کسب مهارت های اجتماعی با رسانه های آموزشی مورد توجه بسیار قرارگرفته است،تاکید این شیوه ها به جای ذخیره سازی انبوهی از مطالب غیر مرتبط در ذهن دانش آموز بر درگیر کردن دانش آموزان با مسایلی است که با زندگی واقعی آنان مرتبط است به کارگیری این شیوه سبب می شود دانش آموزان به تفکر عمیق بپردازند،چگونه فکر کردن،چگونه خلق کردن وچگونه ارتباط برقرار کردن را بیاموزند(فونتانا1995،ترجمه فروغان1389) .با این حال در چنین فضایی که آموزش وپرورش به سمت وسوی روش های فعال تدریس در حرکت است ، چگونه یک شخص تحصیل کرده نیازمند اطلاعات، می تواند اطلاعات جدید را به موقع کسب کرده و در افزایش مهارت های اجتماعی خود به کار برد ؟ افراد جامعه چگونه می توانند مهارت های اجتماعی را در چرخه زندگی خویش جای دهند؟ برای پاسخ به این سئوال ها و دیگر سئوال های مشابه ابتدا باید به این سئوال پاسخ داد که روش تدریس آموزش دیداری شنیداری چیست ؟ با به دست آوردن شناخت از تعاریف ونظریه های مربوط به تدریس ،انواع روش تدریس،الگوی تدریس آموزش دیداری وشنیداری وروش های سنتی ومقایسه این دو روش می توان تمامی مسائل مطرح شده را بهتر درک نمود .ما در این فصل ابتدا به بررسی مفهوم و کاربردهای روش آموزش دیداری شنیداری وروش های رایج خواهیم پرداخت ، در نهایت در پرتو این تعاریف و ضرورت ها رابطه و هم پوشانی بین این دو واژه را به نمایش خواهیم کشید.
-1-2-تعریف روش تدریس
برای روش تدریس تعاریف گوناگونی ارائه شده که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:روش در مقابل واژه لاتینی « متد » به کار رفته است و واژه متد در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ انگلیسی به فارسی آرایان پور به روش ، شیوه ، راه ، طریقه ، طرز و اسلوب معنی شده است .
روش عبارت است ازفرایند عقلانی یاغیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت ویاتوصیف واقعیت درمعنای کلی تر روش هرگونه ابزار مناسب برای رسیدن به هدف می باشد
روش ممکن است به مجموعه راه هایی که انسان رابه کشف مجهولات هدایت می کندومجموعه قواعدی که هنگام بررسی وپژوهش به کار می روند ومجموعه ابزاروفنونی که آدمی راازمجهولات به معلومات راهبری می کنداطلاق می شود(مهرمحمدی،عابدی1389).در یک نگاه کلی راه انجام هر کاری را روش گویند.اصطلاح تدریس اگر چه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می رسد ،اکثر معلمان و مجریان برنامه های درسی با معنی و ماهیت درست آن آشنایی دارند . برداشتهای مختلف معلمان از مفهوم تدریس می تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ی کار کردن با آنها تأثیرمثبت یا منفی بر جای گذارد . روش تدریس نیز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد . درتعریف دیگری آمده که: از مراحل مهم طراحی آموزشی، انتخاب روش تدریس است. معلم بعد از انتخاب محتوی و قبل از تعیین وسیله، باید خط مشی و روش مناسب تدریس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابیر منظمی که برای رسیدن به هدف، با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ می شود “روش تدریس” گویندتدریس یک فعالیت است اما نه هر نوع فعالیتی ،بلکه فعالیتی که آگاهانه و براساس هدف خاصی انجام می گیرد عمل تدریس یک سلسله فعالیتهایی مرتب،منظم،هدفدار و از پیش طراحی شده است (پارسا1383).درتعریف دیگری تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحی منظم و هدفدار برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد(سیف1387) .