پایان نامه مدیریت : سازگاری اجتماعی

بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی در سطح اطمینان 99 درصد (001/0p=) وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه به لحاظ شادکامی در سطح اطمینان 99 درصد (001/0p=) وجود دارد. مقایسه سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی نیز نشان داد که تفاوت بین دو گروه در سطح اطمینان 99 درصد (001/0p=) معناداری است. نتایج بیانگر این بود که بیماری روانی همسر بر بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی زنان تأثیر گذار است.

کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختی– شادکامی- سازگاری اجتماعی– زنان دارای همسر بیمار روانی- زنان دارای همسر عادی

فصل اول
طرح پژوهش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-1- مقدمه
یکی از معضلات و مشکلات جوامع امروزی بیماری روانی است . بیماری روانی همواره در اجتماعات بشری وجودداشته است (هاشم ورزی، 1389). خانواده اولین سیستم حمایتی در جامعه است که حمایت از افراد خانواده، تأمین هزینه ها، شرایط و امکانات رفاهی آنها را عهده دار می باشد. از طرفی امروزه رویکرد سیستم های درمانی بر ترخیص زود هنگام بیماران استوار است، حتی بیماران بخش های مراقبت ویژه با اختلات جسمانی، عملکردی و روان شناختی نیز زودتر از بهبودی کامل به منزل فرستاده می شوند تا به وسیله وابستگان مراقبت شوند. بالطبع مراقبین بیماران روانی بالاخص زنان (همسران و مادران) آنان در برآورده سازی نیازهای بیماران دارای توانمندی های متفاوت ومحدودی هستندکه این حالت فرد مراقبت کننده را درمواجهه با تغییرات و نیاز های مراقبتی بیمار در خانه آسیب پذیر می کند و طبق تئوری استرس، هنگامی که افراد مراقبت کننده نیاز های مراقبتی بیمار را بیشتر از توانایی های خود و منابع حمایتی خو د ارزیابی کنند، آنها نه تنها این موقعیت ایجاد شده را استرس زا تلقی می کنند بلکه این حالت می تواند سلامت و بهزیستی روانی آنها را به خطر بیاندازد(رحمانی انارکی و همکاران ، 1391).
بدون شک همسران بیمارروانی از جمله نزدیک ترین اطرافیان این بیمار می باشد و بیشترین و گستر ده ترین روابط را به لحاظ عاطفی و شناختی، کلامی و غیر کلامی و نیز در ارتباط رودر رو و دایم با فرد بیمار داشته و در صورت عدم ارضاء نیازهای عاطفی و ارتباط نامناسب در خانواده انتظار می رود بیشترین مشکلات و ناراحتی ها را همچنان که نتایج پژوهش های مختلف نشان داده است متحمل شود(فرامرزی و همکاران ، 1390).
مطالعات نشان داده اند که شادکامی و حتی سلامت روانی و جسمانی افراد تحت تأثیرفشارهای روانی قرار می گیرد و فشارهای روانی تقریباً با شدت و ضعف متفاوت در زندگی کل انسان ها و مراقبت کننده از چنین بیمارانی وجود دارد(رحمانی انارکی و همکاران ، 1391). از طرفی سلامتی یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار نبودن ، احساس شادکامی وبهزیستی روان شناختی را نیز در بر می گیرد(بیانی و همکاران ، 1386).
یکی از مباحثی که اخیراً در روان شناسی سلامت مورد توجه روان شناسان و روان پزشکان قرار گرفته است، سازگاری اجتماعی است (والر ، 2001). اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبهی ارتباطی میان فرد و جامعه است. به همین دلیل جریانی پیچیده به شمار می آید که ابعاد و جوانب گوناگونی دارد. کسب مهارت های اجتماعی ، چگونگی برقراری ارتباط با سایر افراد و سازگاری اجتماعی، از جملهی این ابعاد هستند. از سازگاری اجتماعی تعاریف زیادی شده است . اسلبی و گورا ، سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آن ها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینهی خاص اجتماعی ، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول وارزشمند باشد. در حالی که اسلاموسکی ، سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند وتعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند(خدایاری فرد ، 1385). بنابراین در پژوهش حاضر ، به مقایسهی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی ، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی ، پرداخته شده است .
