عنوان:کلیات
1-1 مقدمه
مدیریت استراتژیک پروژه یعنی هماهنگی مجموعه‌ای از اقدامات و فرآیندها برای رسیدن به اهداف معین پروژه که به دو نوع مدیریت اجرایی و مدیریت پروژه تقسیم می‌گردد. مدیریت با توجه به سرشت سلسله‌مراتبی‌اش به دو بخش کلی استراتژیک جزئی و عملیاتی تقسیم می‌گردد. لذا مدیریت استراتژیک بیشتر متوجه جنبه‌های کلان‌تر، بلندمدت و اساسی‌تر اهداف و وظایف مدیریتی یعنی برنامه‌ریزی، سازماندهی، کنترل و نهایتا هماهنگی است که جهت هموارسازی حرکت در این راستا، مدل‌ها و نیز ابزارهایی وجود دارند. مدیریت استراتژیک پروژه در حقیقت فرآیندی است که طی آن توجیه یا عدم توجیه پروژه در بستر زمان مشخص می‌شود و بر اساس ویژگی‌های پروژه و شرایط محیطی آن، خط مشی‌ها و جهت‌گیری‌های کلان و یکپارچه‌ی پروژه‌ی تعیین شده، مسیر دستیابی به اهداف پروژه ترسیم می‌شود و تصمیمات چندبعدی اتخاذ می‌گردد.
در این فصل سعی شده است به ارائه‌ی بیان مساله‌ی اساسی، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، جنبه‌ی جدید بودن، سوالات تحقیق مورد نظر و اهداف آن پرداخته شود.
1-2 بیان مسأله اساسی
مدیریت استراتژیک پروژه شامل برنامه‌ریزی‌ها، مطالعات و تصمیمات راهبردی در ارتباط با پروژه می‌باشد که خطوط اصلی تکامل پروژه را ترسیم می‌کند.‌ اما به طور کلی در محیط‌های پروژه‌ای، تصمیم‌گیری‌های دراز مدت صورت نمی‌گیرد.‌ در بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌ها به دلیل عدم انجام مطالعات و ارزیابی‌های دقیق و عدم انجام پیش‌بینی‌های صحیح، پروژه‌ها به صورت نیمه‌تمام رها گردیده‌اند. رها نمودن طرح‌ها و پروژه‌های بلندمدت به صورت نیمه‌تمام و یا عدم دستیابی به بازده‌ی مورد انتظار در رابطه با پروژه‌های به بهره‌برداری رسیده، می‌تواند حاکی از تصمیم‌گیری‌های نادرست مدیران و اخذ استراتژی نامناسب باشد.‌ مهمترین دغدغه‌ی اکثر سازمان‌ها در پروژه‌ها، تدوین و پیاده‌سازی استراتژی‌هایی است که موفقیت و دوام آنها را در شرایط متحول محیطی تضمین نماید. همه‌ی سازمان‌ها دائما در حال تغییر و دگرگونی هستند . سازمانی که در آن پروژه‌ها به صورت استراتژیک مدیریت می‌شود، سازمانی است که هم وضعیتی را که می‌خواهد به آن برسد مشخص کند و هم تغییرات را در پروژه از طریق یک برنامه‌ی عملیاتی برای دستیابی به آینده، مدیریت کند.
مطالعه‌ی تصمیمات استراتژیک که خط مشی‌های اصولی حرکت و تکامل پروژه را مشخص می‌کند، بسیار مهم می‌باشد. این تصمیم‌ها می‌توانند موفقیت یا شکست پروژه را از همان ابتدا رقم بزنند.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
سرعت پرشتاب تغییرات در دنیای کنونی به این معناست که روش‌های متداول مدیریت نمی‌توانند مناسب تغییرات باشند. در شرایطی که با تغییرات جزئی مواجه بودیم، می‌توانستیم از عامل تجربه و تصمیم‌گیری‌های آنی بسیار بهره ببریم. اما اکنون تبعات تصمیمات کسب و کاری بسیار مهم هستند.
وجود فرصت‌ها و تهدیدهای متعدد با ریسک‌های متفاوت که نقاط قوت یا نقاط ضعف پروژه‌ها را هدف قرار می‌دهند، نشان‌دهنده‌ی اهمیت تصمیماتی هستند که آثار و تبعاتشان چندین سال دیگر مشخص می‌شود.‌ محیط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و تغییرات آنها نیز برپروژه اثر گذاراست. پس می‌توان گفت تصمیمات جنبه‌ی راهبردی یافته‌اند و نتایج آنها بسیار عمده و غیرقابل برگشت محسوب می‌شوند. در نتیجه نمی‌توان از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر قضاوت‌های شهودی و تجربه‌ی مبتنی بر فلسفه‌های مدیریت سنتی در اخذ بهترین استراتژی در یک پروژه استفاده کرد. بنابراین ارائه‌ی راهکارهایی که بتواند پروژه‌ها را در سازمان‌ها، در اخذ تصمیمات بلندمدت یاری کند، حائز اهمیت می‌باشد.
1-4 جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
فرآیند تحقیقی جدیدی که در اخذ بهترین استراتژی در پروژه استفاده می گردد عبارت است از ترکیب ماتریسSWOT، کارت امتیازدهی متوازن BSC و غربال‌سازی فازی در محیط غیر قطعی که روش اساسی مهمی را برای شناخت استراتژی برتر در پروژه که در طراحی روندهای آتی درتفکر استراتژیک لازم است، فراهم می کند.
1-5 اهداف مشخص تحقیق
– مشخص نمودن نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها در راستای پروژه‌های سازمان
– استفاده از معیارهایی جهت غربال‌‌سازی استراتژی بهینه در پروژه نظیر قطعیت، سرعت و…
– انتخاب بهترین استراتژی حاصل از ماتریس SWOT در یک پروژه بر مبنای تلفیق نظر خبرگان
1-6 سؤالات تحقیق
– چگونه می‌توان به ارائه‌ی یک مدل استراتژیک در محیط‌های پروژه‌ای در حالت عدم قطعیت پرداخت؟
– نحوه‌ی تعیین و انتخاب استراتژی کارآمدتردر یک پروژه به چه صورت است؟
– چگونه می‌توان از تلفیق نظر خبرگان، بهترین و کارآمد‌ترین استراتژی را در یک پروژه انتخاب نمود؟
– چگونه از روش غربال‌‌سازی فازی می توان جهت انتخاب استراتژی برتر استفاده نمود؟
– در صورت داشتن حداقل اطلاعات در مورد یک استراتژی در پروژه، چگونه می‌توان به انتخاب بهترین آن پرداخت؟
1-7 تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
SWOT