هر فعالیتی که از جانب یک فرد به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگر صورت پذیرد را تدریس گویند تدریس عبارت است ازتعامل یارفتارمتقابل معلم وشاگرد،براساس طراحی منظم مفاهیم مختلف مانند:گرایش ها،نگرش ها،باورها،عادت ها وشیوه های رفتاروبه طورکلی انواع تغییراتی که می خواهیم درشاگردان ایجادکنیم دربرمی گیرد(سیدمحمدی1388) .درگذشته تدریس رادرس دادن یا انتقال معلومات و تجارب معین از ذهن معلم به ذهن دانش آموزان تعریف می کردند. بر اساس این تعریف، وقتی معلم وارد کلاس می شد به فعالیت و سخن گفتن می پرداخت و فراگیران جز گوش دادن و اجرای دستورها و یا انجام تکالیف تحمیلی او، وظیفه و نقشی نداشتند. .لیکن امروزه تدریس را تحریک، راهنمایی، سازمان دادن یا درگیری فراگیران تعریف می کنند از این رو معلم درس را با سئوال شروع می کند مهمترین فرق این تعریف با تعریف قبلی، این است که در تعریف اخیر معلم فقط نقش محرک و راهنما و سازمان دهنده دارد و فراگیر است که باید فعالیت کند؛ زیرا یادگیری وقتی درست انجام می گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثر، تنها هنگامی امکان پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. (پرویزیان1384).زیرا یادگیری وقتی درست انجام می گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثرتنها هنگامی امکان پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. از طرف دیگر در تدریس به این معنا، معلم نقش ضبط صوت متحرک را ایفا نمی کند بلکه وظیفه سنگین تر راهنمایی و سازماندهی را به عهده دارد(بهرنگی1387). تدریس اثر بخش، یادگیری معنادار را نتیجه می دهد؛ یعنی یادگیری، وقتی اتفاق می افتد که برای فراگیران کاملاً معنادار باشد و یادگیری در صورتی معنادار خواهد بود که فراگیران علاوه بر شناخت مفاهیم و ارزش آن شخصاً در امر یادگیری سهیم بوده و نسبت به آن موضوع احساس نیاز نمایند(مشایخ1386).بنابر آنچه ذکر شد روش تدریس عبارت است از: راه منظم، قاعده مند و منطقی برای ارائه درس. به عبارت دیگر، روش تدریس مجموعه فعالیت های برنامه ریزی شده ای است که در نهایت نه برای ارائه تدریس بهتر، بلکه برای یادگیری بهتر به کار می رود.بنابراین هر الگوی تدریس در واقع یک الگوی یادگیری است که به توسعه سبک های برخورد فراگیران با مسایل، کمک می کند.
برداشت چند گانه از مفهوم تدریس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ؛از مهمترین آنها ضعف دانش پایه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاههای مختلف تربیتی است. گاهی آشفتگی و اغتشاش در درک مفاهیم تربیتی به حدی است که بسیاری از کارشناسان ، معلمان و دانشجویان این رشته مفاهیمی چون پرورش ، آموزش ،تدریس و حرفه آموزی را یکی تصور می کنند وبه جای هم به کار می برند . این مفاهیم اگر چه ممکن است در برخی جهات وجوه مشترک و در هم تنیده داشته باشند ، اصولاً مفاهیم مستقلی هستند و معنای خاص خود را دارند (جعفری1390).پرورش یا تربیت «جریانی است منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی شناختی ، اخلاقی و اجتماعی یا به طور کلی رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعداد آنان است » (سیف ،1387 ) . بر اساس چنین تعاریفی، پرورش یک نظام است ، نظامی که کارکرد اساسی اش شکوفا کردن استعداد و تربیت شهروندانی است که هنجارهای مورد پذیرش جامعه راکسب کنند و متعهد به ارزشهای آن باشند .
