصاص دهند.دیدگاه سوم نیز بیان می کند که شرکت هایی که مسئولیت اجتماعی بیشتری می پذیرند کمتر در معرض ریسک رویدادهای منفی هستند زیرا احتمال کمتری وجود دارد که جریمه های سنگینی برای آلودگی زیاد (محیط زیست) پرداخت کنند، یا احتمال کمی وجود دارد که دعاوی پر هزینه بر علیه آنها وجود داشته باشد، یا به ندرت فعالیت های منفی اجتماعی که ممکن است برای اعتبار آنها مخرب باشد را، انجام دهند، که این موارد در نهایت بر عملکرد مالی شرکت ها تاثیر مثبت دارد.به طور کلی، اگر دو شرکت که از هر نظر یکسان هستند، و تنها تفاوت آنها در پذیرش مسئولیت اجتماعی در سطح وسیع توسط یکی از این دو شرکت و عدم پذیرش مسئولیت اجتماعی توسط شرکت دیگری باشد، می توان انتظار داشت که شرکت اولی ریسک منفی کمتری داشته باشد و با رویدادهای زیان آور کمتری مواجه شود.ارتباط منفی بین مسئولیت اجتماعی شرکتو عملکرد مالی با تفکرات فریدمن و اقتصاددانان نئو کلاسیک سازگار است. انها بیان می کنند که مسئولیت اجتماعی باعث می شود که شرکت ها هزینه هایی را متحمل شوند که در نهایت منجر کاهش سودها و ثروت سهامداران می شود.فرضیه فرصت طلبی مدیریت نیز به عنوان یک پایه و اساسی برای ارتباط منفی بین مسئولیت اجتماعی شرکت و عملکرد مالی مطرح شده است. این فرضیه بیان می کند زمانی که عملکرد مالی قوی است، مدیران، هزینه های مرتبط با مسئولیت اجتماعی را کاهش می دهند زیرا آنها از این طریق می توانند سودآوری کوتاه مدت را افزایش و در نتیجه پاداش فردی خود را که با سودآوری کوتاه مدت مرتبط می باشد را افزایش دهند.در جهت عکس، زمانی که عملکرد مالی ضعیف است، مدیران تلاش خودرا معطوف به افزایش هزینه های برنامه ریزیهای آشکار اجتماعی می کنند.ارتباط خنثی(عدم وجود ارتباط) بین این دو متغیر نیز از طریق برخی از پزوهش ها اثبات شده است. این پزوهشها بیان میکنند که چون موقعیت عمومی شرکت و اجتماع بشیار پیچیده است، در نتیجه ارتباط مستقیمی بین مسئولیت اجتماعی شرکت و عملکرد مالی آن وجود ندارد (تی سوت سورا، 2004).
2-2-1-5 مسئولیت اجتماعی مدیران
در نظام سنتی مدیریت، مدیران موظف به تحقق اهداف سازمان خود به نحو احسن بودند و مسائل خارج از سازمان را مساله خود نمی دانستند. تمام شیوه های کارایی و بهره وری در این دوران با نگرشی درونی به سازمان می پرداختند و از مسائل بیرونی غفلت می ورزیدند. در نگرش جدید به سازمان و محیط خارجی آن به عنوان یک مجموعه نگریسته می شود و مدیر مسئولیت های اجتماعی و محیطی خود را به مسئولیتهای سازمانی می افزاید و در موضعی برتر و بالاتر به مدیریت می پردازد. در این نگرش مدیر برون نگر و جامع نگر است، تنها به نتایج زود رس مشغول نیست، بلکه آثار دراز مدت را نیز مد نظر دارد. اگر در پی کارایی و بهره وری است، بهره وری پایدار را هدف دارد و اگر در جستجوی توسعه است، توسعه پایدار را طلب می کند. البته بدیهی است که برون نگری و توجه به آثار و پیامدها ، نباید موجب شود که بروندادها و مسائل درونی سازمان نادیده گرفته شوند (الوانی ، 1380).
