بهداشت روانی و ورزش
پیروزی تیم ملی فوتبال ایران برای ورود به مسابقات جام حهانی سال 1998 میلادی بر تیم استرالیا و غلبه تیم ایران بر تیم فوتبال امریکا ، در آن جام جهانی شادی و نشاط و هیجان زاید الوصفی به وجود آورد که نظیر آن را بیشتر در فتوحات جنگی می توان مشاهده کرد . البته اهمیت در ورزش برای افراد و جوامع امری بدیهی و مسلم است ، اما ابعاد اجتماعی ـ سیاسی و روانی آن در این زمان شناخته تر و از جنبه علمی مورد بررسی های عمیق تر و گسترده تر قرار گرفته و به رابطه آن با بهداشت روانی توجه خاص شده است . یکی از متخصصان و روان شناسان ورزش می نویسد : (( به نظر من کودکان مانند بچه های سایر موجودات زنده برای رشد کردن نیاز به بازی و رقابت سالم دارند . می دانیم که بازی در تقویت رشد جسمانی ـ روانی و اجتماعی نقش مهمی را ایجاد می کند . تقویت عضلات به کودک یاری می دهد که تعادل خود را در فضای زیستی پیرامون خود نگه دارد . رقابت اگر سالم باشد و به نحوی منطقی نظارت شود می تواند یکی از پایه های رشد کامل فرد باشد . کودک باید گسترده ترین امکان بازی را داشته باشد .برخی از تمرینات بدنی را حتی می توان به اطفال دو ماهه نیز داد،اما رقابتهای بدنی و ورزش سنگین را به منظور برد و باخت قهرمانی نباید قبل از سن 12 سالگی انجام داد.در این سن هم لازم است شرایط هر فرد به دقت مورد توجه قرار گیرد،البته ضمن آنکه نباید احساس رقابت در ورزش سرکوب شود، در تقویت آن نیز ازافراط باید پرهیز کرد.بزرگسالان باید حتی الامکان در ورزش کودکان مداخله نکنند و بیشتر نظارت مستقیم انجام دهند ))
به طور کلی ورزش بخش مهمی از فرهنگ و جامعه ماست و در برگیرنده ورزشکاران و مردم در تمامی مراحل زندگی می شود . در فرهنگ ایران ، ورزشکاران و بویژه پهلوانان همواره توام با خصلت های جوانمردی ، صداقت و درستی ، انسان دوستی ، یاری دادن به دیگران و دستگیری از ضعفا و سرکشی در مقابل نهادهای قدرت و ظلم بوده اند نمونه های فراوان از این موضوع درادبیات کشورمان و بویژه در حماس عظیم فردوسی موجود است . فردوسی چنین می سراید :
((زنیرو بود مرد را راستی زسستی کژی آید و کاستی ))
در زمان ما تحقیقات بسیار نشان دهنده آن است که ورزش علاوه بر اینکه ابزار ارزشمندی برای سلامت جسمانی است ، رابطه نزدیکی با سلامت روانی و بویژه پیشگیری از بروز نا هنجاریهای روانی دارد . ورزش از اضطراب می کاهد ، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و خود پنداری مثبت را تقویت می کند . خود پنداری که اصلی شخصیت انسان است ، در طی رشد و تکامل کودک تحت تاثیر تجربه های بسیار متعدد و در ارتباط با دیگران به وجود می آید . کودکان و نوجوانان اهمیت ، استعداد ، کفایت یا بی کفایتی و ارزشمندی وجود خود را تا حد بسیار زیادی براساس پاسخهایی که جامعه دریافت می نماید ، تعریف می کنند . براساس نظر کوپر اسمیت اعتماد به نفس از داشتن روابط موفقیت آمیز با دیگران و آموختن مهارتها نشئت می گیرد . مهمترین عوامل ایجاد اعتماد به نفس عبارتند از : خانواده ، مدرسه ، فعالیتهای تفریحی و ورزشی و ارتباط متقابلی که در این مراحل فرد می آموزد .
در کودکی و نوجوانی ورزش یکی از فعالیتهای اساسی زندگی به شمار می رود . در این فصل تاثیر ورزش در تامین بهداشت روانی و رشد سالم فکری و عاطفی و برقراری ارتباطات بین فردی و اجتماع مطرح خواهد شد . در این فصل ، جنبه های مثبت ورزش برای رشد فرد ، رابطه بین رشد طبیعی و ورزش ، اهمیت الگو گیری رفتار از ورزش و تاثیر آن بر شخصیت کودکان و نوجوانان ، و تاثیر ورزش در خود پنداری بر اساس پژوهشهای انجام شده ، بررسی خواهد شد . و در آخر پیشنهادها و توصیه ها و راهنماییهای مناسب برای اجرای برنامه های ورزشی مطلوب و تاکید براهمیت روان شناسان و روان شناسی ورزش مورد توجه قرار می گیرد .
