مطالعات روانشناسی درباره آن نشان داده اند که رشد خلاقیت نیز همانند سایرجنبه های انسان از الگویی پیروی می کند به نظر آنها خلاقیت دردوران اوایل زندگی و ابتدا در بازی کودکان ظاهر می شود و به تدریج در زمینه های دیگر زندگی از قبیل کار ، مدرسه ، فعالیت ها ی تفریحی و مشاغل متجلی می شود ، ابتکارات یا تولیدات در طول سالهای ٣٠ و ۴٠سالگی به اوج می رسد ، بعد از آن حالت فلات پیدا می کند ، و به تدریج کا هش می یا بد . ( شعاری نژاد ،١٣٨٠ ، ص ٢٠٣ )
پال تورانس( ١٩٨۵ )در تحقیقاتی به این نتیجه رسیده است که خصوصیات مربی و شیوه های آموزش وی می تواند با افزایش رشد تفکر خلاق بینجامد ، مربیانی که از شیوه های کودک– محوردرآموزش خود استفاده می کند کودکان را نسبت به محرک محیطی پیرامون حساس می نماید ، از تاکید بر الگوهای قالبی اجتناب می کند وکلاس راچنان می سازد که محیطی متنوع وخلاق ایجاد شود ، در نتیجه این روش موجب افزایش رشد خلاقیت در کودکان می شود .(مایرزبه نقل از ابیلی ، ١٣٧۴ ، ص ۶۶ )
بررسی انجام شده نشان می دهد ، معلمانی که خود خواهان تغییر درروشهای تدریس روزانه شان هستند ، توان یادگیری آفرینندگی را دارند و راهکارهای آموزش خلاقیت ، محیطی انباشته از کنجکاوی و تنوع می آفریند(( ویتهد )) معتقد است که شغل معلمی باید از یک قاطعیت ویژه برخوردار باشد و معلمان موفق برانند که شاگردان به یادگیری چه مطالبی نیاز دارند . ( همان منبع ، همان ص)
عوامل موثر در رشد خلاقیت :
١- وقت : کودکان برای خلاقیت وقت آزاد زیادی نیاز دارند تا با افکار و مفاهیم درگیر شوند و با آنها بازی کنند و آنها را به اشکال نو و ابتکاری در آورند.
٢- خلوت وتنهایی : خلاقیت مستلزم دور بودن ازفشارهای اجتمایی است به بیان دیگرخلاقیت در تنهایی نتیجه ثمر بخش تری خواهد داشت .
٣ – ترغیب وتشویق : کودکان برای خلاقیت و خلاق بار آمدن به تشویق وترغیب نیاز دارند وانتقاد مانع خلاقیت آنها می شود.
۴ – مواد : بدیهی است که وجود مواد گوناگون مثلاً کاغذ ، خمیر و… برای تحریک خلاقیت در کودکان ضروری است .
۵ – محیط محرک : محیط خانه و مدرسه باید تشویق و راهنمایی کودکان د ر کاربرد مواد واشیاء خلاقیت آنها رابر انگیزد .
۶ – روابط غیر انحصاری والدین – کودک : والدینی که نه حاصل افراطی و نه انحصاری فرزند خود هستند طبعاً او را مسئول استقلال واتکا به خود تشویق خواهند کرد.
٧ – روش های پرورش کودک : روش آزاد منشانه و آسا نگیز در پرورش کودک در خانه و مدرسه ، خلاقیت را تسریع می کند در صورتی که سختگیری از آن جلوگیری می کند .
٨ – فرصت کسب معلومات : خلاقیت در خلاء انجام نمی گیرد ، بلکه مستلزم کسب معلومات است که زیر بنای خلاقیت به شمار می آ یند . ( شعاری نژاد ، ١٣٨٠ ،ص ٢٠٣ )
ویژگی های افراد خلاق :
اسکینر عوامل زیر را برای افراد خلاق بیان داشته است :
١ – سلامتی روانی وادراکی : توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده ها به طور سریع
٢ – انعطاف پذیری ادراک : توانایی دست کشیدن از یک قاعده و چهار چوب ذهنی
٣ – ابتکار : توانایی درایجاد و وارونه کردن پیشنهادهای جدید ونو
۴ – ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی : توجه کردن و درنظر داشتن چالش های جدید ومسائل پیچیده
۵ – استقلال رای وداوری : متفاوت بودن از همکاران درارائه نظرات وپیشنهادات و اندیشه های نو . (مشبکی و وفاتی ، ١٣٨٢ ، ص ۴٠ )
موانع خلاقیت و نو آوری :
موانع معمولاً زمانی ملموس می شوند که قدرت نیروهای پیش رونده به نیروهای بازدارنده کاهش یابد ، عمده موانعی که بر سر راه خلاقیت است درانسانها مطرح است عبارت اند از. ( کراس به نقل از جوادیان ، ١٣۶٩ ، ص ٢٩ )
١ – موانع روانی : مهمترین و شایعترین موانع در پرورش خلاقیت است که اهمیت آن رابه مراتب بیش از پیش ازموانع تاریخی ، بیولوژیکی ،فیزیو لوژیکی ،یا اجتمایی است چون اینموانع از بیرون بر فرد تحمیل می شود ، پس آنها موانع خارجی هستند ، تعداد زیادی از آنها برای اینکه دنبال بهانه ای جهت عدم خلاقیت خود می گردند دلایل خوبی بشمار می آ یند . (حاج فتحعلی ، ١٣٧٢ ، ص ٣٠ )
٢ – موانع تاریخی : این دسته از عوامل شامل مفاهیمی از مثالهای تاریخی ازگفته افلاطون کهتاریخ تکرار می شود یا مشاجره ای که بشر از قرنها پیش از نظر مذهبی با آن مواجه بوده کههمه چیز را به تقدیر نسبت می داده و نقش اختیار رابه کلی نفی می نموده است ، پیشرفت های تکنولو ژی در گذشته ی نزدیک و نیز در زمان حال در مردم عادی این تصور را به وجود آورده است که آنها کنترل چندانی بر زندگی خود ندارند . ( اسپورن ،٢ ١٩٩ ، ص ١٢٩ )
٣ – موانع بیولوژیکی : در این موانع میزان هوش نقش اساسی را بر عهده دارد که جای شکنیست ، اما در مورد هوش توسل به عوامل ارثی وژنتیکی به عنوان تنها عامل اغلب بی بهانه است تا واقعه عینی . ( همان منبع ، همان ص )
۴ – موانع کلان ساختاری : شیوه های ساختاری روابط بنیادین علمی وصنعتی درکشورهایپیشرفته و جهان سوم به شدت مغایرت دارد ، همان طوری که می دانیم روابط متقابل نهادی بنیادین درکشورهای پیشرفته سیال ودوسویه است ، در صورتی که این روابط درکشورهایجهان سوم گسسته است واین بدان معناست که حوزه نهادی بدون توجه به شرایط نهاد بنیادین دیگر ادامه فعالیت داده وازامکانات وپتانسیل همدیگر قادر به استفاده نیستند . ( حاج فتحعلی ،1380 ، ص ٣٠ )

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع نحوه اجرا و الگوریتم