2-1-3-اهمیت شناخت روش های تدریس :
معلم باید انواع روش های تدریس را به خوبی بشناسد.در زمان ها و مکان های مختلف از آنها به طور جداگانه یا ترکیبی استفاده نماید که بدون شک توفیق در این امر مستلزم تجربه و کارورزی آگاهانه می باشد که در این کار می توان از نظرات متخصصین تدریس ، تجربه همکاران استفاده لازم را کسب نمود (احدیان1388). امروز هدف نهائی آموزش و پرورش یادگیری دانش آموزان است و یادگیری،فعالیتی است که خود دانش آموزان انجام می دهند و معلم راهنمایی آنها می باشد .آنچه که دانش آموزان ضرورتاَ باید انجام دهند این است که بداند چه چیزی را باید یاد بگیرند و این کار را با آگاهی ومیل و با استفاده از انواع منبع و یا منابع آموزشی انجام خواهد داد .یادگیری و تدریس دو فرآیند جدا از هم می باشند . یادگیری در همه جا و همیشه و حتی بدون تدریس صورت خواهد گرفت و از طرف دگر هر تدریس نیز منجر به یادگیری نخوا هد شد یعنی شکست دانش آموزان به این معنی نیست که تدریس انجام نشده است (به نقل از بی آر .هگنام،ترجمه سیف2001).
2-1-4-تناسب سنجی روش های تدریس
تناسب روش ها با موضوع های درسی
موضوع های درسی را به روش های گوناگون می توان تدریس نمود. دانشمندان تعلیم و تربیت برای انجام این کار راه های مختلفی پیشنهاد نموده اند. هر یک از این شیوه ها به هدف آموزش، شرایط و مقتضیات کلاس، مطلب درس، تبحر و کارآیی استاد و… بستگی دارد.بنابراین نمی توان روشی به عنوان بهترین و مؤثرترین روش معرفی کرد. اما برخی دروس وگرایش های خاص نسبت به برخی الگوها سازگاری بیشتری دارند. درانتخاب الگوها، باید با مطالعه ماهیت هر الگو و نسبت سنجی آن با اهداف آموزشی، یک یا چند الگو را در یک درس بر سایر الگوها ترجیح داد(به نقل ازآناستازی آن،ترجمه طهوریان).هر چند تصمیم گیری قاطع از آن جهت که یک الگو به عنوان الگویی کاملاً متناسب و سازگار با ماهیت درسی و اهداف آموزشی آن انتخاب شود، کاری مشکل خواهد بود؛ به طور مثال الگوی پرسش و پاسخ برای تدریس دروسی که بیشتر جنبه تحلیل و بررسی مسائل عمومی روز را دارند مناسب می باشد؛ درحالی که کاربرد همین الگو برای برخی دوره های تحصیلی مناسب نیست یا حتی برای دوره های تحصیلات تکمیلی، اگر موضوع درس، بررسی مسائل پیچیده عقلی باشد مناسب نمی باشد. هنگامی کار پیچیده تر می شود که در یک موضوع درسی چندین الگو قابل اجرا باشد. در چنین صورتی راه های مختلفی وجود دارد از جمله این که استاد در تصمیم گیری و ترجیح یک الگو، میزان و نوع اثرات آن را سنجیده و انتخاب نماید یا آنکه جهت تنوع کلاس و درس، الگوها را در صورت سازگاری با هم تلفیق نماید.(سلسبیلی،1388).
2-1-5-تناسب روش های تدریس با اهداف آموزشی
یکی از مهارت های لازم در انتخاب و به کارگیری روش ها مناسب توجه به اهداف آموزشی است. اهداف آموزشی را می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود.
1-حوزه شناختی (یعنی، کسب دانش و اطلاعات)؛
2- حوزه عاطفی (یعنی تأثیر عاطفی و درونی که در آن با علاقه، انگیزش، نگرش و ارزشگذاری سر و کار داریم)؛
3- حوزه روانی- حرکتی (هر فعالیتی که علاوه بر جنبه روانی دارای جنبه جسمانی هم باشد مثلاً توانایی قرائت صحیح آیات و روایات در این حوزه جا داد) (بنی عقیل1387) .
