فایل رایگان پایان نامه روانشناسی : پردازش اطلاعات

دوم معیار برای قضاوت مسئولیت اغلب از ساختار خود ریشه می‌گیرد. که مخصوصاً بلازی آن را هویت اخلاقی می‌نامد که منعکس‌کننده تفاوت‌های فردی در حدی که برای اخلاق مرکزی یا احساس فرد از خود اساسی می‌باشد. جز سوم مدل خود بلازی دوام خود می‌باشد. که تمایل طبیعی انسان که می‌خواهد به طور مداوم بااحساس خود زندگی کند. هنگامی که فرد بر نگرانی اخلاقی متمرکز است، این تمایل به عنوان یک انگیزه اخلاقی عمل می‌کند.

به طور خلاصه بلازی فرض می‌کند که قضاوت اخلاقی قابل‌اعتماد ممکن است رفتار اخلاقی را در صورتی که از فیلتر مسئولیت قضاوت بر اساس هویت اخلاقی عبور کند را می‌تواند پیش‌بینی کند. و آن را به سمت خود سازگاری سوق دهد.
نظریه کالبی و ویلیام دیمون
کالبی و ویلیام دیمون (1992) هویت اخلاقی را به عنوان وحدت دهنده بین سیستم اخلاقی و خود می‌دانند. آن‌ها عنوان می‌کنند که اکثر مردم نوعی وحدت بین خود و اخلاق را زمانی که منافع و خواستههای شخصی مترادف بااحساس خود از آنچه که از نظر اخلاقی درست بود را تجربه می‌کردند. به عبارت دیگر نمونه‌های اخلاقی، تعهدات خود را با نگرانی‌های شخصی به صورت یک پارچه ادغام می‌کردند به طوری که تحقق یکی حاکی از تحقق دیگری می‌باشد. این ادغام با اهداف شخصی و اخلاقی می‌تواند به عنوان یک منبع قوی از انگیزه‌های اخلاقی و تعهد اخلاقی به کار گرفته شود. تعهدات اخلاقی به عنوان یک قربانی نیاز خود را نفی نمیکنند زیرا خود با یک اخلاق مرکزی تعریف شده است. در عوض نمونه‌های اخلاقی می‌توانند خود را به دلیل شکست در پیروی از حس اخلاقی انکار کنند. آن‌ها معضل و یا انتخاب دخیل در مورد تعهدات اخلاقی را درک نمیکنند، آن‌ها به سادگی آنچه را که باید انجام دهند را انجام می‌دهند. که آن‌ها را به عمل با اطمینان و آرامش و کمی هم با ترس و شک و تردید قادر می‌سازد.
دیدگاه‌های شناختی اجتماعی هویت (سف سوارتز، کان لویکس و ویوان وینکولیس، 2013)
در سال‌های اخیر تعدادی از روانشناسان تلاش کردهاند که برای درک بهتر هویت اخلاقی از نظریه‌های شناختی استفاده کنند. این روش میخواهد تا سازوکارهای شناختی اجتماعی که زمینه‌ساز عملکرد اخلاقی است را پیدا کند. که به دو نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
هویت اخلاقی به عنوان طرح اخلاقی مزمن یا در دسترس: از نظر پیاژه طرح‌واره‌ها ساختار دانش در ذهن است که می‌تواند جنبه‌های مختلف خود را مانند روابط ما و تجربه ما را نشان دهند. طرح‌واره‌های شناختی بیشتر در دسترس هستند و به راحتی برای استفاده در پردازش اطلاعات اجتماعی فعال می‌شوند(هیگینز، 1999).
هویت اخلاقی ممکن است مستلزم طرح اخلاقی مزمن در دسترس برای تفسیر و پاسخ به موقعیت‌های اجتماعی باشد. طرح اخلاقی توسط افرادی که احساس خود از هویت مهم است و نیز ممکن است کسانی که به طور مزمن در دسترس باشند دیده شود. دسترسی به طرح اخلاقی، پاسخ اخلاقی خودکار و آنچه را که ممکن است به عنوان تخصص اخلاقی دیده شود را قادر می‌سازد. به عبارت دیگر در دسترس بودن طرح اخلاقی به افراد اجازه می‌دهد تا حساسیت بیشتری به جنبه‌های از شرایط اخلاقی و تفسیر و پاسخ به آن شرایط به سرعت نور بر اساس تعهدات اخلاقی داشته باشند.
