سوری و همکاران (1390) به تعیین مناطق مناسب اجرای پروژه پخش سیلاب با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و سیستم اطلاعات جغرافیایی در حوزه آبخیز میخوران- کرمانشاه پرداختند. آن‌ها معیاهاری مختلف اقتصادی- اجتماعی، هیدرولوژی، زمین‌شناسی، اقلیم، خاک، فیزیوگرافی و پوشش گیاهی را در قالب هشت معیار و 21 زیرمعیار در نرم‌افزار Expert Choice وزن دهی کرده و سپس با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS لایهها را باهم تلفیق نموده و نقشه نهایی را تولید کردند.
مهروز مغانلو و همکاران (1390) مناطق مناسب پخش سیلاب دشت تسوج را به کمک سه روش منطق فازی، همپوشانی شاخصها و منطق بولین و بررسی عوامل شیب، نفوذپذیری، قابلیت انتقال، ضخامت آبرفت و کیفیت آب شناسایی کردند.
رامشت و عرب عامری (1390) در مطالعهای پهنهبندی بهترین مناطق جهت تغذیه مصنوعی آبخوانهای زیرزمینی در حوضه آبخیز شاهرود- بسطام با استفاده از عوامل مؤثر در تغذیه آب زیرزمینی، از طریق روش تخصیص خطی و فن GIS پرداختند و پیشنهاد دادند نتایج این پژوهش در مدیریت محیط منابع و مناطق آبی محدوده مطالعاتی از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار خواهد بود.
عبقری و همکاران (1391) به مکانیابی و جانمایی احداث سدهای زیرزمینی جهت حفاظت آبخوان ساحلی دریاچه ارومیه پرداختند. آن‌ها نقشه رستری لایههای شیب، سطح آب زیرزمینی، فاصله از چاه، فاصله از محل مصرف، فاصله از قنات و گسل را در محیط GIS تهیه کردند و سپس با توجه به محدودیتها و قیدهای شرطی، هریک از لایهها را کلاسبندی کرده و سپس با توجه به اهمیت هریک از لایهها با استفاده از AHP به آن‌ها وزن داده و درنهایت لایهها را باهم تلفیق نموده و نقشه نهایی را تولید کردند.
سوری و همکاران (1391) با هدف مکانیابی مناطق مناسب اجرای پروژه پخش سیلاب در حوزه میخوران استان کرمانشاه با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی پرداختند. در این تحقیق معیارها و زیرمعیارهای تأثیرگذار بر مکانیابی انجام پروژه در قالب 8 معیار و 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. با توجه به نتایج تحقیق از میان معیارهای اقتصادی- اجتماعی، هیدروژئولوژی، زمین شناسی، اقلیم، هیدرولوژی، خاک، فیزیوگرافی و پوشش، معیار زمین شناسی با وزن نرمال 293/0 بیشترین تأثیر را بر مکانیابی اجرای پروژه دارا بود.
در خارج از کشور:
Guymon و Hromadka (1985) به منظور بررسی تغذیه مصنوعی به مدلسازی آب زیرزمینی پرداختند. آنها نشان دادند که مدلسازی عددی هنگامی که با شناسایی ژئوتکنیکی و تحلیلهای هیدروژئولوژیکی مناسب ترکیب شود، ابزار قدرتمندی برای شبیهسازی خواهد بود و دیگر آنکه استفاده از مدلهای عددی موجود یا توسعه یک مدل جدید نیازمند داشتن درکی از فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی مربوط به تغذیه مصنوعی و حرکت آب زیرزمینی و همچنین نیازمند درک صحیحی از اصول بنیادی ریاضی آن است.
Krishnomurthy و همکاران (1996) برای مکان‌یابی مناطق مناسب برای تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی در هند فن‌های RS و GIS استفاده کردند و تأثیر عوامل زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی را در رفتار آبهای زیرزمینی موردبررسی قرار داده و بیان داشته‌اند که در هر منطقه ناهمواری خاصی برای تغذیه آبهای زیرزمینی مناسب است.
