بیاید و هرگاه دیگران به دارائیهای آنهاغبطه نخورند متعجب می شوند. آنها ممکن است با جاذبه و فریبندگی زیاد همواره در جستجوی تحسین و ستایش باشند. در انتظار غیر منطقی این افراد از رفتار بسیار خوب دیگران، یک حس استحقاق داشتن وجود دارد. آنها انتظار دارند نیازمندیهایشان بر آورده شوند در غیر این صورت متحیر و یا خشمگین می شوند. برای مثال، ممکن است فکر کنند که مجبور نیستند در صف بایستند و حق تقدم آنها چنان مهم است که دیگران باید نوبت خودشان را به آنها بدهند و بنابراین هرگاه دیگران در «کارهای خیلی مهم آنها» همکاری نکنن، عصبانی خواهند شد. این احساس محق بودن همراه با فقدان حساسیت نسبت به خواستهها و نیازهای دیگران ممکن است به بهره کشی هشیارانه یا ناخواسته از دیگران منجرگردد. آنها انتظار دارند هر آن چه را که می خواهند و یا احساس می کنند که نیاز دارند، به دست آورند، قطع نظر از اینکه این امر چه معنایی برای دیگران دارد. برای مثال، این افراد انتظار دارند دیگران برای آنها از خود گذشتگی زیادی انجام دهند و ممکن است بدون توجه به تأثیری که این امر برزندگی دیگران می گذارد، کارهای زیادی را به عهده ی آنان بگذارند. آنها به شرطی مایل به برقراری روابط دوستانه یا عاشقانه هستند که به نطرشان شخص مورد نظر وسیله ای برای رسیدن به هدفهایشان باشد و یا عزت نفس آنها را تقویت کند. این افراد اغلب امتیازهای ویژه یا منابع زیادی را غصب می کنند چون معتقدند که به علت «استثنایی بودن» شایستگی آنهارا دارند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً فاقد حس همدلی بوده و در شناخت خواستهها، تجربه های ذهنی و احساسهای دیگران مشکل دارند. ممکن است فکر کنند دیگران به رفاه آنها کاملاً علاقمند هستند. آنها مایلند در زمینه ی مسایل مورد علاقه ی خود به طور مفصٌل و نامناسبی بحث کنند، در حالی که نمی توانند درک کنند که دیگران نیز ممکن است احساسها و نیازهایی داشته باشند. اغلب نسبت به اشخاصی که در زمینه ی مسایل مورد علاقه ی خود صحبت می کنند، به گونه ای اهانت آمیز و عجولانه برخورد می کنند. این افراد اغلب از آزاری که گفته هایشان ممکن است به بار آورد غافلند (برای مثال، مکرراً به معشوق یا معشوقهی قبلی خود می گویند که « من اکنون یک رابطه جاودانی دارم!»؛ در برابر فردی که بیمار است در مورد سلامتی خود لاف می زنند). هنگامی که به نیازها، خواسته ها یا احساسهای دیگران پی می برند، به گونه ای اهانت آمیز این پدیده ها را نشانه ی ضعف یا آسیب پذیری تلقی می کنند. کسانی که با افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در ارتباطند، به طور معمول آنها را از لحاظ هیجانی، سرد و فاقد علاقه ی متقابل مییابند (نیکخو 1389، 1046).
این افراد اغلب به وضعیت دیگران غبطه میخورند و یا معتقدند که دیگران به آنها حسادت میورزند. آنها معمولاً به موفقیتها یا دارائیهای دیگران غبطه می خورند و احساس می کنند که خودشان شایستگی بیشتری برای آن نوع پیشرفتها، تحسینها یا امتیازها دارند. آنها به شدت کارهای دیگران را بی ارزش می کنند، بویژه هنگامی که دیگران به واسطه ی کارهایی که انجام داده اند مورد سپاسگزاری یا تمجید قرار میگیرند. رفتارهای غرورآمیز و متکبرانه، مشخصه ی این افراد است. آنها اغلب نگرشهای متکبرانه، تحقیرکننده و ترحم آمیز دارند. برای مثال، فرد مبتلا به این اختلال ممکن است از کودنی یا گستاخی یک مستخدم بی دست و پا شکایت کند و یا با این استدلال که معاینه ی پزشک از سر لطف یا از روی ترحم است، ارزیابی پزشک را متوقف سازد.