2-1-6-تعریف رسانه های آموزشی :
«رسانه آموزشی ترجمه (Instructional Media ) است که (Media ) در لغت به واسطه ، وسیله ، ماده وسط یا ربط دو چیز ، حد واصل و سرانجام ، وسیله نقل و انتقال تعریف شده است ». فردانش (1382) رسانه آموزشی را چنین تعریف می کند: «رسانه آموزشی ابزاری است برای ارائه آموزش به فراگیر و طبیعتاً جزئی ازفرآیند آموزش و تکنولوژی آموزشی محسوب می شود نه تمام آن » . او با استفاده از یک تمثیل تعریف فوق را توضیح می دهد: «چنانچه فراگیر را مصرف کننده و آموزش را کالای مصرفی بدانیم ، رسانه همان وسیله ای است که کالا را از محل تولیدیا توزیع به دست مصرف کننده می رساند. به عبارت دیگر، آموزش ؛ کالا، فراگیر؛ مصرف کننده و رسانه وسیله انتقال و ارائه کالا به مصرف کننده یا آموزش به فراگیر است با توجه به تمثیل فوق نتیجه می‌گیریم که مثلاً در بسیاری از موارد که عامل اصلی آموزش معلم است رسانه آموزشی همان معلم خواهد بود. اگر فراگیر به دیدن یک برنامه آموزشی تلویزیونی دعوت شود و تمام آموزش را از تلویزیون دریافت کند، در این صورت رسانه آموزشی تلویزیون است. بنابراین رسانه آموزشی وسیله یا عاملی است که آموزش از طریق آن به فراگیر ارائه می شود».
«رسانه های آموزشی ، وسایل فیزیکی هستند که توسط آنها یک پیام آموزشی منتقل می شود» (گانیه و ریزر، 1983 ، ص 5)
«رسانه مکانیزمی است که افراد از طریق آن یاد خواهند گرفت ؛ بنابراین وقت کافی برای ارزشیابی بالقوه از آن را در نظر بگیرید» (اسکات ، ترجمه افضل نیا، 1388 ص 53)
امیر تیموری (1388) در توضیح نقش رسانه در آموزش و یادگیری چنین می نویسد: «در یک موقعیت ارتباطی خاص ، از جمله در موقعیتهای آموزشی،انتخاب رسانه مناسب با توجه به سایر عوامل، می تواند نقش مهمی در دستیابی مؤثرتر به اهداف مورد نظر داشته باشد.» (ص27). او همچنین نقش رسانه های آموزشی را در تسهیل یادگیری چنین بیان می کند: «با کمک گرفتن از رسانه های آموزشی مناسب، در بسیاری از موارد،مفاهیم غامض و پیچیده را آسانتر و سریعتر می توان به شاگردان آموخت؛ مثلاً جریان پیچیده همانند سازی و دو برابر شدن ژنها و کروموزومها در سلول به کمک یک فیلم نقاشی متحرک {انیمیشن} و با استفاده از رسانه ساده ای نظیر تابلوی مغناطیسی سریعتر انجام می شود»(ص38). به طور خلاصه دلایل زیر را می توان به مثابه دلایل منطقی برای کاربرد رسانه ها در آموزش بیان کرد:
-با توجه به نقش مهم رسانه ها در زندگی اجتماعی ، دانش آموزان انتظار دارند که رسانه ها در کلاس درس نیز چنین نقش مهمی را ایفا کنند؛ بنابراین رسانه ها عامل ایجاد انگیزش در آموزش به شمار می رود.
-رسانه های دیداری- شنیداری با ایجاد محیط آموزشی واقعی تر ، فرایند یادگیری را تسهیل می‌کنند.
-رسانه های آموزشی با اصالت بخشیدن به موضوع درسی، رابطه میان کلاس درس و موقعیت های زندگی اجتماعی روزمره را برای فراگیران مملوس تر می سازند.
-نقشی که اطلاعات درونداد در یادگیری ایفا می کند بسیار مهم است . با استفاده از رسانه ها معلم منابع اطلاعاتی مختلف را در اختیار فراگیران قرار می دهد.
– طبق نظریه طرحواره شناختی ما اطلاعات جدید را براساس اطلاعات قبلی ذخیره شده در حافظه درک می کنیم ،مطالب رسانه ای سبب فراخوانی اطلاعات قبلی می شود و بدین ترتیب فرایند یادگیری را غنی تر و آسانتر می کند.

مطلب مرتبط :   دانلود مقاله برنامه ریزی استراتژیک و شناخت نقاط قوت و ضعف