1-2- بیان مسأله
عملکرد اصلی خانواده باید برآوردن نیازهای فردی اعضا باشد.در هنگام وارد شدن صدمه شدید به یکی از اعضای خانواده، این نیازها ممکن است به شکل تقاضای فزاینده ای برای منابع و وقت درخانواده در آید(هرشن سن ، 1374). بروز اشکالاتی نظیر وجود بیماری روانی در یکی از اعضای خانواده می تواند اثرات مخرب متعددی را به همراه داشته باشد(میلانی فر،1372).
از طرفی، در سال های اخیر، رویکرد روان شناسی مثبت گرا، با توجه به استعدادها و توانمندی های انسان (به جای پرداختن به نابهنجاری ها و اختلال ها) مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است. این رویکرد، هدف نهایی خود را شناسایی سازه ها و شیوه هایی می داند که بهزیستی و شادکامی انسان را به دنبال دارند. از این رو عواملی که سبب سازگاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها و تهدید های زندگی گردند، بنیادی ترین سازه های مورد پژوهش این رویکرد می باشند. در این میان، بهزیستی روان شناختی ، شادکامی ، میزان سازگاری اجتماعی ، جایگاه ویژه ای درحوزه های روان شناسی تحول، روان شناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است ، به طوری که هر روز بر شمار پژوهش های مرتبط با این سازه ها افزوده می شود(والر ، 2001).
در مفهوم عام بهزیستی یا بهباشی روان شناختی به احساس ذهنی یا احساس رضایت کلی از زندگی اشاره دارد. بهزیستی یا ب
هباشی به زیاد بودن هیجان های مثبت در زندگی، در عین کم بودن هیجان های منفی و به رضایت و خشنودی در زندگی اشاره دارد. چون رضایت و شادکامی بخشی از رضایت کلی در زندگی است پس سازگاری اجتماعی و شادکامی در بهزیستی روانی و داشتن حس مثبت به زندگی اهمیت زیادی می یابد (براتی سده ، 1390).
یاماوکا (2008)، طی پژوهشی با عنوان سازگاری اجتماعی و سلامت و بهزیستی روان شناختی در آسیای شرقی به این نتیجه رسید که بین سازگاری اجتماعی با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. یعنی افرادی که در زندگی خود اجتماعی بوده و از دوستان بیشتری برخوردارهستند از بهزیستی روانی بالاتری نیز برخوردارند. همچنین در تحقیقی لهسائی زاده و مرادی (1386) نشان دادند افراد دارای حمایت اجتماعی بالا، کشمکش های میان فردی کمتری دارند، در رویارویی با رویدادهای فشارزای زندگی، بیشتر ایستادگی و از بهزیستی و سلامت روانی بهتری نیز برخوردارند(هاشمی نصرت آبادی و همکاران ،1391).
همچنین، رابطه عوامل اجتماعى از جمله سازگاری اجتماعی با سلامت توسط محققین بسیارى مورد توجه قرار گرفته است و موارد مذکور حاکى از اهمیت بعد اجتماعى بشر در بررسى و بخش بهزیستى عمومى وى مى باشد(کوهن ، 2003).
سازگاری اجتماعی نیز به معنی سازش شخص با محیط اجتماعی است که این سازگاری ممکن است به وسیله وفق دادن خود با محیط یا تغییر محیط اطراف جهت ارضای نیازها وانگیزش هایش ایجاد شود (خدایاری فرد ، 1385).
شادکامی حالتی ذهنی یا احساسی است که ویژگی آن خرسندی،عشق، رضایت ،لذت و خوشی است. شادی و شادکامی یکی از موضوعات اساسی زندگی انسان است،آنقدر که سازمان بهداشت جهانی تأکید خیلی زیادی بر شادی به عنوان یکی از مؤلفه های سلامت انسان دارد(علی محمدی و آذربایجانی، 1389).