2-7-4-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
آسیب پذیری عزت نفس افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته باعث می شود که آنها نسبت به «آسیب» ناشی از انتقاد یا شکست خیلی حساس باشند. اگر چه آنها ممکن است ظاهراً این حساسیت را نشان ندهند، ولی انتقاد باعث می شود که آنها احساس پستی، سرافکندگی، پوچی و تهی بودن نمایند. آنها ممکن است به این بی اعتنایی با تکبر، خشم و نافرمانی واکنش نشان دهند. چنین تجربه هایی اغلب به انزوای اجتماعی یا ظاهری متواضع می انجامد که بزرگ منشی آنها را پنهان کرده و یا آن را محافظت میکند. در این افراد روابط بین فردی معمولاً به علت مشکلات ناشی از احساس محق بودن، نیاز به تحسین و عدم توجه نسبی به حساسیتهای دیگران، آسیب می بیند. اگر چه ابراز جاه طلبی تکبرآمیز و گستاخی زیاد ممکن است به پیشرفت زیاد منجر گردد، ولی عملکرد فرد به علت عدم تحمل انتقاد یا شکست مختل می شود. گاهی کارکرد شغلی پائین می آید و به صورت عدم اشتیاق فرد برای خطر کردن در موقعیتهای رقابتی یا سایر موقعیتهایی که در آنها امکان شکست وجود دارد، ظاهر می شود. احساسهای مستمر شرم و سرافکندگی همراه با انتقاد از خود ممکن است با انزوای اجتماعی، خلق افسرده و اختلال افسردگی عمده یا افسرده خویی در ارتباط باشند. بر عکس آن ، دوره های پایدار بزرگ منشی ممکن است با خلق هیپومنیک در ارتباط باشند. اختلال شخصیت خودشیفته همچنین با بیاشتهایی عصبی و اختلالهای مرتبط با مواد (بویژه مرتبط با کوکائین) همراه است. اختلالهای شخصیت نمایشی، مرزی، ضداجتماعی و پارانویایی ممکن است با اختلال شخصیت خودشیفته همراه باشند.
2-7-4-3 ویژگی های خاص وابسته به سن و جنسیت
صفات خودشیفتگی بویژه ممکن است در نوجوانان شایع باشد و لزوماً مبین آن نیست که چنین فردی به اختلال شخصیت خود شیفته مبتلا خواهد شد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است در سازگاری با محدودیتهای جسمانی و شغلی که جزء جدایی ناپذیر فرایند پا به سن گذاشتن است، مشکلات ویژهای داشته باشند (نیکخو 1389، 1047).

