پایان نامه رشته حقوق درباره : فرهنگ اصطلاحات

اجماع ادعا شده از حیث صغروی مورد خدشه می باشد. از طرفی بر فرض تحصیل اجماع و عدم وجود اشکال صغروی به دلیل اینکه مسأله از تعبّدیات نمی باشد، مجرایی برای نقل اجماع باقی نمی ماند و اصولاً در این موارد، اجماعات منقوله و بلکه محصله حجت نمی باشد، بنابراین اجماع مورد ادعا، از جهت کبری نیز، مورد اشکال است (‌الطباطبائی القمی، بی تا، ص7-66).
قائلین به عدم صحّت توبه فرد مذکور، بر دیدگاه خویش چنین استدلال میکنند: «عزم بر ترک از شرایط وقوع توبه است و چنین شرطی در حق فرد عاجز از ارتکاب گناه ممکن نیست، زیرا ترک معصیت در مورد تائب، امری اختیاری است در رابطه با فرد مذکور، قهری است و به عبارتی دو طرف فعل و ترک، نسبت به تائب مساوی نیستند تا وی با اراده و اختیار یکی از آن دو را ترجیح دهد، بلکه ترک برای او ضروری الوجود و طرف فعل، ضروری العدم است لذا اختیار در حق وی متصور نیست. بنابراین توبه چنین فردی چون اختیاری نیست، مورد پذیرش نمی باشد.
مرحوم «میرزای بجنوردی» در پاسخ به این گروه میفرماید: «توبه با نفس پشیمانی از فعل منهی عنه، محقق می گردد بلکه می توان گفت، حقیقت توبه همان ندامت است. اما عزم به ترک در جایی که امکان ترک ارادی و اختیاری وجود داشته باشد از لوازم لاینفک توبه است اما در فرض عدم قدرت بر فعل، عزم به ترک لازمه توبه نخواهد بود» (البجنوردی، 1377، ص 366).
4-2-1-4- وجوب استغفار
خواجه عبدالله انصاری در«منازل السائرین»مینویسد: «شرط هر چیزی، آن است که وجود آن شیء متوقف بر آن باشد و توبه عبد متوقف بر پشیمانی قلبی و عذرخواهی زبانی با کثرت استغفار است» ( انصاری، 1373، ص 43).
ظاهر عبارت فقها و علمای اخلاق هم بر این مطلب دلالت دارد. از آن جمله، حضرت امام خمینی(ره) در«کتاب چهل حدیث » بیان میدارد:
« از اموری که بر شخص تائب لازم است به آن اقدام کند، تحصیل حالت استغفار است. چرا که صور ملکوتیه اعمال، به منزله ولیده انسان، بلکه بالاتر از آن است و حقیقت توبه و صیغه استغفار، به منزله لعان می باشد. حق تعالی، به واسطه غفّاریت و سترش، آن ولیده ها را با لعان مستغفر، از او منقطع می نماید» (الموسی الخمینی، 1375، ص281).
استدلال قائلین به شرطّیت استغفار در توبه، عبارت است از اینکه،گرچه حقیقت توبه همان پشیمانی است، اما وصول به این حقیقت در مرحله ثبات، محتاج به اعتراف زبانی می باشد، همانگونه که حقیقت اسلام اعتقاد به شهادتین است، لیکن رسیدن به مرحله ثبات نیازمند اقرار و اظهار شهادتین می باشد «البته کمال اسلام، عمل به ارکان آن می باشد» (البجنوردی، 1377، ص341).

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4-2-1-5- توبه افراد مشرف به موت
به تصریح خداوند متعال در قرآن کریم:
«و َلَیسَتِ التَّوبَهَ لِلَّذینَ یَعلَمونَ السَّیِئاتِ حَتّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ المَوتَ قالَ إِنِّی تُبتُ الان»؛(نساء/18) توبه افراد مشرف به مرگ پذیرفته نیست، چرا که وقتی انسان گناهکار به مرگ خود نزدیک می شود، در اثر دیدن وزر و بال اعمال ننگینش، از کرده خود پشیمان می شود و از آنچه مرتکب گردیده، بیزاری می جوید. اما ندامت او برحسب حقیقت، ندامت نیست، بلکه حیله ای است که نفس شریره او برای نجات وی اندیشیده است، به دلیل اینکه اگر چنین فردی که فرضاً دچار بیماری لا علاجی بوده، که او را در شرف مرگ قرار داده است، بهبودی می یابد و به این ترتیب از خطر رهایی پیدا کند، دوباره به همان لجاج و عناد و به همان اعمال قبیح سابق بر می گردد (الجبعی العاملی، 1415، ج 6، ص 60-459).