2-2-1-6 سازمان های غیر دولتی
به واسطه ضعف و ناتوانی فزاینده دولت ها در خصوص اعمال فشار بر روی عملیات و تصمیمات شرکت های بزرگ در جهت پإیرش مسئولیت اجتماعی توسط آنها و هم چنین به دلیل عدم تمایل باطنی دولت ها برای مداخله در این امور، طرفداران محیط زیست را بر این وا داشته است که با تشکیل سازمان های غیر دولتی شخصا در این خصوص اقدام کنند.به این ترتیب که این سازمان های غیر دولتی شخصا در این خصوص اقدام کنند.به این ترتیب که این سازمان های غیر دولتی، مقداری از سهام شرکتهای مورد نظر را خریداری کرده و در مجامع عمومی سالانه شرکت می کنند و از این طریق با مطرح کردن تاثیرات منفی اجتماعی و زیست محیطی ناشی از فعالیتهای سازمان، در جهت ایجاد تغییرات مثبت و سازنده اقدام مینمایند.به عنوان نمونه، یکی از موارد در خصوص شرکت چینی به نام چیانیر پترو به وجود آمد که در زمینه احداث خطوط لوله از میان سرزمین تبت فعالیت می کرد. عملکرد این شرکت موجب شد که طرفداران محیط زیست با شرکت در مجمع عمومی سالانه این موضوع را مطرح کنند که نحوه عملکرد شرکت چینی باعث می شود که جمعیت بسیار زیادی به این منطقه انتقال یابند و این مساله، فرهنگ بومی این سرزمین را تهدید می کند.اگرچه طرفداران محیط زیست نتوانستند سهامداران را در خصوص تغییر سیاست های شرکت جلب کنند، اما با این وجود، چنین نحوه عملی باعث شد که فشارهای بسیاری به شرکت اعمال شودو دید منفی نسبت به آن وجود آید. در واقع سازمان غیر دولتی از قبیل طرفداران محیط زیست و سازمان حقوق بشر، در سراسر جهان و با اسامی و اشکال مختلفی وجود دارند تلاش می کنند از طریق شرکت در مجامع عمومی شرکت های مختلف، در جهت تغییر سیاست های مخرب تاثیر گذار بر محیط زیست، به موفقیت هایی نائل شوند؛ هرچند که در اکثر موراد تلاش آنها با شکست مواجه می شود ولی با این وجود چنین اقدامی ازسوی آنها حداقل باعث می شود که ماهیت فعالیتهای سازمان برای همگان آشکار شود و عملکرد انها مورد قضاوت عموم قرار گیرد(ساندهو و کاپور،2010).
2-2- 1-7 دلایل سازمان برای گردشگری اجتماعی و زیست محیطی
آدامز در سال 2002 تحقیقاتی را از طریق مصاحبه با شرکتهای دارویی و شیمیایی در کشورهای آلمانن و انگلستانف به عمل آورد و از آنها علل اقدام این شرکتها به گزارشگری اجتماعی و زیست محیطی را جویا شد و از مصاحبه شوندگان دلایلی به شرح زیر دریافت کرد:
جامعه خواستار اطلاعاتی در این خصوص است بنابراین در جهت پاسخوگویی به این نیاز، گزارش هایی حاوی اطلاعاتی در رابطه با ضایعات و هم چنین تاثیر عملکرد شرکت بر روی آب و هوا، در قالب اعداد و ارقام ارائه کرده ایم… البته بعد از حادثه ساندوز در سال 1986، فشارهای فزایندهای از سوی جامعه، سیاست مداران و قانون گذاران در جهت انتشار این گزارش ها، اعمال شد که واکنش مناسب به موضوع، این بود که شرکت مسئولیت های اجتماعی مطرح شده را بپذیرد… به منظور بهبود شرایط، تصمیم گرفته شد که اطلاعاتی منتشر گردد که جامعه خواستار آنها می باشد.بر طبق مصاحبه انجام گرفته با مدیران ارشد شرکت های دارویی چنین نتیجه ای حاصل شد. دلیل افزایش تعداد شرکت هایی که گزارش هایی که گزارش های زیست محیطی را از اواخر دهه 1990 ارائه می کردند نه فشار اجتماع بوده و نه الزامات قانونی، بلکه هدف اصلی بهبود تصویر مطلوبی از شرکت در ذهن مصرف کنندگان، مراجع دولتی، روزنامه نگاران، جراید و مطبوعات بوده است. در حال حاضر سازمان ها خود به این موضوع معترفند که منافع آنها در صورت مشورت و همفکری با ذی نفعان، تامین خواهد شد و اعمال فشار از سوی جامعه فقط موجب میگردد که سازمان ها در نحوه ارائه و ابزار های مورد استفاده جهت گزارشگری زیست محیطی تغییراتی را ایجاد کنند.به عنوان نمونه، سازمان ها ممکن است تلاش کنند که انتظارات خارجی موجود را دگرگون سازند و یا هنگامی که دریابند ذی نفعان انتظارات غیر واقعی از عملکرد اجتماعی و زیست محیطی دارند، به جای انعکاس عملکرد واقعی سازمان، عملکردهای مورد انتظار را در گزارش درج کنند. به عنوان نمونه آدامز، اختلاف موجود میان گزارش هایی که شرکت عملکرد خود را در ان به تصویر می کشد با گزارش هایی که از طریق رسانهها، سازمان های غیر دولتی و سایر منابع خارجی در خصوص عملکرد شرکت منتشر می شوند را اینگونه بیان می دارد(سانچز، 2010):
این امکان وجود دارد که سازمان ها در جهت مقابله با انتقادات منفی و گزارش های رسانه های خارجی از سازمان که عملکرد شرکت را ضعیف نشان می دهند، تغییرات مثبت و سازنده ای را در رابطه با نحوه عملکرد خود اعمال کنند.