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد با موضوع مجله های الکترونیکی و ساخت اجتماعی واقعیت

2-8- اختلال های شخصیت دستهی ج
2-8-1 اختلال های شخصیت اجتنابی
2-8-1-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی شخصیت اجتنابی، الگوی فراگیر بازداری اجتماعی، احساسهای نابسندگی و حساسیت زیاد به ارزیابی منفی است که از اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر میشود (نیکخو 1389، 1050).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی، از فعالیتهای شغلی یا تحصیلی که مستلزم تماس بین فردی زیاد است به علت ترس از انتقاد، عدم تأیید یا طرد اجتناب می کنند. ممکن است پیشنهادهای مربوط به ترفیع شغلی را به علت مسئولیتهای جدیدی که می تواند به انتقاد از جانب همکاران منجر شود، رد کنند. این افراد از دوست شدن با افراد جدید پرهیز می کنند مگر اینکه مطمئن باشند بدون انتقاد مورد پذیرش و محبت قرار میگیرند. تا زمانی که برای آنها عکس این قضیه ثابت نشده باشد، فرض را براین میگیرند که دیگران انتقاد کننده هستند و آنها را تأیید نمیکنند. افراد مبتلا به این اختلال به فعالیتهای گروهی نمیپیوندند، مگر اینکه پیشنهادهای مکرر و سخاوتمندانهای از حمایت و محبت وجود داشته باشد. صمیمیت بین فردی اغلب برای این افراد مشکل است ، اگرچه هنگامی که اطمینان مبنی بر پذیرش بدون قید و شرط (بدون انتقاد) وجود داشته باشد، می توانند روابط صمیمی تری را برقرار کنند. آنها ممکن است با احتیاط عمل کنند، در صحبت کردن از خودشان مشکل داشته باشند و به علت ترس از افشاء شدن، مسخره شدن یا خجالت کشیدن از بیان احساسهای خصوصی خودداری کنند (نیکخو 1389، 1051).
چون افراد مبتلا به این اختلال نسبت به مورد انتقاد قرار گرفتن یا طرد شدن در موقعیتهای اجتماعی اشتغال ذهنی دارند، ممکن است آستانهی آشکارا پایینی برای درک پنین واکنشهایی داشته باشند. حتی با میزان اندکی از عدم تایید یا انتقاد، ممکن است به شدت آزرده شوند. آنها بواسطهی ترس از این که هرگونه توجهی از جانب دیگران احتمالاً طرد کننده یا تحقیرکننده خواهد بود، خجالتی، آرام، خوددار و به اصطلاح «نامرئی» هستند. آنها انتظار دارند هر چیزی که می گویند، دیگران آن را «اشتباه» بپندارند و بنابراین ممکن است هیچ وقت چیزی نگویند. این افراد نسبت به اشارات ظریف چنان با شدت واکنش نشان می دهند که گویی این اشارات حاکی از استهزاء یا ریشخند هستند. با وجود تمایل به مشارکت فعال در زندگی اجتماعی، از اینکه از نظر رفاهی به دیگران وابسته باشند میترسند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی از شرکت در موقعیتهای بین فردی جدید خود داری می کنند زیرا احساس نابسندگی میکنند و از عزت نفس ضعیفی برخوردارند. تردیدهای مربوط به شایستگی اجتماعی و جاذبهی شخصی بویژه درموقعیتهایی آشکار می شوند که مستلزم تعامل با غریبهها است. این افراد معتقدند که از لحاظ اجتماعی بی عرضه و فاقد جاذبه ی شخصی هستند و یا نسبت به دیگران پائین ترند. آنها از خطر کردن یا درگیر شدن در فعالیتهای جدید اکراه دارند زیرا ممکن است باعث شرمساری گردند. خطرهای بالقوهی موقعیتهای معمولی را بزرگ جلوه می دهند و شیوه ی زندگی محدود این افراد ممکن است ناشی از نیاز آنها به قطعیت و ایمنی باشد. فرد مبتلا به این اختلال ممکن است به واسطهی ترس از دستپاچه شدن به دلیل نداشتن لباس مناسب، یک مصاحبهی شغلی را برهم بزند. نشانه های بدنی جزئی یا سایر مشکلات ممکن است دلیل پرهیز از فعالیتهای جدید باشند (نیکخو 1389، 1051).