ورزش بویژه در سنین کودکی ، مضر سالمی برای آزاد کردن انرژی انبار شده آنها است و این خود بسیار لذتبخش و آرامش دهنده است. ورزش سبب اجتماعی شدن , ایجاد کفایت و مهارت ، استحکام روابط خانوادگی و سهولت دوست یابی وارتباط سالم با همسالان و همگنان میشود . در یکی از پژوهشهای اخیر در ایالات متحده ، 65٪ از جوانان ابراز کردند که ورزش وسیله ای هم برای ارتقای سطح زندگی اجتماعی ـ اقتصادی کودکان ونوجوانان بوده است . البته این پدیده ممکن است جنبه منفی نیز داشته باشد و اینکه ورزشگاه تنها به زندگی اجتماعی ـ اقتصادی معدودی از افراد اجتماع کمک میکند و ضمنا وسیله ای نه برای ارتقای بهداشت جسم وروان ، بلکه بدست آوردن امتیازات خاص اجتماعی ـ اقتصادی میشود. در حالی که ورزش باید فرصتی باشد برای کودکان و نوجوانان برای یادگیری مهارت ها ، همکاریها ، کار گروهی ، انضباط ، مهارت های سازگاری ، احترام به بزرگتر ها و مسئولان ، رقابت سالم ، جوانمردی و اعتماد به نفس و شکست و پیروزی ، شرکت در فعالیت های ورزشی ایجاد فرصت خود ارزیابی ، ارتباط و مقایسه با همسالان و همگنان و رقابت سالم که به نوبه خود کمک به رشد و عزت نفس و خود پنداری میکند .
سلامت روانی رابطه نزدیک با خود پنداری مثبت دارد که ارتباط دارد با احساس تعلق و هویت فردی و اجتماعی ، انگیزه پیشرفت و طبیعی و سالم و نرمال بودن . احساس نرمال بودن به ویژه در کودک ونوجوان بستگی دارد به آنچه دیگران انجام میدهند ونیز یک احساس خود کفایی هر چقدر کودک احساس پیشرفت کند، به همان اندازه احساس عزت نفس و تعلق به جامعه در او رشد میکند . در بزرگان نیز تحصیلات نشان میدهد که در بیماران قلبی پس از گذشت بحران ورزش منظم ومداوم سبب ایجاد احساس سلامتی بیشتر، تقویت خود پنداری ، پذیرش واقعه بینانه بیماری ، تقویت خود کفائی و خود یاری میکند .
شرکت در فعالیتهای ورزشی اغلب تاثیر درمانی به کودکانی که دچار اختلال عاطفی و یا معلولیت رشدی هستند دارد. ورزش به کودکان ونوجوانان این فرصت را میدهد که ارتباط جسمی ، روانی و اجتماعی بر قرار کنند ، ضمن اینکه احساس اعتماد به نفس و تسلط بر مسایل را در آنها تقویت میکند.البته حمایت همسالان خانواده و مربیان و آموزگاران باور خود را تقویت می کند وترغیب کودکان استعدادها و توانایها یی افراد را به حد نصاب موجود در آنها نزدیک می سازد سوپر و پلاک در سال ،1992 در مطالعه ی 45 مرد بین 18و40 سال که دارای معلولیت جسمی بودند دریافت که معلولا نی که فعالیت جسمی داشتند ، خود پنداری مثبت و نیاز بیشتری برای پیشرفت داشتند تا گروه غیر فعال . دو روانشناس دیگر به نامهای کپ و کرمیتیویچ در سال 1997 تعداد 45 نوجوان معلول بین 10 تا 16 سال را که دچار معلومیت جسمانی بودند ، مورد مطالعه قرار می دارند و دریافتند که مهارت ورزشی بهترین عوامل پیش بینی کننده سازگاری عاطفی است افزون بر این ، کودکانی که به نظر خانواده مهارت بیشترجسمی و احتماعی داشته اند از سوی جامعه پذیرفته بودند . بروک وهایم در سال 1996پژوهشی مقدماتی در مورد 16 کودک مبتلا به آسم به عمل آوردند و نتیجه گرفتند که افرادی که در ورزش شرکت داشتند ، خود پنداری مثبت تری داشتند و دچار اضطراب کمتری بودند و با بیماری خود بهتر کنار می آمدند تا کسانی که در فعالیتهای ورزشی شرکت نداشتند.