Saraf و Choudhury (1998) از قابلیتهای سنجش‌ازدور در استخراج لایههای مختلف نظیر کاربری اراضی، زمین‌شناسی، ژئومورفولوژی، پوشش گیاهی و تلفیق آن‌ها در محیط GIS جهت تعیین مناطق مناسب تغذیه آبهای زیرزمینی استفاده کردهاند.
Ramireddygari و همکاران (2000) با تلفیق دو مدل آب سطحی و آب زیرزمینی (MODFLOW) تأثیر سازههای حوزه آبریز و آب آبیاری روی تراز آب زیرزمینی و جریان رودخانه را گزارش دادند. تخمین این تأثیرات به وسیله این دو مدل شبیهسازی به خوبی قابل انجام بود و صحت مدل به اثبات رسید. بنابراین آنها با استفاده از مدل ریاضی تغییرات جهت جریان آب زیرزمینی و در نتیجه تغییرات کیفی حاصل از تبادل آب بین رودخانه و آبخوان را بررسی کردند.
Ramalingam و Santhakumar (2002) با استفاده از فنون سامانه اطلاعات جغرافیایی و سنجش‌ازدور به بررسی مناطق مناسب تغذیه مصنوعی در ایالتی در هند پرداختند. آن‌ها لایههای اطلاعاتی ژئومورفولوژی، زمین‌شناسی، خاک، شیب، کاربری اراضی، عمق آب زیرزمینی را در محیط GIS تلفیق نمودند و به این نتیجه رسیدند که پهنهبندی ایجادشده توسط GIS 90% قابل‌قبول است.
Ahmadi و همکاران (2002) رتبه‌بندی طرحهای مختلف تصفیه آب کشاورزی جهت استفاده مجدد را با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره انجام دادهاند.
Mohan و Ravi Shankar (2005) با بهکارگیری فنون سنجش‌ازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی لایههای شیب، پوشش گیاهی، زمین‌شناسی، ژئومورفولوژی، تراکم زهکشی و کاربری اراضی مکانهای مناسبی برای پخش سیلاب شناسایی کردند.
Limon و Martinez (2006) از روش تئوری مطلوبیت چند شاخصه (MAUT) برای تخصیص بهینه آب کشاورزی در شمال اسپانیا بهره جست.
MianAbadi و Afshar (2008) از سه روش: میانگیری وزنی مرتب‌شده استقرائی (IOWA)، تخصیص خطی و TOPSIS برای بررسی و رتبه‌بندی طرحهای تأمین آب شهری زاهدان استفاده نمود و نتایج حاصل از روشهای مختلف را با نتایج روش برنامهریزی سازشی مقایسه نمود.
Chenini و Ben mamou (2010) برای مشخص کردن مکان مناسب تغذیه مصنوعی و توسعه منابع آب زیرزمینی از توانایی GIS و مدلسازی عددی بهره گرفت. برای مکان مورد مطالعه که در تانزانیای مرکزی بود، لایهها موضوعی با استفاده از نرمافزار Arcview تهیه و برای نشان دادن مناطق مستعد جهت تغذیه مصنوعی تغذیه گردیدند. از کد MODFLOW-2001 علاوه بر تخمین اثرات تغذیه روی رفتار پیزومتری سیستم هیدروژئولوژیکی، در مدیریت منابع آب زیرزمینی منطقه مورد مطالعه استفاده گردید و نتیجه شد که این تکنیکها میتوانند با اندکی تغییرات در هر مکانی بخصوص در مناطق نیمه خشک سازگار شده و پهنهبندی تغذیع جریان آب زیرزمینی را به کمک آنها انجام داد. بنابراین میتوان از توانایی MODFLOW جهت بررسی کارایی طرح تغذیه مصنوعی استفاده کرد.