2-8-1-2 ویژگی ها و اختلال های همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی اغلب با هشیاری، حرکات و بیانات افرادی را که با آنها در ارتباطند، مورد ارزیابی قرار می دهند. رفتار وحشت زده و مضطرب آنها ممکن است باعث تمسخر و ریشخند شدن از جانب دیگران شود که در جای خود به شکها و تردیدهای آنها دامن می زند. آنها به این دلیل که ممکن است نسبت به انتقاد، با سرخ شدن یا گریه واکنش نشان دهند، بسیار مضطربند. دیگران آنها را به عنوان افرادی «خجالتی»، «ترسو»، «تنها» و «منزوی» توصیف می کنند. مشکلات عمده ی مربوط به این اختلال در کارکرد اجتماعی و شغلی روی می دهند. عزت نفس ضعیف و حساسیت زیاد نسبت به طرد شدن، با ارتباطهای بین فردی محدود رابطه دارند. این افراد ممکن است نسبتاً تنها و جدا افتاده باشند و معمولاً شبکهی حمایتی اجتماعی گسترده ای ندارند که بتوان به آنها کمک کند تا به سلامت بحرانها را پشت سر گذارند. آنها به محبت و پذیرش نیاز دارند و ممکن است درباره ی روابط ایده آل با دیگران خیالپردازی کنند. رفتارهای اجتنابی ممکن است بر کارکرد شغلی نیز تأثیر نامطلوب بگذارند زیرا این افراد سعی می کنند از انواع موقعیتهای اجتماعی که ممکن است برای بر آورده ساختن خواستههای اساسی شغلی یا پیشرفت مهم باشند، اجتناب کنند.
اختلالهای دیگری که معمولاً همراه با اختلال شخصیت اجتنابی تشخیص داده می شوند شامل اختلالهای خلقی و اضطرابی (بویژه هراس اجتماعی از نوع تعمیم یافته) هستند. اختلال شخصیت اجتنابی اغلب همراه با اختلال شخصیت وابسته تشخیص داده می شود زیرا افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی به افراد معدودی که با آنها رابطه دوستی دارند، بسیار دلبستگی داشته و به آنها وابسته اند. همچنین اختلال شخصیت اجتنابی اغلب همرته با اختلال شخصیت مرزی و اختلالهای شخصیت دستهی الف (یعنی اختلالهای شخصیت پارانویایی، اسکیزوتایپی) تشخیص داده می شود (نیکخو 1389، 1052).
2-8-1-3 ویژگی های خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
ممکن است میزان پذیرش کمرویی و اجتناب نزد گروه های فرهنگی و قومی مختلف، متفاوت باشد. به علاوه، رفتار اجتنابی ممکن است نتیجه ی مشکلات فرهنگ پذیری به دنبال مهاجرت باشد. این تشخیص را در کودکان و نوجوانان باید با احتیاط زیاد مطرح کرد زیرا رفتار کمرویی و اجتنابی آنها ممکن است از لحاظ رشدی مناسب باشد. به نظر می رسد اختلال شخصیت اجتنابی به میزان مساوی در زنان و مردان رایج باشد (نیکخو 1389، 1052).

مطلب مرتبط :   مسئولیت کیفری

2-8-2 اختلال شخصیت وسواسی- جبری
2-8-2-1 ویژگی های تشخیصی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت وسواسی – جبری ، اشتغال ذهنی به نظم، کمال گرایی و کنترل ذهنی و میان فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری، گشاده رویی و کارآیی است. این الگو در اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود (نیکخو 1389، 1060).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری کوشش می کنند تا از طریق توجه زیاد به قواعد، جزئیات بیهوده، روشها، فهرستها یا برنامهها به یک حس کنترل دست یابند به گونهای که هدف اصلی فعالیت از بین میرود. آنها بی اندازه دقیق بوده و گرایش به تکرار کردن دارند، به جزئیات به طور غیر عادی توجه می کنند و برای پیدا کردن اشتباهات احتمالی، کارهایشان را به طور مکرر وارسی می کنند. آنان از این واقعیت بیخبرند که سایر افراد بواسطهی تأخیرها و مشکلات ناشی از رفتار آنان، دچار ناراحتی میشوند. برای مثال، چنین افرادی وقتی فهرست کارهایی را که باید انجام دهند گم می کنند به جای اینکه با صرف زمان اندک آن را یاد آوری و بازنویسی کرده و سپس به تکمیل کارها بپردازند، زمان بسیار زیادی را صرف پیدا کردن آن می کنند. آنها برنامهی زمانی خود را به درستی تنظیم نمی کنند و انجام مهمترین کارها را برای آخرین دقایق می گذارند. کمال گرایی و تحمیل معیارهای سطح بالای عملکرد بر خود موجب کژکاری و پریشانی زیاد در این افراد می شود. آنها ممکن است به اندازه ای درگیر تکمیل تمام جزئیات یک طرح شوند که آن طرح هرگز کامل نشود. برای مثال، کامل کردن یک گزارش کتبی به دلیل اصلاحات متعدد و وقت گیر به تعویق انداخته می شود به طوری که همه ی کار انجام شده به جز «کامل شدن» کار موعدهای زمانی مورد بی توجهی قرار میگیرند و جنبه هایی از زندگی فرد که محور فعالیت جاری نیستند، دچار اغتشاش و بی نظمی می شوند (نیکخو 1389، 1060).
افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری به شدت خود را وقف کار و تولید می کنند که این امر باعث قطع فعالیتهای تفریحی و دوستیها می شود. این رفتار به علت اقتصادی نیست. آنها اغلب احساس میکنند که به هنگام غروب و یا آخر هفته ها فرصت ندارند تا به گردش بروند و یا فقط استراحت کنند. آنها ممکن است یک فعالیت لذت بخش مانند رفتن به مرخصی را به تعویق بیندازند به طوری که هرگز روز آن فرانرسد. هرگاه زمانی رابرای فعالیتهای تفریحی یا تعطیلات در نظر میگیرند، بسیار احساس ناراحتی می کنند مگر اینکه همزمان مشغول کاری باشند تا احساس نکنند که وقت را «بیهوده تلف» می کنند. ممکن است توجه و تمرکز زیادی بر کارهای معمولی منزل وجود داشته باشد (مانند نظافت زیاد و مکرر به طوری که «همه چیز برق می زند»). اگر زمان زیادی را با دوستان خود سپری کنند، احتمالاً به علت وجود نوعی فعالیت به ظاهر سازمان یافته است (برای مثال ورزشها). برداشت آنها از سرگرمیها یا فعالیتهای تفریحی به گونه ای است که گویی تکالیف جدی هستند که برای چیرگی بر آنها به سازماندهی دقیق و کار سخت نیاز است. تأکید این افراد بر اجرای کامل یا بی نقص عملکردها است. این افراد بازیها را به کارهای سازمان یافته تبدیل می کنند (برای مثال، به یک کودک نوپا می گویند که سه چرخه ی خود را در یک خط مستقیم هدایت کند، بازی بیس بال را به یک درس سخت تبدیل می کنند). افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری ممکن است درباره ی مسایل ارزشی و اخلاقی، بیش از اندازه جدی، دقیق و انعطاف ناپذیر باشند. احتمال دارد خودشان و حتی دیگران را وادارند که از اصول خشک اخلاقی و معیارهای کار کردی دقیق پیروی کنند. همچنین ممکن است به علت اشتباهات احتمالی به شدت از خود انتقاد کنند. افراد مبتلا به این اختلال، بدون انعطاف پذیری به مرجع قدرت و قوانین احترام می گذارند و بدون در نطر گرفتن شرایط مخففه بر اطاعت بی قید و شرط تأکید می کنند. برای مثال، چنین فردی به دوست خود که به یک سکه برای تلفن کردن نیاز دارد، سکهای قرض نمی دهد چون «نه از کسی قرض میگیرد و نه به کسی قرض میدهد» و یا به این دلیل که معتقد است این عمل برای وجهه ی او «بد» است. این ویژگیها نباید با هویت فرهنگی یا مذهبی فرد توجیه شوند (نیکخو 1389، 1062).
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است از دور انداختن اشیاء فرسوده یا بی ارزش حتی زمانی که هیچ ارزش عاطفی ندارند، ناتوان باشند. این افراد اغلب تصدیق می کنند که «مال