کودکان و نوجوانانی که دچار اختلالات رفتاری مانند اختلال توجه و پیش فعالی هستند نیز از شرکت در فعالیت های ورزشی بسیار سود می برند . ورزش به رشد مهارتهای اجتماعی و روابط سالم با همسالان کودک کمک میکند. برای افرادی که محدودیت در مهارتهای اجتماعی دارند و در ابراز رفتار مناسب و یادگیری دچار مشکل میشوند و ازعدم تعادل جسمی رنج می برند ، ورزشهای انفرادی بسیار مفید است . زیرا احساس پیشرفت و موفقیت میکند. این عوامل نقش عمدهای در احساس توانایی ، تعلق به گروه و اعتماد به نفس تقویت شده و رشد روانی در آنها تسهیل میگردد . ولی ورزش در صورتی که مناسب برای فرد نباشد می تواند نتایج سوء داشته باشد و نقض و غرض گردد . مثلا شکستهای مکرر، مورد انتقاد قرار گرفتن ، تقلید از الگوی ضعیف ، ارتباط منفی و ناسالم با همسالان و فشار روانی و بیرونی برای پیشرفت ، زمینه های مساعدی برای نا بهنجارهای روانی و اعتماد به نفس ضعیف ایجاد میکند . مسئولیت در قبال اولیاء و مربیان ، افراد گروه ، بردن و باختن و توقعات نامناسب می تواند تاثیر منفی بر عملکرد فرد بگذارد . و از رسیدن وی به حد نصاب توانایی هایش جلوگیری نماید رفتارهایی را تقویت کند که به سلامت جسمانی و روانی او صدمه بزند . افزون بر این ،رقابت های شدید و ناسالم در ورزش برای بدست آوردن شهرت و ثروت و قهرمانی به اندازه ای جاذبه دارد که ممکن است سبب عدم واقع بینی خانواده و نوجوان گردد و سبب شود که فعالیت های مهم دیگر زندگی مانند تحصیل و کار تحت الشعاع آن قرار گیرد . واقعیت تلخ موجود این است که تعداد بسیار معدودی به سطح ورزشکاران حرفهای میرسند . همانطور که قبلا گفته شد ، جاذبه اجتماعی و اقتصادی ورزش سبب میشود که بسیاری از افراد برای رسیدن به این اهداف از فعالیت های مفید اجتماعی و اقتصادی نیز خود را محروم میکند. زمانی که فرد نسبت به رسیدن به هدف حرفه ای خود در ورزش ناکام میماند ، به دلیل نداشتن مهارتهای دیگر احساس درماندگی خواهد کرد . براساس آماری که در ایالت متحده منتشر شده است ، از هر 2300 بازیکن بسکتبال تنها 40 نفر در دانشگاه به بازی ادامه می دهند و تنها 1 نفر در تیم ملی پذیرفته میشود از تیم فوتبال دبیرستان تنها 4 ٪به تیم دانشگاه راه مییابد و کمتر از1 ٪ در تیم های حرفه ای پذیرفته میشود . حتی کسانی که بخت با آنها یاری میکند و به مقام قهرمانی میرسند نیز معمولا برای مدت زمان کوتاهی به شهرت و ثروت دست می یابند و پس از گذشت این دوره اگر مهارت دیگری نداشته باشند ، احساس درماندگی خواهد کرد .
مراحل رشد و ارتباط آن با ورزش
رابطه ورزش با رشد و تکامل کودک از قبل از ورود به مدرسه میتواند شروع شود . ولی خیلی اوقات کودکان آمادگی جسمی و روانی کافی برای بدست آوردن مهارتهای لازم را ندارند. برای مثال ، توانایی بصری کودک تا سن 6 یا 7 سالگی به طور کامل رشد نمی کند . تا آن زمان کودکان دوربین هستند و در دیدن اشیایی تحرک نزدیک مانند توپ مشکل دارند . قبل از سن 10 سالگی کودکان تا حد زیادی به بزرگترها متکی هستند ولی با افزایش سن استقلال در پیروی از قواعد ورزشی و اتکا به خود افزایش می یابد . در اوایل بلوغ ارزیابی همسالان منبع اصلی سنجش خود کفایی است . در اواخر بلوغ ، از اهمیت همسالان کاسته میشود و به اهمیت نقش بزرگسالان غیر از اولیاء برای الگو گیری افزوده میشود. در نوجوانان ، به واسطه ویژگی هایی از قبیل رشد تفکر انتزاعی ، ازدیاد میل به استقلا ل ، تعارضی بین احساس اتکا به خود و دیگران ، تلاش برای یافتن پایگاه اجتماعی و احساس هویت و بالا خره سعی در برآورده کردن نیازها ومسئولیتهای جدید این توقعات استرس زا است و نوجوان طبیعتاً میل به استقلال بیشتر ، تسلط و خود مختاری و اعتماد به نفس دارد و این امر غالبا با قوانین ساخته و پرداخته شده ورزشهای رسمی و انتظارات مربیان آنها توافق ندارد . این ورزشکاران مبتدی در اصل کودک و نوجوان هستند و شرکت در فعالیتهای ورزشی در اساس برای تقویت رشد و تکامل آنها لازم است و نه برای قهرمان شدن . با وجود نیازهای دوران رشد و گنجایش های شناختی کودک ، حمایت ، مراقبت ، ترغیب و درک صحیح نیازهای آنها امری ضروری است .