وجود بیمار روانی از لحاظ روابط انسانی، سایر اعضای خانواده را در وضع ناراحت کننده و تأسف باری قرار داده و صرف نظر از مخارج هنگفت و صرف وقت، فشار روانی شدیدی را به اعضای خانواده جهت نگهداری بیمار وارد می کند. مراقبت از بیمار روانی زندگی خانواده را مختل و نشاط فردی را از اعضاء خانواده سلب می کند(اسداللهی و همکاران ، 1372).
قسمت اعظم مراقبین خانوادگی را گروه زنان و با شغل خانه داری تشکیل می دهند. در جامعه و فرهنگ ایرانی معمولاً امر مراقبت از کودکان، بیماران و افراد سالمند و معلول به عهده زنان و دختران خانواده است که بیکار بوده و یا ترک تحصیل کرده اند و به عنوان بخشی از امور خانه داری و منزل محسوب می شود. مطالعات غربی نیز نشان می دهد که زنان و دختران عموماً به عنوان مراقبت کننده های اولیه بیماران در منزل عمل می کنند و اغلب زنان میانسال با سن کمتر از 60 سال هستند و در بیماران سالمند بیشتر مراقبین، دختران یا همسرانشان هستند(نویدیان وهمکاران ، 1379).
در پژوهش نویدیان وهمکاران(1379)، نتایج نشان داده است که اغلب کسانی که فرسودگی وخستگی شدید را تجربه کرده بودند، گروه زنان بودند. همچنین نتایج نشان داد که میانگین فرسودگی مراقبین زن(17±5/43) نسبت به مردان (8/14± 1/39 ) بیشتر است، ولی این اختلاف معنی دار نیست. مطالعات، تفاوت های جنسی را در میزان فرسودگی و فشارهای ناشی از مراقبت کردن تأییدمی کند به این صورت که زنان بیشتر ازمردان دچار استرس و فشار روانی هنگام مراقبت می شوند زیرا ازطرفی عموماً به عنوان مراقبین اولیه بوده و همچنین وجود فرزندان، موقعیت اجتماعی زنان و نوع فشارها و استرس های زنان باعث می شود که میزان فرسودگی و خستگی آنها نسبت به مردان بیشترباشد.
با عنایت به اینکه تأکید بهداشت روانی بر تمرکز فعالیت ها روی جمعیت های آسیب پذیر، به جهت پیشگیری از بیماری های روانی است، و خانواده هایی که درآنها عضو بیمار روانی وجود دارد ، به لحاظ مباحث مراقبتی ، دچار صدمات متعددی ( بالاخص زنانی که مراقبین همسران بیمار روانی خود هستند) خواهند بود، از آنجا که فرض براین است که زنان دارای همسر بیمار روانی ، سطح شادکامی و همچنین میزان سازگاری اجتماعی پایین تری نسبت به زنانی که همسرانشان عادی هستند، دارند و به طور حتم سطح بهزیستی روان شناختی کمتری نیز خواهند داشت ، از این رو به منظوربررسی این پیش فرض ها، مطالعهی حاضر به مقایسهی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی ، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی ، پرداخته است.
1-3- اهمیت و ضرورت
تأمین بهداشت همه افراد جامعه از مهم ترین مسایل اساسی هر کشور است، این امر در سه جنبه جسمانی، روانی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار می گیرد، در صورتی که بعد روانی بهداشت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از بی توجهی به آن در ابعاد فردی و اجتماعی، خانوادگی و انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء و غیر قابل جبران رادر پی خواهد گذاشت( نوابی نژاد،1376).
بدیهی است که بیماری روانی مخصوص یک قشر یا یک منطقه خاص نبوده و تمامی طبقات جامعه را در برمی گیرد و هیچ انسانی از فشار روانی و اجتماعی مصون نیست و به طور کلی باید گفت وج
ود یک بیماری روانی به کار و اقتصاد خانواده لطمه وارد می کند، در آمد سرانه را کاهش می دهد و رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب می کند و با تخریب وضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد واجتماع تأثیر عمیق و سوء بر جای می گذارد. به همین دلیل بهداشت روان در اغلب کشورها در رأس برنامه برنامه ملی و بهداشت همگانی قرار دارد(میلانی فر، 1385).
