ی توان روزنه هایی برای یافتن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت یافت.
در رابطه با این موضوع پژوهش هایی انجام شده است که از جملهی انها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
“کوکبی اصل”(1386) در پژوهش خود با عنوان مقایسهی دو رویکرد عا دتی و عقلانی در تربیت دینی و ارزیابی راهنمای برنامه درسی دینی دورهی متوسطه و پیش دانشگاهی بر اساس این رویکرد نتیجه گرفته است که رویکرد کتاب مذکور عقلانی بوده و با توجه به شرایط سنی انتخاب این رویکرد به جا بوده است.”باقری” (1388)در پزوهشی با عنوان بررسی تطبیقی طرحوارهی اسلامی عمل با انسان شناسی پسا ساختار گرا ، دیدگاه انسان به منزلهی عامل را دربردارندهی دلالتهای مهمی در عرصهی تعلیم و تربیت معرفی می کند .”علی رضا بیگی” (1392) در پژوهشی به تحلیل عاملیت انسانی در مواجهه با فضای مجازی بر اساس نظریه انسان عامل و پیامدهای تربیتی پرداخته است و به آثار این مواجهه در بحث تربیت اشاره کرده است.
با توجه به انچه در بالا بیان شد به نظر می رسد نیاز به پژوهشی با این عنوان احساس می شودکه ابتدا جایگاه عادت را به اختصار از دید فیلسوفان و مربیان تربیتی بیان کند و سپس به بررسی نظرات موافق و مخالف پیرامون آن بپردازد،و در ادامه با در نظر گرفتن مبادی سه گانهی عمل و همچنین با توجه بهرابطه انجام عمل و ویژگی های پیش نیاز آن در پایان به بیان دیدگاه خود از منظر نظریهی فوق پیرامون عادت اقدام کند، زیرا نیاز به بررسی مسائل تربیتی و تبیین جایگاه انها بر اساس یک نظریهی مشخص منجر به روشن تر شدن مبحث و همچنین نزدیک تر شدن ان به سوی عملیاتی شدن می باشدو به این پرسش پاسخ داده ایم که جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریهی انسان به منزلهی عامل چیست؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت نظری:

افزایش دانش نظری پیرامون مفهوم عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان به منزلهی عامل
اهمیت و ضرورت کاربردی:
کمک به سیاست گذاران تربیتی در جهت تدوین و اصلاح خط مشی ها و راهبرهای اصولی پیرامون آموزش مبتنی بر عادت
کمک به مربیان و والدین در جهت تربیت صحیح مبتنی بر عادت
اهداف تحقیق:
هدف کلی:
تبیین مسئله عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان عامل
اهداف جزئی:
ـ مشخص کردن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس آرای موافق و مخالف پیرامون آن در تربیت
ـ مشخص کردن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان به منزلهی عامل
سوالات تحقیق:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آرای موافقان و مخالفان عادت در تعلیم و تربیت و دلایل آن ها چیست؟
جایگاه عادت بر اساس نظریه انسان به منزلهی عامل در تعلیم و تربیت چیست؟
تعریف مفاهیم تحقیق:
تربیت :به معنای پروردن و ادب و اخلاق را به کسی آموختن می باشد (فرهنگ معین) اما مراد از تربیت در پژوهش حاضر ، به معنای “گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت” است(باقری،54:1388)
انسان عامل: خاستگاه انسان شناختی این دیدگاه عاملیت آدمی است. برآیند همهی عناصر و نیروهای گوناگون در شخصیت انسان عمل اوست. عملی که از سویی از آن آدمی است و از سوی دیگر سازندهی هویت او ست. در این رویکرد ، آدمی فعال است و هویت خود را با عمل خویش و با تعامل با محیط پیرامونش رقم می زند. چنین عملی دارای سه عنصر و مقولهی اصلی شناخت ،میل و اراده است (سجادیه و همکاران،135:1391)