نقش بزرگسالان در ورزش کودکان و نوجوانان
کودکان از راه الگو گیری و تقلید اجتماعی مطالب بسیار زیادی را می آموزند. طرز نگرش و رفتار اولیاء و مربیان ورزش تاثیر عمیقی بر نوع و مقدار شرکت فرزندان آنها، مقدار لذت بردن از فعالیت های ورزشی ، کسب ارزشها باورها ، پذیرش و تحمل استرس ها و ادراک و تعبیر آنها از پیشرفت ، موفقیت وشکست و توقعات میگذارد . اکثر پدران و مادران به وجود فرزندان خود افتخار می کنند و تا حدی با آنها همانند سازی می نمایند . ولی گاهی فراموش میکنند کودکان آنها از لحاظ رشد جسمی و روانی در چه مرحله و سنی هستند . برخی از اولیاء با داشتن توقعات افراطی سبب ایجاد استرس در کودکان میشوند و به جای کمک به پیشرفت آنها جلوی این پیشرفت را می گیرند . یکی از نوجوانان که به تازگی شروع به گرفتن کشتی کرده بود ، ولی حالت اضطراب داشت ، به روان شناس مراجعه کرد . روان شناس از او پرسید علت اضطراب او چیست ؟ نوجوان گفت ، می ترسم در مسابقات کشتی این هفته ببازم . روان شناس می گوید میدانی که تختی هم گاهی اشتباه می کرد و می باخت . نوجوان میگوید این را می دانم ولی فکر نمیکنم تختی پدر پر توقعی مثل پدر من داشت !
گاهی اولیاء فرزندان خود را برای موقعیت هایشان مورد توجه قرار میدهند و کودکان با این باور رشد میکنند که ارزش وجودی آنها به مقدار موقعیت آنها بستگی دارد . این امر در ورزش نیز صادق است . اولیاء ممکن است با خشم یا نا امیدی به کودکی که در ورزش پیشرفت ندارد یا مرتکب اشتباه می شود ، واکنش نشان دهد . در تعدادی از اولیاء احساس ارزشمندی آنها به حدی با پیشرفت و شکست فرزند مرتبط است که فشار آنها بر کودک سبب عامل استرس زا بیماری گونه ای می شود . اولیاء الگوهای اصلی و اساسی را برای تقلید کودکان ارائه میدهند . کودک نیاز مبرم به تائید اولیاء دارد و به آسانی با آنها همانند سازی میکنند.
