میتوان برخی از این عوامل را در قالب نقشه و دادههای مکانی در محیط GIS تهیه کرد. با داشتن نقشه یا لایههای رقومی فاکتورهای مختلف، میتوان با استفاده از روش تحلیل سلسه مراتبی (AHP)، مدل‌سازی مکانهای مناسب تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی را در محیط GIS با دقت و صحت قابل قبولی تهیه کرد. نقشههای مکانیابی تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمین بر اساس روش تحلیل سلسه مراتبی (AHP)، به عنوان یک ابزار مطمئن و قوی در مدیریت و احداث پروژههای تغذیه مصنوعی سفرههای آبهای زیرزمینی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از انجام این پژوهش، تهیه نقشه و مکانیابی مناطق مناسب برای احداث پروژههای تغذیه مصنوعی سفرههای آبهای زیرزمینی از دیدگاههای مختلف آبخیزداری، زمینشناسی و آبیاری و بررسی میزان کارایی روش مذکور بهویژه فرآیند تحلیل سلسله مراتبی در ایران و استان آذربایجان غربی به‌عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای تصمیمگیران و برنامهریزان در سطوح بالا میباشد.
فرضیههای تحقیق:
پس از مطالعه ادبیات تحقیق و تعریف مسئله و لزوم مکان‌یابی تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی با مقایسه نگرشهای مختلف آبخیزداری، آبیاری و زمینشناسی و به‌کارگیری فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در تهیه نقشههای مربوطه، فرضیههای این مطالعه به صورت زیر بیان میشوند:
1- توانایی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) در مکانیابی بهویژه درروی هم اندازی تعداد بالای لایههای اطلاعاتی بسیار بالاست.
2- نتایج مکانیابی با توجه به نظرات کارشناسان هر گروه متفاوت از یکدیگر است.
3- مدل AHP توانایی خوبی برای مکانیابی تغذیه مصنوعی دارد.
اهداف تحقیق
تدارک یک روش نوین با استفاده از دیدگاههای کارشناسی مختلف که در برگیرنده فرایند تحلیل سلسله مراتبی و سامانه اطلاعات جغرافیایی برای مکانیابی مناطق مناسب تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی میباشند و مقایسه نقشههای مکانیابی احداث پروژههای تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی از دیدگاه کارشناسان گروههای آبخیزداری، زمین‌شناسی و آبیاری با استفاده از به‌کارگیری روش AHP هدف اصلی تحقیق میباشد.
همچنین ارائه یک روش مناسب برای مکانیابی احداث پروژههای تغذیه مصنوعی بهمنظور تغذیه آبهای زیرزمینی و پهنهبندی بهترین مناطق جهت تغذیه مصنوعی دشت خوی دیگر هدف مطالعه حاضر میباشد.

فصل دوم: بررسی منابع
در ایران:
مطالعات متعددی بر روی آبهای زیرزمینی و تغذیه مصنوعی آن‌ها و همچنین روشهای چندمعیاره صورت گرفته است که نمونهای از مهم‌ترین تحقیقات انجام‌گرفته در بخشهای بعدی این فصل ارائه‌شده میشود.
مهدوی (1375) مدیریت منابع آب و تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی شهرستان جرم را موردبررسی قرار داده و کنترل برداشت و تغذیه سفرهها از طریق آبخیزداری را به‌عنوان مهم‌ترین راهکار مدیریتی ارائه کرده است.
عبدی و غیومیان (1379) بر اساس دادههای ژئوفیزیکی، کاربری اراضی و توپوگرافی و تلفیق و تحلیل آن‌ها در محیط GIS، مکانهای مناسب برای ذخیره‌سازی آبهای سطحی و تقویت آبهای زیرزمینی را اولویتبندی کردهاند.
آل شیخ و همکاران (1380) به مکانیابی عرصههای مستعد اجرای پخش سیلاب با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) در حوزه آبخیز سمل از بزرگ حوزه آبخیز اهرم بوشهر باهدف تغذیه مصنوعی آبخوانها با بکار بردن لایههای اطلاعاتی محیطی نظیر شیب، بافت خاک، نفوذپذیری، ضخامت آبرفت در محیط GIS به‌منظور مدیریت اراضی و فرسایش استفاده کردند.
قرمز چشمه و همکاران (1381) مکانیابی مناطق مستعد پخش سیلاب با استفاده از نقشههای کاربری اراضی، نقشه شیب، نفوذپذیری سطحی، قابلیت انتقال، واحدهای کواترنری و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سیستم تصمیم‌گیرنده چند معیاره در منطقه میمه پرداختند.