هویت اخلاقی به عنوان یک هویت اجتماعی خود مهم (سف سوارتز، کان لویکس و ویوان وینکولیس، 2013)
روانشناسان اجتماعی نشان می‌دهند که ما باید هویت‌های مختلف اجتماعی برای گروه‌های مختلف که ما (هویت مبتنی بر گروه)، سهم یا شرکت ما در نقش(هویت مبتنی بر نقش) و نوع مردمی که ما می‌خواهیم برای خود و دیگران به تصویر بکشیم، توجه کنیم. این هویت‌های اجتماعی در مقیاس طرحواره خود سازمان‌یافته‌اند و برخی از آن‌ها خود مهم تر از دیگران است.
در این دیدگاه محتویات هویت اخلاقی شامل دو جنبه می‌باشد: اول صفات او برای توصیف یک فرد اخلاقی، دوم مرکزیت هویت اخلاقی به خود(آکینو و فریمن،2009). هر چه هویت اخلاقی فرد بیشتر در مرکز توجه باشد نقش بزرگ‌تری در رفتارها و تعهدات بازی خواهد کرد. یا این عوامل موقعیتی می‌تواند درجهای که هویت اخلاقی را فعال می‌کند تحت تأثیر قرار دهد.
هویت اخلاقی به عنوان یک خود ایده آل اخلاقی:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تبیین فروید از رشد اخلاقی، فرا من، به منزله بخشی از ساختار شخصیت، حاصل انحلال عقده
ادیب همسان‌سازی با والد هم جنس است و تبلور خواستههای اخلاقی محیط است که از راه پدر و مادر یا مراجع اخلاقی، و با سازوکار همسان‌سازی، به سازمان روانی واردشده‌اند و مرزهای رفتار یا محور فرایند همسان‌سازی نمود شخصیت فرد را مشخص می‌کنند.
خود ممکن، خود واقعی، خود ایده آل و خود ترسو با مخوف، طرح‌واره خود برای انگیزه رفتارهای آینده هستند. خود مطلوب نمایندهای از خود ایده آل است که در آینده می‌خواهد به آن تبدیل شود و در نتیجه باهدف سوق دادن فرد در یک جهت خاص عمل می‌کند. خود مخوف یا ترسو نوعی از خود است که فرد می‌خواهد از تبدیل شدن به جلوگیری کند. در این روش داشتن یک هویت اخلاقی مستلزم تعهد به ماندن و تبدیل شدن به آنچه که به عنوان یک فرد اخلاقی می‌بیند می‌باشد.
شکل‌گیری هویت اخلاقی از دیدگاه هویت:
از دیدگاه شخصیت شکل‌گیری هویت اخلاقی شامل ادغام توسعه اخلاقی و هویت به جای یک سیستم توسعه منحصربه‌فرد می‌باشد در واقع اخلاق و هویت ممکن است دو جنبه از سیستم رشد باشند. مسیرهای رشد و نمو متناسب با مشاهده هویت اخلاقی به عنوان هدف از اخلاق و توسعه هویت می‌باشد. بنابراین هرچند موضوع بلوغ درک اخلاقی در مورد خود مهم است، یک پارچه سازی با هویت اخلاقی ممکن است تعهد و انگیزه بیشتری داشته باشد. که در ادامه برخی از نظریه‌های شخصیت موثر در شکل‌گیری هویت اخلاقی آورده می‌شود. که در ادامه به نظر برزونسکی و گلیگان در مورد اخلاق و هویت اشاره می‌کنیم.
نظریه بروزنسکی
برزونسکی (1989-1990) به نقل از فرتاش (1384) الگویی را مطرح کرده است که به تفاوت در فرایندهای شناختی- اجتماعی جوانان در ساخت، نگهداری و انطباق هویت خودشان تاکید دارد.  الگوی برزونسکی بر آن دسته از فرایندهای اجتماعی- شناختی مبتنی است که طی آن افراد بر اساس شیوهی ترجیحی پردازش اطلاعات مربوط به خود، گفتگو دربارهی موضوعات مربوط به هویت و تصمیمات فردی، در وضعیت‌های متفاوت قرار می‌گیرند (برزونسکی،1990؛ به نقل از شکری، 1386). فرایندهای متفاوت فرض شده، حداقل در سه سطح (اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم-اجتنابی) به کار میرود. اکثر اجزا اساسی آن‌ها شامل پاسخ‌های شناختی- رفتاری خاصی است که افراد در زندگی روزمرهی خود به کار می برند (برزونسکی و فراری1996، برزونسکی،2000،1990، 1989؛ به نقل از برزونسکی،2004).