نقش مربی در بهداشت روانی
مربیان ورزش مانند آموزگاران بعد از اولیاء نقش مهمی در تامین بهداشت روانی کودکان و نوجوانان دارند و بر اعتماد به نفس و چگونگی روابط آنها با دیگران تاثیر بسیار دارند . با وجود این نقش مهمی و همانند سازی نوجوانان با مربیان خود ، این مربیان غالبا اطلاع زیادی از فرایند های فیزیولوژیکی روانشناختی و تکنیکهای جدید برای تقویت انگیزه افراد و شناخت از شخصیت آنها در جو ورزشی و خارج از آن ندارد . به همین دلیل دانش و بینش مناسبی نیز برای ارتباط برقرار کردن با خانواده کودک و نوجوان تحت آموزش خود ندارد . این روند ، پیچیدگی خاصی پیدا میکند اگر طرز فکر و ارزشهای مربی در تضاد اساسی با اولیا کودک و نوجوان باشد . در دبیرستان و دانشگاه و بعدها در سطح ملی مربیان غالبا ارتباط عاطفی نامناسب توام با انتظارات و توقعات زیاد از آنها دارند و تنها از آنها پیروزی می خواهند . مربیان همانند اولیاء اغلب باعث ایجاد احاس منفی در کودکان و نوجوانان می شوند . مگر اینکه آنها در ورزش برنده باشند . در بسیاری از موارد ، مربیان به نفع برخی از بازیکنان سوگیری نشان میدهند ، تبعیض قایل میشوند و رفتارهای ناجوانمردانه نسبت به آنها بروز می دهند . در پژوهشی که برتن ، تنهیل ، مارتن و گولد در سال 1996 کردند به این نتیجه رسیدند که در 22 بخش از جامعه مربیان بسکتبال 22 بار بیشتر از بازیکنان انتقاد کردند تا تمجید و 4 برابر بیشتر تنبیه کردند تا تشویق . مربیان غالبا از تقویت منفی ، تنه و کنایه توجه ، نکردن به جنبه های مثبت ، طرفداری از بعضی بازیکنان و حتی تقویت روابط منفی بین آنها استفاه میکردند . گاهی ورزشکاران ممکن است از رفتار مربیانی که مراحل رشد و درجه توانایی آنها را در نظر نمی گیرند ، سوء تعبیر کنند . گاهی مربیان اهمیت نقش خانواده ، دوستان و مدرسه را در تعیین بهداشت روانی کودک و نوجوان نادیده می گیرند.
پژوهش در انگیزه ، رضایت و تعارض
پژوهشهای علمی نشان داده است که تقویت مثبت ، تشویق و تکنیکهای مناسب در قالب محیطی امن و حمایت کننده بهترین راههای تقویت انگیزه ، روحیه ، رضایت ، عملکرد ، کفایت جسمانی و انسجام گروهی در ورزش است . انگیزه در ورزش در افراد بین 8 تا 18 رابطه نزدیک با یاد گرفتن مهارتها ، لذت بردن از زندگی ، پیشرفت خودکفایی و توانایی جسمی و روانی و در مجموع تقویت بهداشت روانی دارد . هدف سالم در ورزش ایجاد رفتارهای مطلوب به وسیله تقویت مثبت ونیز تعمیق انگیزه و خواسته برای پیشرفت در مقابل ترس از شکست است . لذت بردن یکی از دلایل اصلی شرکت در فعالیتهای ورزشی است . عدم لذت منجر به تضاد میشود . هویت ، رابطه آماری معتبری بین لذت بردن و میل به تداوم در فعالیت ورزشی یافت . پژوهشگران در تحقیقی که در مورد رابطه لذت با توانایی و پیشرفت در کشتیگیران 9 تا 14 سال در مسابقه کشتی انجام دادند دریافتند که پسرانی بیشتر لذت میبرند که مربیان و اولیاء ازعملکرد آنها راضی بوده و فشار کمتری از سوی آنها احساس می کردند ، رفتارهای منفی کمتری از آنها می دیدند ، همکاری متقابل بیشتری بین کودکان و بزرگسالان وجود داشت و نتیجتا روحیه قوی تری داشتند.
فقدان لذت از ورزش در دورانهای اول زندگی سبب میشود که فرد بزرگسالی نیز چندان رغبتی به ورزش نداشته باشد و از این جهت به بهداشت عمومی او لطمه وارد آید . این تجربه های اولیه دوران رشد کودکی اگر مطلوب نباشد به نوع بی تفاوتی و گوشه گیری جسمی و روانی منجر می شود که عواقب بهداشتی ناسالم فردی را به همراه دارد.
تشکیلات آموزشی ما به تشدید این وضع دامن می زند . مدارس ، اهمیت زیادی به ورزش ورشد جسمانی نمی دهند ، در حالی که داشتن این گونه برنامه ها که لذت جسمانی در بر دارند و اعتماد به نفس را تقویت می کنند ، سبب ازدیادی فعالیتهای جسمانی و در نتیجه تداوم سلامت جسمی و روانی مدام در زندگی می شوند.
تحقیقات درباره گریز کودکان از ورزش نشان میدهند که معمولا تجربه های نامطلوب ورزشی چنین وضعی را ایجاد می کنند . تجربه هایی از قبیل شرکت ندادن آنها در ورزش ، تاکید بر رقابت و موفقیت ، بی حوصله شدن ، لذت نبردن و تنبیه شدن به علت شکست . رابینسون در سال 1996 در پژوهشهای خود دریافتند که بین 30تا 35 در صد کشتیگیران جوان 8 تا 17 ساله 42 در صد بازیکنان فوتبال 15 تا 18 سال ، به دلیل شکست یا فشار از سوی مربیان و وجود رقابتهای سخت ورزش را کنار گذاشته اند .