کیا حیرتی (1382) عملکرد سیستم پخش سیلاب را در تغذیه سفرههای آب زیرزمینی دشت موغار اصفهان را موردمطالعه قرار داده است.
مهدوی و همکاران (1383) مکانیابی محل مناسب برای تغذیه آب زیرزمینی از طریق RS و GIS را در حوضه آبخیز شهرضا موردبررسی قراردادند. در تحقیق حاضر در منطقه موردمطالعه نقشه شیب، خاک و جهت جغرافیایی منطقه، تصاویر ماهواره‌ای TM و نقشه کاربری اراضی منطقه موردنظر تهیه گردید و با انطباق لایه‌های اطلاعاتی و استفاده از GIS محل‌های مناسب برای تغذیه مصنوعی استخراج گردید. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که استفاده از سنجش‌ازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی می‌تواند ابزار کارآمدی برای مکانیابی محل‌های مناسب تغذیه مصنوعی آب‌های زیرزمینی باشد.
نوری و همکاران (1383) به بررسی مناطق مناسب برای تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی به روش حوضچههای تغذیه و فن GIS در حوضه آبخیز گاوبندی پرداختهاند و بهترین مکان برای تغذیه مصنوعی را مخروط افکنهها و دشتسرها معرفی کردهاند.
اکبرپور و برزنونی (1388) در دشت بیرجند به مکانیابی مناطق مناسب تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی با استفاده از GIS پرداختند. آن‌ها نقشه پارامترهای شیب، عمق سطح ایستابی، شبکه آبراهه، بافت خاک و لیتولوژی را در محیط GIS تهیه‌کرده و باهم تلفیق نمودند و به این نتیجه رسیدند که نقشه نهایی با طرحهای اجراشده در منطقه مطابقت خوبی دارد.
ناصری و عزیزخانی (1388) به تلفیق سامانه‌های تصمیمگیری چندمعیاره و اطلاعات جغرافیایی در مکانیابی محلهای پخش سیلاب جهت تغذیه مصنوعی در دشت چه دراز- سیرجان پرداختند، آن‌ها نقشه پارامترهای فاصله از جاده، فاصله از مسیرهای ارتباطی، عمق آب زیرزمینی، نفوذپذیری، کیفیت آب، شیب و زمین‌شناسی را در محیط GIS تهیه‌کرده و به کمک روش توماس ساعتی به این لایهها وزن داده و باهم تلفیق نموده و محدوده مناسب را انتخاب نمودند.
حسنزاده و چابک (1389) به مکانیابی عرصههای مناسب پخش سیلاب با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در حوزه عشق‌آباد طبس پرداختند. آن‌ها پارامترهای شیب، نفوذپذیری، پوشش گیاهی، جنس سازند و ژئوموفولوژی را مورداستفاده قراردادند و پس از مقایسه نقشه تولیدی خود با طرحهای اجراشده پخش سیلاب در منطقه به این نتیجه رسیدند که مدل AHP روش مناسبی جهت مکانیابی پخش سیلاب در مناطق خشک است.
سلطانی گردفرامرزی و عابدی کوپایی (1389) در مطالعهای به تخمین آب زیرزمینی زیر حوضه کرون در منطقه اصفهان با استفاده از مدل CRD پرداختند. این مدل نسبت به دیگر روشهای کلاسیک تخمین تغذیه آبهای زیرزمینی به دادههای زیادی نیاز نداشته و در این مطالعه بهینه کردن این روش با کوچک کردن جذر میانگین مربع خطا بین دادههای اندازهگیری شده و محاسبه‌شده سطح ایستابی، انجام شد. بر اساس این مدل، میانگین سالانه تخمین تغذیه آب زیرزمینی از طریق بارندگی در زیر حوضه مذکور حدود 07/48 میلیون مترمکعب برآورد گردید.
حسنپور و شعبانی (1390) به مکانیابی عرصههای مناسب پخش سیلاب با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که استفاده از GIS برای تعیین مناطق مستعد پخش سیلاب بدون استفاده از مدل مفهومی و سامانه‌های تصمیمگیری کارایی چندانی ندارد.
مهدوی و نوری (1390) به مکانیابی عرصههای مناسب تغذیه سفرههای زیرزمینی به روش منطق فازی در حوزه آبخیز دشت شهرکرد پرداختند. آن‌ها پارامترهای شیب، نفوذپذیری، ضخامت آبرفت، ضخامت قسمت غیراشباع، کیفیت آب، کاربری اراضی و شبکه آبراهه را بر اساس منطق فازی و در آخر لایهها را باهم تلفیق نمودند و نقشه نهایی را تولید کردند.