– تصمیم‌گیری‌ درمورد ماموریت‌ و اهداف‌ همواره‌ ساده‌ نیست‌ و ممکن‌ است‌ معنایی‌ نداشته‌ باشد.
– برنامه‌ریزی‌ استراتژیکی‌ ازنظر تخصصی‌ نیاز به‌ نیروی‌ انسانی‌ متخصص‌ دارد که‌ دردسترس‌ همه‌ سازمان‌ها نیست.
– عدم‌ دسترسی‌ سازمان‌ها برای‌ رسیدن‌ به‌ اطلاعات‌ جامع‌ و به‌ موقع‌ درمورد محیط، تحولات‌ و رویدادهای‌ کلان‌محیطی.
– عدم‌آشنایی‌مدیران‌ با مباحث‌ مدیریت‌ استراتژیک‌ و برنامه‌ریزی‌استراتژیک‌ و عدم‌ اعتماد آنها به‌ برنامه‌ریزی‌ استراتژیک.
2-5 مدیریت استراتژیک پروژه
مدیریت ‌استراتژیک ‌پروژه عبارت است از فرآیند تضمین دست‌یابی سازمان به فواید ناشی از به‌کارگیری استراتژی‌های سازمانی مناسب. بر اساس این بیان، یک استراتژی مناسب مطابق با نیازمندی‌های یک سازمان در زمان مشخص تعریف می شود (گلابچی و فرجی 39،1389).
یک مدیر استراتژیست باید هم به برنامه‌ریزی و هم به کنترل بپردازد. پس فرآیند مدیریت استراتژیک به صورت زیر تعریف می‌شود:
“مدیریت استراتژیک عبارت است از هنر و علم فرمول‌بندی، اجرا و ارزیابی تصمیمات چند بعدی، با تاکید بر یکپارچه‌سازی عوامل مدیریت، بازاریابی، امورمالی، تولید یا خدمات، تحقیق و توسعه، سیستم‌های اطلاعاتی و … برای رسیدن به اهداف سازمانی”.
در یک رویکرد دیگر، عوامل بحرانی در موفقیت مدیریت استراتژیک دخالت دارند. قابلیت‌های رهبران تجاری، تحلیل، اجرا، فرآیند تصمیم‌گیری استراتژیک و تفکر استراتژیک خلاق.
2-6 مدل‌های مطرح در مدیریت استراتژیک پروژه
فرآیند تدوین و برنامه‌ریزی استراتژیک به اشکال و مدل‌های مختلفی، توسط افراد، سازمان‌ها و نخبگان علم مدیریت مطرح شده است. در اینجا نگاهی اجمالی به برخی از معروف‌ترین این مدل‌ها خواهیم داشت.
2-6-1 مدل فیلیپس
مشخصه‌ی خاص این مدل برنامه‌ریزی استراتژیک آن است که در آن استراتژی‌ها به طور مستقیم مبتنی بر اهداف استخراج می‌شوند. بنابراین برای استفاده از آن ابتدا باید اهداف بلندمدت سازمان را در زمینه‌های مشخص دسته‌بندی کرد و سپس استراتژی‌هایی را به عنوان مسیر و روش رسیدن به این اهداف اتخاذ کرد. شایان ذکر است که در صنایع و خدمات مختلف، اهداف با ترکیب‌های مختلف دسته‌بندی می‌شوند. در زیر به نمونه‌ای از دسته بندی اهداف اشاره شده است.
بازار
کیفیت
بهره‌وری
نوآوری
منابع انسانی
مالی
مواد اولیه
بنابراین مشخص شدن اهداف، منتج به تعیین استراتژی‌های مربوطه می‌شوند. شایان ذکر است عامل بازار در مدل فیلیپس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از آنجا که هر سازمان تولیدی یا خدماتی محصولات خود را برای بازار مشخصی ارائه می‌دهد، می‌توان با استفاده از ماتریس بازار، وضعیت بازار را برای محصولات تولیدی مشخص کرد و همچنین وضعیت سازمان را نسبت به رقبای خود سنجید(گلابچی و فرجی 48،1389).
2-6-2 مدل فریمن یا مدل ذی‌نفعان
در این مدل میزان اثربخشی سازمان متناسب با میزان تامین رضایت ذی‌نفعان شرکت است. ابتدا باید ذی‌نفعان و معیارهایی که آن‌ها برای قضاوت درباره‌ی عملکرد سازمان در ذهن دارند را مشخص کرد و سپس برای مواجهه با هر‌یک اقدام به تدوین استراتژی نمود. فلسفه‌ی نهادین این مدل، بقا و توفیق یک سازمان به اندازه‌ای است که سازمان بتواند افراد کلیدی را راضی نگه دارد.
معیارها و شاخص‌های اثربخشی برای هر یک از ذی‌نفعان متفاوت است؛ زیرا هر یک از آنها دارای منافعی ویژه و متمایز از دیگران هستند و حتی بعضی از اوقات دارای منافعی منتاقض و ناهمگرا هستند. در این راستا در اکثر سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی امکان پاسخگویی به خواسته‌ها و تقاضاهای همه‌ی گروه‌ها وجود ندارد و باید بین منافع تعادل ایجاد کرد و تضاد را به حداقل رسانید(گلابچی و فرجی 49،1389).