طبیعی است وقتی یکی از اعضای خانواده به بیماری روانی شدید یا بیماری جسمانی مهلک و ناتوان کننده ای مبتلا می شود، سایر اعضا واکنش هایی نشان می دهند که در هر مرحله علائم آن متفاوت و اغلب شامل آشفتگی هیجانی و عاطفی، گیجی وبهت، عصبانیت و خشم، احساس درماندگی، کم حوصلگی، گریه کردن، مشغولیت ذهنی و اختلال در خواب و اشتها ست(براتی سده ، 1390).
زنانی که از همسران بیمارروانی خود مراقبت می کنند، به عنوان افراد در معرض خطر و بیماری، فشار زیادی را متحمل می شوند. به طوری که اگر فرد به صورت طولانی مدت در معرض تنش زاها قرار گیرد برای سازگار شدن با این وضع، انرژی زیادی مصرف می کند وممکن است انرژی ذخیر ه ای او برای پاسخگویی به نیازهایش کافی نباشد و فرد در معرض بیماری یا برهم خوردن تعادل روانی قرار گیرد(کاپلان ،1991).
پژوهش ها نشان داده است که بالا بردن سطح آگاهی خانواده ، تغییر نگرش آنان در مورد بیماران روانی ، افزایش سطح سازگاری اجتماعی، عزت نفس اعضای خانواده و به ویژه مراقبین بیمار روانی (همسر یا مادر) ، بالا بردن مهارت های زندگی و افزایش سطح خلق اعضای خانواده همگی می تواند در کنترل و نگهداری بیمار روانی در خانواده مؤثر باشد (کارور و همکاران ، 2003).
یکی از مهم ترین لوازم سلامت روانی ، وجود محیط خانوادگی سالم است . این محیط زندگی را می توان طوری تنظیم کرد که هرچند در بهبود وضع افراد مؤثر نباشد لااقل موجب تخریب آنها نگردد. در جامعه ایران اعتقاد بر این است که حمایت از نظام اجتماعی ، حمایت از اعضای آن می باشد(حسین نژاد ، 1375).
از آنجا که هر فرد مبتلا به بیماری روانی، افزون بر تحمیل هزینه های فراوان بر خانواده و جامعه، موجب ایجاد فشار روانی دراعضای خانواده شده و با توجه به این که درجه بهبودی این افراد به توانایی های خانواده در فراهم نمودن حمایت های بدنی ، عاطفی واجتماعی بستگی دارد و این امر نیز به نوبه خود، به تجربه ها ،واکنش های بیماران و خانواده هایشان در مور د بیماری روانی وابسته می باشد (ذوالعدل و همکاران ،1384). با آگاهی از سطح نیاز های زنان دارای همسر بیمار روانی می توان در شناخت وضع بهزیستی و سازگاری های اجتماعی آنها ویا ارائه خدمات بهباشی و حمایت های اجتماعی قدم های بهتری برداشت. با توجه به اهمیت مطالبی که گفته شد، در پژوهش حاضر سعی شده است به مقایسهی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی پرداخته شود.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی
مقایسهی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی ، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
1-4-2- اهداف جزئی
– مقایسه پذیرش خود در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسهرابطه مثبت با دیگران در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه خود مختاری در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه زندگی هدفمند در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه رشد شخصی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه تسلط بر محیط در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه خودپنداره در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه رضایت از زندکی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه آمادگی روانی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه سر ذوق بودن در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه احساس زیبایی شناختی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه خودکارآمدی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه امیدواری در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه سازگاری کاری در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه روابط اجتماعی اوقات فراغت در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درباره بیع بین المللی

– مقایسه روابط با خانواده گسترده در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه نقش های همسری در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه آمادگی روانی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه نقش های والدی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
– مقایسه عضو خانواده بودن در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی
1-5- فرضیه‏های تحقیق
– پذیرش خود در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
– رابطهی مثبت با دیگران در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
– خود مختاری در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
– زندگی هدفمند در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
– رشد شخصی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
– تسلط بر محیط در زنان