بنابراین می توان گفت: از جمله شرایط تحقق توبه، انجام آن، قبل از رؤیت یأس و یقین به مرگ می باشد (طباطبائی، 1372،ص256).
4-2- 2- شرایط بیرونی توبه
بعد از ذکر شرایط درونی توبه، که بیشتر مربوط به اوضواع و احوال شخصی فرد تائب می باشد، اینک به تبیین شرایط خارجی و بیرونی توبه می پردازیم:
4-2-2-1- ادای حقوق الهی
در فرهنگ اصطلاحات عرفانی، بناء توبه بر پنج رکن استوار گشته است، از آن جمله، ادای حقوق الهی است که از آن به انجام فرائض و قضای مافات تعبیر شده است، چرا که، حقیقت و ندامت اقتضاء دارد، تائب قصد بر جبران و تدارک مافات داشته باشد و جهد و کوشش خویش را در این جهت مبذول دارد (سجادی، 1387، صص 66-256) .
بخشی از این جبران، مربوط به حقوقی است که خداوند تبارک و تعالی نسبت به بنده خویش دارد و فرد عاصی در زمان ارتکاب معصیت، موجبات تضییع این حقوق را فراهم ساخته است و اینکه در زمان توبه لازم است نسبت به ادای حقوق الهی اقدام نماید. اما در اینکه، آیا این تأدیه شرط صحت توبه است که در صورت فقدان، توبه باطل باشد یا اینکه ادای حقوقی الهی، شرط صحت توبه نیست، بلکه واجبی مستقل از ذات توبه است، میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد.
معظِم محقّقین و علمای اخلاق، متمایل به قول او هستند. از آن جمله میتوان به «خواجه نصیرالدین طوسی» در «اوصاف الاشراف» ( طوسی، 1376، صص 5-124)، «میرزا جواد آقا ملکی تبریزی» در «رساله لقاءالله» (ملکی تبریزی، 1375، ص57)، «علامه طباطبائی» (طباطبائی، 1372، ج 4، ص 267) و «صاحب ارشاد القلوب» (دیلمی، 1375، ج1، ص 105) اشاره کرد.
اما« شیخ بهائی» معتقد است:
«ادای حقوق، شرط صحت توبه نمی باشد، بلکه واجبات مستقلی هستند که توبه بدون آنها نیز، صحیح است. لکن با وجود آنها، توبه اکمل و اتّم، می گردد» (الجبعی العاملی، 1415، ص471).
4-2-2-2- تأدیه حقوق مردم
از دیگر مواردی که در برخی متون اخلاقی و فقهی به عنوان شرط بیرونی توبه ذکر گردیده، ادای حقوق الناس می باشد.
به اعتقاد امامیه، اگر کسی توبه کند و حقی از مردم بر ذمه وی باشد، واجب است ذمّه خود را بری نماید و نسبت به تأدیه آن اقدام کند ( مرعشی، 1379، ج 2، ص 111).

«علامه حلی» در«شرح تجرید الاعتقاد»می نویسد: «اگر حق الناس به توبه کننده تعلق گرفت، خروج از این حق واجب است» ( الحلی، بی تا، ص571).
اکثر علمای اهل سنت نیز، در این مورد با امامّیه هم عقیده اند. به عنوان مثال در باب «محاربه» معتقدند، با توبه محارب مجازات وی، از قبیل قتل، قطع، تبعید و… ساقط میشود، اما توبه، حق النّاس را ساقط نمیکند و محارب مسئول آن میباشد ( الجزیری،1990، ج 5، ص 213). اما در مقابل برخی از آنها، توبه را مسقط قریب به اتفاق حقوق مردم می دانند. در «بدایه المجتهد» (ابی رشد القطبی، 1995، ص1763) ذیل باب «ما تسقط عنه التوبه» نویسنده چهار قول را بیان نموده که قول سوم و چهارم، عبارتند از:
قول سوم: توبه تمام حقوق الله را دفع می کند و از حقوق النّاس، تنها خون بر ذمه توبه کننده باقی می ماند و از اموال اگر عین مال موجود باشد باید مسترد گردد و اگر عین مال باقی نبود، چیزی بر ذمّه او نمی ماند.
قول چهارم: توبه تمام حقوق الله و حقوق النّاس اعم از مال و خون را ساقط می کند؛ مگر اینکه مال عیناً در دست توبه کننده باقی باشد که از میان اموال او مسترد خواهد شد.
اما یقیناً دیدگاه صائب، نظر امامیه است، یعنی فردی که حق النّاس بر ذمّه او تعلق گرفته، مکلف به ادای چنین حقی است و توبه او، وجوب چنین و ظیفه ای را ساقط نمی کند. البته این مطلب، یک مورد استثناء دارد و آن، توبه از شرک است که نه تنها گناهان مربوط به حق الله، را محو می کند، بلکه گناهان مربوط را به حق النّاس را هم از بین می برد، همچنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « الاسلام یَحِبُ ما قبله » (طباطبائی، 1372، ج 4، صص 7-226).