عادت:عادت در فرهنگ فارسی به(( خوی یا کاری که انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام دهد)) معنی شده است(فرهنگ عمید) و (( ابن مسکویه)) می گوید: (( حالتی است در روان انسان که اورا به انجام عمل بدون نیاز به اندیشه و تامل سوق می دهد)) (حجتی ،1361: 98 )
نظریهی اسلامی عمل:در این نظریه عمل آدمی مبتنی بر سه مبداء شناختی، گرایشی و ارادی است. این سه مبداء باید به ترتیب در انسان به وجود آید تا منجر یه عملی از سوی او شود. در این نظریه هر عمل دارای دو اثر است که در پی آن آفریده میشود که «اثر بازگشتی نوع اوّل» و «اثر بازگشتی نوع دوم» نامیده شدهاند. نوع اول آن ناظر به اثر عمل بر مبادی خودش است و نوع دوم ناظر به اثر عمل بر فرد موقعیت عامل. به عبارت دیگر، دستهای از آثار عمل به مبادی آن رجعت کرده، آنها را تحکیم میکنند و دستهای دیگر بر موقعیت عامل مؤثرند. این دستهی دوم نیز -در صورتی که فرد عمل خود را مورد اندیشه و تأمل قرار دهد- همچون دستهی نخست منجر به استحکام مبادی عمل میشوند. شناخت این اثرات برای شناخت جامعی از عمل ضروری است (باقری،1382 : 106-81 ).

فصل دوم
مبانی نظری
و پیشینۀ تحقیق
مبانی نظری:
بخش اول:عادت
معانی کلی عادت:عادت:رسم ،آیین،ج عادات،معمول ، متداول ، طبق عادت (معین،ج 2 :258) عادت در لغت نامه دهخدا: عادت.( د) ( ع ا ) فارسیان به معنی رسم و آیین نیز استعمال کنند. و با لفظ گردانیدن، نهادن، برداشتن، کردن، دادن و گرفتن مستعمل نمایند. اما ایزد عز ذکره بفضل خود ما را بر عادت خود بداشت(بیهقی). غلامان و ستوران افزون از عادت رسم خزیدن گرفتند.(بیهقی)(دهخدا: 5-6)عادت به فتح دال، خوی، کاری که انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام بدهد، جمع (عادات) (عمید: 723)
در کتاب اخلاق ناصری ، عادت چنین معنی شده : عادت این اصطلاح اخلاقی و فلسفی وروانشناسی است، و آنچنان بود که در اول به رویت فکر اختیار کرده باشد و به تکلف در آن شروع نموده تا به ممارست، تواتر و فرسودگی در آن، با ان کار الفت گیرد و بعد از الفت تمام به سهولت بی رویت از او صادر شود، تا خلق شود او را.(صبوراردوباری،1386)
در لغت نامه روانشناسی در مورد عادت چنین آمده : عادت شکل حرکتی حافظه ، که در فعالیت هایی که بر اثر تکرار آسان شده اند متظاهر می گردد. بدین معنی که اعمال پیچیده ای که غالبا تکرار شده باشند،به محض شروع ،تمایل دارند به صورت خود به خود و دقیق اجرا گردند و هر بار نیز آسانتر اغاز میشوند.(گودرزی،1377 :21)
آراء اخوان الصفا این است که : عادت به معنای رفتاری است که در اثر تکراربرای انسان ملکه می شود و از او به سادگی جدا نمی گردد( فقیهی،1377 : 215)ابن مسکویه می گوید: (( عادت حالتی است در نفس که بر اثر تکرار و استمرار وصف یا فعل برای انسان پدید می آید،افعال و صورت های حسی یا عقلی، در آغاز برای نفس نامانوسند،که در این زمان به آنها ((حال)) می گویند، پس از مدتی بر اثر تکرار و استمرار، نفس با انها مرتبط گردید و در خزانه نفس مستقر گردیدند و نفس به آنها خو گرفت، به انها ((عادت)) گویند و موقعی که عادت کاملا در جان رسوخ کرد و با روح متحد گردید، به ان ((ملکه)) یا ((سجیه)) گویند.(ابوجعفری،1381: 47)
عادت از دیدگاه فلاسفه غربی
برای بررسی مسئله عادت در تعلیم و تربیت فیلسوفان غربی از جمله سقراط، افلاطون، ارسطو، دکارت، کانت و دیوئی انتخاب شدند و آرای ایشان در این زمینه ذکر شده است.