Chowdhury و همکاران (2010) با استفاده از سنجش‌ازدور، سیستم اطلاعات جغرافیایی و فن‌های MCDM مناطق مناسب برای تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی را در منطقه موردمطالعه خود تعیین نمودند و معیارهای شیب، قابلیت انتقال، ضریب زهکشی، ژئوموفولوژیکی و زمین‌شناسی استفاده نمودند. نتایج حاکی از کارایی فنون MCDM در تلفیق با GIS در تعیین مناطق مناسب برای تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی است.
Sargaonkar و همکاران (2011) به ارزیابی آب‌شناختی بر پایه GIS جهت تعیین محلهای مناسب انجام عملیات تغذیه مصنوعی پرداختند. آن‌ها معیارهای عوارض زمین‌شناختی، تخلخل، عمق خاک و عوارض ژئومورفولوژیکی، میزان رواناب، شیب، شکل زمین، کاربری و پوشش زمین و نوسانات سطح آب زیرزمینی را موردبررسی قراردادند.
؟
؟
فصل سوم: مواد و روش کار
3-1- منطقه موردمطالعه
دشت خوی تقریباً در جنوب شرقی شهرستان خوی واقع گشته است و بخش وسیعی از بخش مرکزی و قسمت کوچکی از بخش ایواوغلی شهرستان را پوشش میدهد. به‌طورکلی دشت خوی با وسعتی بالغ بر 44/961 کیلومترمربع پهنه گستردهای در حدود مرکزی شهرستان خوی میباشد که مهم‌ترین شهر واقع در آن، خوی میباشد. دشت خوی از اطراف توسط کوهستانهای پیرامون دشت محدودشده است و تنها در قسمت شمال شرقی که به دشت کوچک ایواوغلی محدود میشود کوهی دیده نمیشود (مهندسین مشاور پیشاهنگان آمایش، 1385).
دشت خوی ازنظر جغرافیایی بین طول شرقی ’15 °44 تا ’15 °45 تا و عرض شمالی ’15 °38 تا ’50 °38 واقع‌شده است (شکل 3-1). رودخانه‌های قره‌سو، قودوخ بوغان، رودخانه قطور چای و رودخانه الند نیز رودخانه مهم دشت خوی میباشند. حداقل ارتفاع دشت در شمال شرقی منطقه بوده مه ارتفاع آن از سطح دریا حدود 1000 متر میباشد و حداکثر ارتفاع دشت در غرب منطقه فیرورق واقع‌شده است که ارتفاعی معادل 1950 متر دارد. به‌طورکلی شیب عمومی دشت از جنوب غربی به شمال شرقی است و متوسط شیب دشت خوی تقریباً برابر هشت در هزار میباشد، در حاشیه غربی دشت بخصوص در منطقه فیرورق شیب دشت بیشتر است.
منابع آب دشت خوی از طریق بارش‌های فصلی و توسط رودخانههای قطور و الند تأمین میشوند. مقداری از آب بارش منطقه مستقیماً به داخل زمین نفوذ کرده و به آبهای زیرزمینی می‌پیوندد. مقدار نفوذ بارش با توجه به شرایط طبیعی منطقه، جنس خاک لایه سطحی، مقدار نفوذپذیری قائم، شیب زمین و نوع پوشش گیاهی متفاوت است. طبق گزارشات آب منطقهای استان آ.غ موجود در منطقه دشت خوی شرایط جنس خاک و شیب زمین به‌گونه‌ای است که مقدار نفوذ سطحی از متوسط بارندگی ماهیانه حدود 14% میباشد (یعنی 14% از متوسط بارندگی ماهیانه به آبهای زیرزمینی میپیوندد).
مهمترین رودخانه این دشت رود قطور میباشد بطوریکه سایر رودها نیز نهایتاً به قطور میریزند. ازآنجایی‌که نفوذپذیری رودخانه قطور فوق‌العاده زیاد میباشد میزان آبی که توسط رودخانه قطور به سفره آب زیرزمینی وارد میشود قابل‌ملاحظه بوده، بنابراین قطور چای نه‌تنها به‌عنوان یک منبع سطحی معتبر بوده بلکه به‌عنوان یک تغذیه‌کننده آب زیرزمینی نیز مطرح میباشد.