4-2-2-3- انجام عمل صالح
در ادامه بحث از شرایط بیرونی توبه، این سؤال مطرح می گردد که آیا اصلاح عمل از شرایط و ارکان توبه است یا خیر؟ گروهی از صاحبنظران انجام عمل صالح را مطلقاً از ارکان و شرایط توبه ذکر کردهاند (نراقی، 1371، ج 3، صص6-64) اما «شیخ طوسی» به تفصیل وارد این بحث میشود و میفرماید: معصیت یا در فعل است یا در گفتار، هرگاه معصیت عبارت از ارتکاب فعل حرام باشد، مانند فعل زنا، لواط و.. در این گونه موارد، توبه پشیمانی از گذشته و انجام عمل صالح است، چرا که در آیات متعددی بر این موارد تصریح گشته است. از آن جمله آیه 70 سوره فرقان: «اِلّا مَن تابَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاولئِکَ یُبَّدِلُ الله سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ»؛ «هرکس توبه کند و نیکوکار شود، البته توبه اش در درگاه خدا، پذیرفته خواهد شد.» اما اگر جرم و گناه در گفتار باشد بیشتر موارد یا ارتداد است و یا قذف ( الطوسی، 1376، ج 8، صص 9-178).
توبه مرتد با اسلام آوردن و بیان شهادتین محقق میشود و نیازمند اصلاح عمل نخواهد بود. اما اگر گناه، قذف باشد، در قذف بر سبّ، یعنی اینکه، نسبت ناروایی به کسی داده شود، توبه با تکذیب نفس و انجام عمل صالح محقق خواهد شد، چرا که خداوند در قرآن میفرماید: « اولئِکَ هُمُ الفاسِقونَ إِلا الَذَّینَ تابُوا مِن بَعدِ ذالِک و َأَصلَحوا»؛ (نور /45) و ایشان مردمی فاسق و نادرست هستند مگر آنهایی که بعد از فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، دراین صورت خدا آمرزنده و مهربان است.
اما اگر معصیت، قذف در شهادت باشد مثلاً به عنوان شاهد بر زنا، شهادت دهد، ولی شهود به حد نصاب شرعی نرسد، در این صورت توبه عبارت است از پشیمانی و عدم تکرار جرم و گناه خواهد بود ( الطوسی، 1376، ج 8، صص 9-178).
در مورد اینکه آیا مدت زمان مشخص لازم است تا فرد در آن ظرف زمانی مرتکب اعمال گذشته نگردد و در نتیجه اصلاح عمل محقّق گردد یا گذشت زمان معینی معتبر نیست، صاحبنظران اقوال مختلفی دارند: «شافعی» (العجلی الحلی، بی تا، ص27-527) و برخی از فقهای شیعه در معاصی فعلی و برخی گناهان قولی، گذشت زمان یکسان را معتبر داشته و قول ضعیفی را نیز به نقل از برخی فقها مبنی بر اعتبار شش ماه، ذکر کرده اند. اما اکثر فقهای امامیه و جمعی از علمای اهل سنت، ذکر مدت در تحقق اصلاح عمل را معتبر نمیدانند و قائلند در مورد برخی از اشخاص بعد از گذشت حتی یک ساعت، اصلاح عمل وی تشخیص داده میشود (العجلی الحلی، بی تا، ج 3، ص 5).
4-2- 3- دو شرط اساسی قبول توبه از دیدگاه قرآن
خداوند کریم قبول توبه را با دو شرط اساسی بیان نموده و تبیین کرده است. توبه هنگامی پذیرفته میشود که این دو شرط را داشته باشد؛ در غیر اینصورت توبه پذیرفته نیست. دو شرط اساسی قبولی توبه در آیه 17 سوره نساء ذکر گردیده است. خداوند در این آیه می فرماید:

«إنَّمَا التَوبَهُ عَلی اللهِ لِلًًّذینَ یَعمَلونَ السوءَ بِِجَهالَهٍ ثُمَّ یَتُوبونَ مِن قَریبٍٍ فَاولئِکَ یَتوبُ اللهُ عَلَیهم وَکانَ اللّهُ عَلیماً حَکیماً»
«قبول توبه از جانب خدا فقط برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت مرتکب میشوند، سپس زود، توبه میکنند خدا توبه آنها را قبول میکند و خداوند دانای حکیم است.»
خداوند در این آیه دوشرط اساسی را برای قبول توبه ذکر میکند:
1- یعملون السوء بجهاله
2- ثم یتوبون من قریب
4-2-3-1- ارتکاب جاهلانه گناه