 سبک هویت اطلاعاتی: سبک هویت اطلاعاتی، از طریق برخورد با مسائل هویتی و موقعیت‌های تصمیم‌گیری از طریق جستجوی فعالانهی پردازش و ارزیابی اطلاعات  مربوط به خود مشخص می‌شود (برزونسکی، 1990، برزونسکی و فراری،1996، دالینگر،1995، برزونسکی و سالیوان، 1992؛ به نقل از برزونسکی، 2006). این افراد در برخورد با موضوعات مربوط به هویت، سنجیده عمل کرده و تلاش ذهنی زیادی نشان می‌دهند (برزونسکی، 1990؛ به نقل از شکری و همکاران، 1386).
افراد با جهت‌گیری اطلاعاتی تعمداً(به عمد) با اصول اخلاقی مختلف و تعهدات برای مشخص کردن تعریفی برای خود دست و پنجه نرم می‌کنند.
سبک هویت هنجاری: از طریق به تعویق انداختن و اجتناب فعالانه از تصمیم‌گیری، شکل دادن تعهد و مذاکره هویت مشخص می‌شود. آن‌ها وظیفه‌شناس و هدفمند، اما بسیار ساختارمند هستند و در برابر اطلاعاتی که ممکن است باارزش‌ها و عقاید شخصی‌شان در تعارض باشند، بسته هستند ( برزونسکی و کیتی، 1995، برزونسکی و کوک، 2000، برزونسکی و سالیوان، 1999، دالینگر،1995؛ به نقل از برزونسکی، 2006).
افراد هنجاری گرا به طور خودکار هر اصول اخلاقی و تعهداتی که به نظر می‌رسد با هنجارهای ارائه‌شده توسط مردمی که برای آن‌ها اهمیت دارد را اتخاذ می‌کنند.
سبک هویت سردرگم: افراد دارای وضعیت سردرگم از سبک پردازش هویت سردرگم- اجتنابی استفاده می‌کنند (برزونسکی و نیمیر، 1994؛ استریتمتر، 1993؛ به نقل از شکری و همکاران، 1386).  آن‌ها سعی دارند از روبه رو شدن با مسائل و تعارض‌های هویتی تا حد ممکن اجتناب کنند.
مردم سبک هویتی سر در گم افکار و اصول و تعهدات اخلاقی بیشتر عوامل موقعیتی را در نظر می‌گیرند.
شکل‌گیری هویت اخلاقی: اگر هویت اخلاقی جز مهمی از عملکرد اخلاقی باشد درک درستی از چگونگی توسعه نظری و عملی آن مفید خواهد بود.
نظریه گلیگان
گیلیگان (1982) در سال‌های اخیر، درباره ارتباط اخلاق و هویت به شیوه متفاوتی بحث کرده است. وی مدعی است که دو جهت‌گیری متفاوت در اخلاق وجود دارد. جهت‌گیری اول، با توجه به مراقبت و مسئولیت مشخص می‌شود که نوعاً در زنان رواج دارد. دومین جهت‌گیری با تأکید بر هنجارهای اجتماعی و عدالت مشخص می‌شود، که بیشتر در مردان شایع است. او ادعا می‌کند که بنیان روان‌شناختی این دو اخلاق واگرا در برداشت خود و هویت متفاوتی که مردان و زنان از آن بهره‌مندند، ریشه دارد.
بلازی (1980)، در بررسی آثار تجربی صورت گرفته در مورد رفتار اخلاقی، مدعی شده است که هویت اخلاقی، مشوقی قوی برای عمل فراهم می‌کند، زیرا هویت، انگیزه عمل را هماهنگ با برداشت فرد از خود ایجاد می‌کند. که در ادامه تعریف و بررسی پیشینه انگیزش تحصیلی میپردازیم.