سقراط
سقراط هدف از تعلیم و تربیت را جنگ بر علیه زشتی و تصنع و ریا می داند.سقراط با تربیت مبتنی بر عادت مخالف بود و به طور کلی سقراط معتقد است که هیچ کس از روی علم و عمد ،مرتکب گناه نمی شود و لذا فقط علم می تواند آدمی را به فضیلت کامل برساند (سپهری ، 1325 : 17)سقراط با تربیت مبتنی بر عادت مخالف بود،پوپر متفکر مشهور فلسفه علم دربارهی وی می گوید: (( به نظر من یکی از اصول اعتقادی بسیار بنیادی سقراط ، عقل گرایی او در اخلاقیات بود .)) به کمک همین اصل اعتقادی سقراط ، من دو نکته از نظریات او را می فهمم :
الف – همسان گرفتن نیکی با خرد. یعنی نظریه او در این باب که هیچکس خلاف معرفت خود عمل نمی کند و خطاهای اخلاقی معلول فقدان معرفتند ( به عبارتی این خطاها بر حسب عادتند).ب- این نظریه که می گوید: فضیلت اخلاقی را می توان تعلیم داد و این فضیلت به غیر از هوش عمومی و عادی مردم مستلزم وجود هیچ گونه قابلیت و استعداد اخلاقی دیگری نیست ، (فیروز آبادی،1390).
سقراط با وجود اعتقاد به تربیت مبتنی بر تعلیم و خرد این سوال را مطرح می کند که چرا در رشته هایی مانند هنر ، ریاضیات هندسه و …، متخصصصانی یافت می شوند که موضوع آن علوم را آموزش دهند ، ولی برای تربیت آدمی ما متخصصانی نداریم یا نیاز به وجود انها را احساس نمی کنیم.ارسطو در پاسخ استاد خویش چنین می گوید : (( تعجب شما خطاست ، اگر بگویید با وجود قابلیت تعلیم فضیلت )) چرا برای آن هیچ معلمی جهت خطا به تعلیم یافت نمی گردد ، چرا که معیارهای رفتار و سلوک مانند مهارت ، عناصری نظیری نیستند و لذا از خلال حفظ کردن امور و القا شده فراگرفته نمی شوند ، بلکه ما آنها را در ضمن تمرین و عمل می اموزیم (عطاران،1366)
افلاطون
افلاطون یکی از نوادر تاریخ علم و معرفت می باشد ، فیلسوفی که انوار اندیشه های فرا گیرش سر تا سر جهان هستی را منور می گرداند و بازتاب تفکراتش نقطه عطفی در تحول تاریخ بشر می گردد،افلاطون و سقراط از نقادان نظریه عادت می باشند.