انگیزش تحصیلی
تعریف اصطلاحی انگیزش
طی سالهای گذشته نظریههای گوناگونی در زمینه انگیزش رشد کردهاند و تعریف‌های زیادی از آن وجود دارد که به طور مختصر چند نمونه را بیان میکنیم:
-دسی و رایان، دراین نظریه فرض میکنند که در انسان تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری وجود دارد که یا توسط محیط پیرامون تشویق و حمایت میشود و یا بالعکس بر اثر بیتوجهی خاموش میشوند که آن را به “انگیزش درونی”، بیرونی و بیانگیزگی تقسیم میکند. انگیزش درونی، مبتنی بر نیازهای ذاتی برای شایستگی و خودمختاری است و باعث میشود که انسان پیوسته در جستجو و تلاش برای غلبه بر چالشها باشد و فعالیتی نظیر یادگیری به خاطر خشنودی و رضایت درونی انجام میشود. انگیزش بیرونی بدین معناست که فرد فعالیت را به خاطر نفس عمل انجام نمیدهد، بلکه آن عمل وسیله ایست برای رسیدن به اهداف دیگر نظیر جوایز و پاداشها است و قسمت سوم که بیانگیزگی است در آن فرد بین رفتار و نتایج آن ارتباطی نمییابد و علت رفتار را نیروی خارج از کنترل خود میپندارد (دسی و رایان، 2000).
بارون(1991) انگیزش فرایندی درونی است که رفتار ما (به ویژه رفتارهای جهت‌دار) را فعال، هدایت و نگهداری میکند (نقل از سیف، 1386).
اگن و کاوچاک(1992) انگیزش نیروی است که به رفتار نیرو میدهد و آن را هدایت میکند (نقل از کریمی، 1388)
انگیزش یک نیروی هدایت‌کننده درونی است که افراد را به صورت فیزیولوژیک و روان‌شناختی در پیگیری هدفی جهت ارضای نیازها و انتظارات آنان سوق می‌دهد (استیو، کان ردو تنج، 2003).
تفاوت انگیزه و انگیزش
انسان وقتی دست به فعالیتی می زند و در جهت معینی رفتار می‌کند که شرایط خاصی او را در آن جهت سوق داده باشد. این شرایط و این حالت اعم از جسمانی و روانی است، و موجب بروز و ظهور فعل و رفتار است و ممکن است در کنترل انسان باشد یا نباشد را انگیزش می‌نامد. ولی انگیزه را می‌توان اصطلاح عام دانست که به مجموعه مفاهیمی چون سائق ها، امیال، آرزوها و کشش‌ها اطلاق می‌شود. رفتار انسان هیچ‌گاه بدون علت و انگیزه نیست. بنابراین انگیزه مقدم بر انگیزش است(احمدی افرا مجانی، 1388).
اهمیت و ضرورت مطالعه انگیزش
انگیزش دلایل رفتار افراد را نشان میدهد و مشخص میکند که چرا انسانها به روش خاص عمل میکند. رفتار دارای انگیزه، رفتاری با انرژی جهتدار است. از دیدگاه آموزشی انگیزه ساختار چندوجهی است که با یادگیری و پیشرفت تحصیلی مرتبط است (کریمی، 1388).
مبانی نظری انگیزش
نظریه انتظار- ارزش: نظریه‌پردازان ارزش- انتظار معتقدند انتخاب، پیگیری، عملکرد و انگیزه افراد تحت تأثیر باورهای آنان در مورد انتظار موفقیت در انجام تکلیف و ارزشمندی یک تکلیف برای آنان دارد (بیابان‌گرد، سیف، کریمی، عبد خدایی، 1385). به عقیده پتری (1991)، نظریه انتظار- ارزش بر بازنمایی شناختی و تأثیر هدفها تکیه میکند. این بازنمایی شناختی دارای دو ویژگی است: الف) انتظار ناشی از این که بروز رفتارهای ویژه به دست‌یابی به هدفهای معین میانجامد. ب) ارزش که این هدفها در نزد انسان یا جاندار وجود خواهند داشت. بر اساس این، تحقق انگیزش در نتیجه همراهی هر دو جزء هست.