البته افلاطون عادت را بیشتر از لحاظ تحقیر فضیلت موروثی و اکتسابی مورد بحث قرار می دهد تا بدین وسیله امتیاز فضیلت حقیقی که دانش است ، واضح تر گردد. وی معتقد است دانستن عمل کردن است و خوب عمل کردن دانستن است پس چگونه ممکن است فضیلتی که صرفا مبتنی بر عادت است مورد تحقیر ما نباشد ، این گونه فضیلت فضیلتی است عاری از تعقل بدون اساس و مشکوک ، مانند عقیده ای که بنیاد آن را تشکیل می دهد. و نیز آنهایی که صاحب این نوع فضیلت اند نمی توانند دیگران را از آن برخوردار سازند (سپهری ، 1379: 6)
بدین سان ، افلاطون که از سویی به پیچیدگی وجود آدمی توجه دارد چنانکه از جنبه بخرد و نابخرد روان سخن می گوید و از سویی دیگر آغازتربیت را همانا آغاز زندگانی می شمارد ، کار تربیت را با پدید اوردن عادت ها و آنچه امروز تربیت منش می نامیم آغاز می کند از اینروستکه برای او حتی بازی های کودکان نیز نقش تربیتی دارد. او نقش بازی را زمینه ای می داند برای شناختن توانایی های کودک (نقیب زاده ،1387 : 44)به طور کلی افلاطون عادت را بیشتر از افق جنبه های اخلاقی و معنوی مورد مطالعه قرار می دهد تا از سایر جهات ( صبور اردوباری ، 1360 : 10-12)
در کتاب فدن افلاطون اشخا
صی را که فضیلت عامیانه و سیاسی را به نام عدالت پیروی می کنند به شکل زنبور عسل و مورچه می شناساند ، زیرا این فضیلت زائیدهی عادت و تکرار است که فلسفه و هوش در آن راه ندارد (سپهری ،1325) افلاطون مخصوصا به مطالعه و بررسی عادت می پردازد تا محکومیت و کهتری آن را در مقابل علم اثبات کند . به نظر او شاهکار انسانی در این است که خود را از عقیده ای که همواره ناپایدار و نسبی است خلاص کرده و به اوج علم مطلق برساند.علمی که موضوع ان همیشه جاویدان و لا یتغیر است. وی می گوید : (( فضیلت عادت هم به شر منتسب می شود و هم به خیر )) . در کتاب دهم جمهوریت هنگامی که ارواح مقتدرات آتیه خود را انتخاب می کنند ، شخص بدبختی اصل و مرتبه یک نفر جبار را بر می گزیند و بدین سان خودش را محکوم می سازد.افلاطون دربارهی وی می گوید : این شخص در طول زندگانی سابقش در یک شهر کاملا منظمی زندگی کرده و فضایل او مبتنی بر عادت عاری از فلسفه است.
تعریف فضیلت عادت از نظر افلاطون به دلیل عاری بودن از تعقل ارزش و اعتبار ندارد ، در واقع عادت به طور کلی از عنصر عقلانی و تفکر به دور بوده است و عامل ایجاد آن به طور کلی که خود می گوید: تکرار بدون همراهی تفکر است . چنین برداشتی از عادت تنها می تواند در مرحله کودکی صادق باشد : چرا که قوهی عقلانی هنوز رشد نیافته است و با طبع عاداتی که در کودکی ایجاد می شود پایگاهشان حرکات تکراری بدون تفکر است بنابراین از نظر افلاطون عادت یک نوع رفتار است و برای بروز هر نوع رفتاری تنها وجود عنصر عقلانی کافی نیست بلکه عناصری مثل میل و ارده و عمل را نیز می طلبد.گذشته از آن برای تقویت تفکر و تعقل در انسان بهترین راه تبدیل آنها به عادت است تا از این طریق ملکه تفکر در شخص راسخ گردد ، تا روح در شخص ایجاد شود . افلاطون می گوید عادت فضیلت است و فضیلت را از آن علم می داند و فضیلت حقیقی را دانش قلمداد می کند و فضیلت مبتنی بر عادت را مورد تحقیر قرار می دهد برای این که به نظر او عادت عاری از تعقل و بدون اساسی می باشد(حسن زاده ،1376).
ارسطو
ارسطو که مدافع نظریه عادت است و متفکران مسلمان در مشابه انگاری تربیت با عادت ، از ارسطو متاثرند و در واقع ارسطو را باید اولین کسی دانست که روان شناسی عادت را توجیه کرد ( عطاران ، 1371 :38).ارسطو دربارهی عادت درست نقطه مقابل افلاطون و سقراط نظر داده و پس از آنان نیز مخالفتهایی را علیه خود بر انگیخته است. ارسطو توجیه نسبتا وسیعتری برای عادت از لحاظ فلسفه نظری نموده است ولی در مکتب ارسطو ، عادت از لحاظ اخلاقی و جنبه های عملی ، بیشتر مورد بحث قرار گرفته تا سایر جنبه های مختلف دیگر (گودرزی ، 1377 : 26).