نظریه انگیزش توانش: یکی از مفاهیمی که در بسیاری از نظریههای شناختی انگیزش در آموزش و پرورش مطرح بوده و نقش مهمی را ایفا میکند، مفهوم ادراک توانایی و انگیزش توانش است. ایده زیربنایی این ساختار انگیزش در مورد نگرش دانش‌آموز درباره توانایی عملکرد خویش است که زمینه‌ساز انگیزش می‌باشد.
نظریه خود ارزشی:به اعتقاد کوینگتون، خود ارزشی به ارزیابی افراد از ارزش خودشان اشاره میکند و مشابه مفاهیم عزت نفس و حرمت نفس است. مفروضه بنیادی نظریه خود ارزشی این است که افراد به طور طبیعی برای حفظ ارزش خود سعی و تلاش میکنند. نظریه ارزش خود، از طرفی بر چگونگی به وجود آمدن آن و از طرفی بر تأثیری که بر انگیزش و در نتیجه عملکرد و موقعیت و شکست میگذرد مبتنی است. نظریه ارزش خود، یکی از انگیزههای مؤثر در فعالیتهای تحصیل را نگهداری یا افزایش ارزشی خویشتن میداند (بیابان‌گرد و همکاران، 1385).
نظریه خودکارآمدی: یکی دیگر از ساختارهای انگیزش که فهم موفقیت دانشآموزان مطرح بوده و در سه دهه گذشته توجه قابل‌ملاحظه‌ای را از سوی پژوهشگران تعلیم و تربیت به خود اختصاص داده است، مفهوم خودکارآمدی است. آشر و پاجارز (2006)، ادراک خودکارآمدی مفهومی است که با نام بندورا پیوند خورده و با پژوهشهای وی در عرصه روانشناسی پدیدار شده است. در حوزه یادگیری و آموزش، خودکارآمدی به ارزشیابیهای شخصی دانشآموزان از قابلیتهای عمل به تکلیف اشاره میکند. یعنی آنها توانایی موفق شدن در آن تکلیف را دارند یا خیر (نقل از بیابانگرد و همکاران، 1385). اظهار میدارند که باورهای خودکارآمدی دانشآموزان، نقش کاملی در انگیزش تحصیلی، یادگیری و پیشرفت آنها ایفا میکند.
نظریه اسناد: از میان نظریههای شناختی، نظریههایی که چگونگی تفکر افراد درباره علتهای موفقیت و شکستشان را به عنوان تعیین‌کننده‌های اصلی انگیزش به حساب میآورند به نام نظریههای اسنادی معروف میباشند. در حوزه تحصیلی، دانشآموزی که در آزمون موفق میشود یا شکست میخورد، در علتیابی این موفقیت یا شکست، چه عاملی یا پدیدهای را تعیین‌کننده و مسؤل میدانند؟ بنابراین، اسناد به علت ادراک‌شده یک پیامد اطلاق میشود و عبارت است از توضیح فرد در مورد علت رخداد یک پدیده یا علت پیامدهای گوناگون (نقل از بیابانگرد و همکاران، 1386). نظریه اسنادی به ما کمک میکند تا دریابیم چگونه دانشآموزان، موفقیت و شکست خود را توضیح میدهند و چگونه این توضیحات در انگیزه آنها برای رفتارهای پیشرفت در آینده تأثیر میگذارد.
نظریه انگیزش درونی-بیرونی: میل تایدو و سونای (2003)، انگیزش درونی را انگیزشی که از عواملی، همچون علاقه یا کنجکاوی سرچشمه بگیرد نامیده است. بنا به تعریف ریان و دسی(2000)، انگیزش درونی تمایل ذاتی برای جستجو و تسخیر چالشها به عنوان اهداف فردی و علایق شخص است. و بر اساس تعریف فرچایلد و همکاران (2005)، انگیزش درونی، تحریک شدن و تعقیب کردن یک فعالیت صرفاً به دلیل لذت و ارضایی که از خود آن فعالیت بر میخیزد، است. انگیزه درونی از عوامل کلیدی انگیزه تحصیلی بشمار میرود.
نظریه هدفگرایی: به اعتقاد استیپک، (1988) بحث در مورد انگیزهها،

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته حقوق درباره : تائب