از نظر او عادت مثل طبیعت است ، همانطور که طبیعت اشیا یکی پس از دیگری به وجود می آید.همچنان عادت به وسیله عمل روح ایجاد می شود و چیزی که مکرر تکرار شود ، تولید طبیعت می کند معهذا این شباهت به درج عینیت نمیرسد عادت مثل حقیقتی می شود فطری ، زیرا عادت چیزی است شبیه به طبیعت در واقع مکرر به همیشه نزدیک و از طریق طبیعت بسته به همیشه و عادت بسته به مکرر است (سپهری ، 1325 ، ج 1 : 359 ).
به طوری که بنا بر عقیدهی ارسطو ، عادت به مرور و به تدریج در نتیجه حرکتی که طبیعی و فطری نبوده و مکررا تکرار می شود به وجود می آید و اعمالند که معین کننده عاداتند ، چرا که از تکرار هرچیز عادت به وجود می آید و به طور خلاصه از تکرار مکرر اعمال معین استعداد به ظهور پیوستن همان اعمال به وجود می آید ، عادت نه تنها عمل را آسان کرده و رنج و کوشش را از بین می برد بلکه تمایلی نیز ایجاد می کند و روح از تکرار انچه که یک دفعه به جای آورده لذت می برد. تکرار عمل تشکیل شکلی می دهد که دیگر از ان جدا شدنی نیست و به منزلهی طبیعت ثانوی می شود. لذا تکرار ، تولید عادت و عادت تولید تمایل و تمایل نیز عمل را به وجود می آورد.موجودات غیر ذی روح مستعد عادت نیستند و نمی تواند به واسطه تکرار عمل ، چیزی غیر از انچه که هستند بشوند.عادت با حیات همراه استاما فقط روح انسانی است که به طبیعت چیزی اضافه کرده و به خویشتن اشکال عالی علم ، هنر و فضیلت را اعطا می نماید (صبور اردوباری ، 1360 : 11).
ارسطو معتقد است که علم و معرفت برای تحصیل فضیلت کافی نیست، علاوه بر آن بایستی نفس را به فضیلت تربیت کرد یعنی باید در نفس ملکات فضایل را ایجاد نمود ، باید کاری کرد که نفس به فضایل ( که عادت اعتدال ها و حد وسط هاست) عادت کند و خوی بگیرد و این کار با تکرار عمل میسری باشد(اشرف جودت ،1378).
دو نکته اساسی در تعریف عادت از ارسطو وجود دارد 1- تکیه بر مسئله تکرار (تکرار همیشه عادت است) 2- که مهم تر است شباهت عادت و طبیعت و لذا عادت طبیعت ثانویه است ( سپهری ، 1325: 200).به طور کلی ارسطو عادت را وسیله ای برای تربیت اخلاقی می داند و در این باره می گوید: (( وظیفه قانونگذار است که با پدید آوردن عادت های خوب شهروندان را خوب و روبه راه سازد)). ( راسل ، ج1: 359 ))طبیعت برخی از ویژگی های { تن و روان آدمی} را چنان می سازد که بر اثر عادت پذیری دگرگونی به بهتری یا بدتری می شود (ارسطو،1365)
مقصود از تربیت بر بنیاد عادت همان است که ما امروزه “آموختن فعال” می نامیم نه گونه ای تمرین و تکرار بدون اندیشه و آموزش بر بنیاد عادت تنها محدود به آموزش حرفه و فن و تحول گرایش های اخلاقی نیست، بلکه آموزش دانش را نیز را در بر دارد. تربیت بر بنیاد عادت با سه مفهوم تقلید، تجربه و حافظه در ارتباط است. تقلید از پایه های اصلی یادگیری و آموزش است ، آدمی از راه تقلید به نخستین دانش ها دست می
یابد.البته در زمینه اخلاق باید یک الگوی خوب وجود داشته باشد. برخی از هنر ها و دانش ها تنها از طریق تجربه به دست می آیند. ارسطو در

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوع ارائه خدمات بهتر به مشتریان و بازاریابی رابطه مند